آخرین تیری که معارف اصفهان در ترکش داشت!

در این سال عجیب کرونایی که بر ما گذشت و چند روز دیگر باقی است تا به سالگردش برسیم؛ بسیاری مفاهیم و تعاریفی که سال‌های سال بود با آن‌ها خو گرفته بودیم، به‌مرور رنگ عوض کردند و چهره‌ای تازه از خود را بر ما نمایان ساختند. از زمان اعلام ورود کرونا به ایران تا به امروز که با تمام سختی‌ها و تلخی‌هایش، منتظر تزریق واکسن آن هستیم، گویی با همان شیب ملایمی که ویروس را شناختیم، برخی امور هم که عادتمان شده بود، تغییر کرد.

تاریخ انتشار: 09:46 - سه‌شنبه 21 بهمن 1399
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه

یکی از بارزترین و ملموس‌ترین این امور، آموزش و پرورش است. شاید به جرئت بتوان گفت که مجموعه آموزش و پرورش در این یک سال، بیشتر از تمام سیستم‌ها دچار تغییر و دگرگونی شد.  یک سال تعطیلی اجباری در تمام مقاطع تحصیلی از دبستان و دبیرستان گرفته تا دانشگاه‌ها و انتقال به ناچار فعالیت‌های آموزشی به فضای مجازی، اگرچه سختی‌ها و بی‌نظمی‌های فراوانی به همراه داشت، اما تجربیات جالب و عرصه‌های نوینی را به این سیستم معرفی کرد. برای مثال، شاید پس از عبور از این دوران، در سطح آموزش دانشگاهی گزاره «استاد پروازی» دیگر چندان به کار نیاید. چرا که فضای مجازی، این امکان را فراهم آورده تا دانشگاه‌ها برای تکمیل کادر آموزشی خود، نه‌تنها از استادان دانشگاه‌ها در شهرهای دیگر بهره ببرند، بلکه امکان برقراری کلاس‌های بین‌المللی نیز وجود دارد.
 البته این امکان پیش از دوران کرونا هم وجود داشت، اما تعطیلی اجباری در آموزش حضوری، راه را برای شناخت و استفاده همگانی این قابلیت هموار کرد. با این مقدمه به سراغ گزارشی در روزنامه اخگر می‌رویم که درباره کوچ اجباری یا اختیاری یک معلم است از اصفهان به شهری دیگر در سال 1311 شمسی که مقایسه جالبی از فضای آموزش و پرورش در نود سال پیش با نسخه مجازیِ امروزه آن، به دست می‌دهد: «حرکت قابل تأسف آقای حشمت‌الله خان‌دهش، معلم ریاضیات عالی مدارس متوسطه اصفهان، نظر به اینکه از طرف معارف رشت با حقوق کافی و آبرومندی به سِمَت معلمی ریاضیات مدرسه متوسطه شاهپور رشت انتخاب شده بودند، امروز به طرف رشت حرکت نمودند. حرکت آقای دهش به رشت دومین ضربه‌ای بود که معارف رشت به معارف اصفهان وارد آورده است. معارف رشت و اصفهان در نظر ما تفاوتی ندارد. رشت و اصفهان هر دو از بلاد نامی و محبوب وطن ما به شمار می‌روند؛ ولی تفاوت اینجاست که رشت قدر مردم مفید را می‌داند و اصفهان نمی‌داند. معارف رشت چشم توجه خود را به اکناف مملکت دوخته، معلمین و مدیران دانشمند جدی را به طرف خود جلب می‌کند و معارف اصفهان این قبیل معلمین لایق خود را از دست می‌دهد.
 به عقیده ما برای معارف اصفهان منتهای فلاکت و بدبختی است که از چهار سال قبل معلمین درجه اولی مثل آقایان آرام، نوری، جناب پورمند و دهش را از دست داده است. دهش آخرین تیری بود که معارف اصفهان در ترکش داشت و این هم از شصت او رفت. معلوم نیست که وزارت جلیله معارف چرا تا این درجه نسبت به معارف اصفهان بی لطف است و چرا معارف کلیه بلاد مملکت را مورد توجه قرار داده و نسبت به ترقی معارف اصفهان از خود بذل توجهی نمی‌نماید. این یک معمایی است و غیر از اینکه بگوییم اهالی اصفهان خود لایق داشتن معارف صحیحی نیستند، دلیل دیگری ندارد. اگر اصفهانی هم مثل رشتی میل داشت معارف خوب داشته باشد حالا داشت و قطعا وزارت معارف نمی‌توانست با دیده بی‌اعتنایی به معارف اصفهان نظر نماید. ترقیات معارف ولایات خوزستان، گیلان، مازندران، طهران، شیراز و تبریز را در عرض این چند ساله اخیر نسبت به اصفهان از آنجا می‌توان سنجید که بین بودجه‌های چند سال قبل آن‌ها با بودجه چند سال قبل اصفهان و بودجه حالیه آن‌ها با بودجه فعلی اصفهان، مقایسه دقیقی به عمل آورد. قطعا با این مقایسه تصدیق خواهید کرد که معارف اصفهان ترقی زیادی نکرده و بلکه از جهات معنوی روز به روز بیشتر راه‌پیمای قوس نزول گردیده است. چرا؟ عرض کردم این یک معمایی است و باید گفت خدایا زین معما پرده بردار! »(اخگر، شماره 789، 6 مهر 1311) از جمله نکات قابل توجه در این گزارش، مسئله بودجه معارف اصفهان است و ابهامی که در آن وجود داشته است.
در ستون قبلی نیز که به چگونگی شکل‌گیری اولین کتابخانه عمومی در اصفهان پرداختیم، (اصفهان زیبا 5 بهمن 1399) نویسنده اخگر به مبحث بودجه و عدم برنامه‌ریزی مناسب در جهت تقسیم و تخصیص آن به گروه‌های مختلف اشاره کرده بود. اما نکته دیگر، مهاجرت چهار معلم از اصفهان به شهرهای دیگر است که از معلمین لایق و درجه اول بوده‌اند و احتمالا تصمیم آنان ناشی از نابسامانی وضعیت در معارف اصفهان بوده است. گزارش اخگر به حقوق کافی و آبرومندی در رشت اشاره و در واقع انگیزه این مهاجرت را مسائل مادی بیان کرده است که البته انگیزه کمی نیست، اما شاید تفاوت فضای فرهنگی و سیاسی هم در این مهاجرت نقش داشته است. در این موردِ به‌خصوص و مهاجرت به شهر رشت، احتمالا فضای فرهنگی و سیاسی بازتر و مناسب‌تری در دوران پهلوی اول در رشت مهیا بوده که می‌تواند عامل جذب معلمان به آنجا بوده باشد.