در ادامه مطلب ستون پیشین (اصفهان زیبا، یکشنبه 17 اسفند 1399)، نویسنده روزنامه اخگر همچنان به مقایسه میان اصفهان و پاریس علاقه نشان میدهد. پاراگرافی که در بالا آمد بخشی از مقاله نوروزی اخگراست که در اولین روز از فروردینماه سال 1309 خورشیدی منتشرشده
است. فروردینی که پس از زمستان سخت و با سرمای بیسابقه سال 1308 شمسی، بالاخره سررسید و حالا به شکرانه آمدنش، روزنامه اخگر ویژهنامه نوروزی ترتیب داده و با مطالب و تصاویر متنوع، مخاطبان را به خواندن روزنامه تشویق میکند: «شماره نوروز اخگر شماره نوروز اخگر با طرز جالبتوجهی انتشار مییابد. مقالات این شماره به قلم نویسندگان بزرگ تهیهشده، گراورهای (تصاویر) متعدد و اطلاعات مهمی در این شماره از زیر نظر دقیق خوانندگان خواهد گذشت. تعداد صفحات این شماره بالغبر 20صفحه خواهد بود. علاوه بر اینکه میزان مشترکان، متجاوز از یک هزار نسخه فقط برای تکفروشی از این شماره طبع خواهد شد. چراکه یقین داریم اصفهانیهای صاحبذوق و محصلان محترم مدارس در خرید تکشماره مهم عید، بر یکدیگر سبقت خواهند گرفت و ما هم مخصوصا آنها را به خرید و قرائت این شماره دعوت میکنیم»(اخگر، ش 310، اسفند 1308). اما برگردیم به پاراگراف اول که بخشی از مقاله همین شماره نوروزی است. عنوان مقاله: «برای جلب سیاحان» است. همانطور که از عنوان پیداست، نویسنده سعی دارد به زیباییهای شهر اصفهان بپردازد و جاذبههای گردشگری آنکه زمینه جذب سیاحان و رونق اقتصادی که به همراه خواهد داشت را گوشزد کند. در همان پاراگراف، منظور نویسنده ازجمله« زمانی این شهر عروس بلاد دنیا بود»، اشاره به اصفهان عصر صفوی است. مقایسه اصفهان صفوی با پاریس امروزی که به عروس شهرهای جهان شهره است، نیز از همین جنبه است؛ چراکه اصفهان صفوی سیاحان اروپایی بسیاری را به خود جذب کرده بود که اتفاقا توصیفات دقیق همان سیاحان، امروزه از منابع مهم در شناخت اصفهان صفوی به شمار میآید. اکنون بخشهایی از مقاله را باهم میخوانیم: «اصفهان از حیث اهمیت موقعیت طبیعی و جغرافیایی و ازلحاظ وضعیت تجارتی و فلاحتی و صناعتی خویش یکی از مهمترین بلاد ایران است و بلکه میتوان گفت از جهات فوق بر تمام شهرهای ایران برتری دارد؛ چراکه کمتر شهری در ایران وجود دارد که فصول چهارگانهاش (قطعنظر از برودت خارق عادت زمستان امسال) مانند اقلیم اصفهان معتدل بوده و از حیث صفا و طراوت طبیعی بتواند با این بوستان بهشتآیین طبیعت برابری کند. کثرت آب و اشجار و مزارع و چمنهای سرسبز اطراف شهر و هوای خلدآسای باغات و بوستانهای آن مزیت مخصوصی به این شهر بزرگ باستانی داده و مخصوصا طراوت و صفای حواشی رودخانه زایندهرودش حکایت از خلد برین میکند.
عمارات تاریخی اصفهان از قبیل مسجد جامع، مسجد شاه، گنبد شیخ لطفالله، مدرسه چهارباغ، عالیقاپو، چهلستون، هشتبهشت، چهارباغ و پلهای خواجو و حتی منارجنبان که در قریه کارلادان واقع است، هر یک بهتنهایی از بزرگترین شاهکارهای صنعتی و از مهمترین آثار برجسته قدرت و عظمت نیاکان ما محسوب و بهترین معرف ذوق سرشار ایرانی در عالم صنایع ظریفه و علم معماری به شمار میرود. در اهمیت آبوهوا، صفا و طراوت، عظمت و شکوه عمارات تاریخی این شهر همین بس که یک نفر از نویسندگان بزرگ فرانسه، پیر لوتی، یکی از شاهکارهای مهم ادبی خود را به نام «بهطرف اصفهان» برای وصف این شهر عظیم باستانی تخصیص داده و دهها سیاحان و نویسندگان مهم اروپایی در اطراف غرایب و بدایع تاریخی آن داد سخن سر دادهاند. ولی با این وصف، متأسفانه مورد بیلطفی و عدم توجه اولیای دولت و افراد ملت قرارگرفته، برای آبادی و اصلاح خرابیهای وارده بر پیکر فرسودهاش کمک و مساعدتی نمیشود. اگر اندک توجهی برای اصلاح و عمارت اصفهان میشد ما یقین داشتیم که سالیانه یک الی دو هزار نفر سیاح خارجی به طرف این باقیمانده آثار قدرت مادی و معنوی ایرانی روی گذاشته و صدها هزار تومان در این مملکت خرج کرده، دولت و ملت ایران را منتفع مینمودند» (اخگر، ش 314، یکم فروردین 1309).
در ادامه مقاله، به پاراگرافی میرسیم که در ابتدای مطلب آورده شد، نویسنده از بلدیه ضعیف و ناکارآمد اصفهان گلایه میکند که نهتنها مهمانخانه و تفرجگاه برای سیاحان خارجی مهیا نکرده است، بلکه به امر رسیدگی به خیابانها و معابر شهر برای رفاه حال شهروندان نیز نمیپردازد. البته او، در پایان مقاله راهحلهایی برای عبور از آن شرایط نابسامان ارائه میدهد. راهحلهایی که بعدها زمینه ایجاد شهرداری و قوانین مربوط به آن را فراهم میسازد: «… لیکن بهترین طریق اصلاح، تأسیس انجمن بلدیه قانونی و تصویب مالیاتهای کوچک است که (از مردم) گرفته و ضمنا با سایر مساعدتهای مادی و معنوی دولت، صرف تعمیر و مرمت بنمایند» (همان).
امروزه، اگرچه شهرداری اصفهان از قویترین و کارآمدترین شهرداریهای کشور است و در حفظ زیباییهای طبیعی و تاریخی شهر در حد وسع خود تلاشهای لازم را انجام داده است، اما سؤال این است که آیا پس از نود سال که از این مقاله اخگر میگذرد، زمینههای جذب توریست و درآمد بالایی که از صنعت گردشگری با توجه به پتانسیل قابلتوجه شهر تاریخی اصفهان، عاید این شهر و شهروندانش خواهد شد، ایجادشده است؟
برای جلب سیاحان
«اصفهان بلدیه ندارد و در سایه نداشتن یک بلدیه قوی و نیرومند، هنوز در این شهری که زمانی عروس بلاد دنیا بود و حکم پاریس امروزی را داشته است، چهار خیابان نظیف، یک صحنه تئاتر، یک سالن سینما، دو سه مهمانخانه حسابی، سه چهار مؤسسه صحی، یکی دو تفرجگاه صحیح عمومی که بتواند وسایل آسایش و سرگرمی و رفاه مسافر خارجی را فراهم کند به وجود نیامده و از قراین احوال به این زودیها هم به وجود نخواهد آمد…» (اخگر، ش 314، یکم فروردین 1309).
-
زهرا علوی
خبرنگار



