تابوی اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی باید شکسته شود

سرانجام خرداد از راه رسید؛‌ ماهی که ســیــزدهمــیــن دور انـتــخابــات ریاست‌جمهوری در بیست‌وهشتمین روز آن برگزار خواهد شد. از لحظه ثبت‌نام کاندیداهای این رقابت تا اعلام نتایج بررسی صلاحیت نامزدها در چند روز آینده، احتمال‌ها و پیش‌بینی‌های بسیاری در فضای رسانه‌ای کشور و در گفت‌وگو با تحلیلگران و فعالان سیاسی مطرح است. در حالی به انتخابات سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری نزدیک می‌شویم که فضای سیاسی کشور در شرایطی مبهم و پر چالش به سر می‌برد. موضوع‌هایی هــمچـــون رد یــا تــأیــیــد صلاحیت نامزدها، احتمال تکرار انتخابات 98 با محدود شدن فضای رقابتی و در نهایت بررسی میزان مشارکت عمومی از بحث‌های داغ این روزها در محافل سیاسی است. 
تاریخ انتشار: ۱۷:۵۵ - شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۰
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
آنچه این انتخابات را با دوره‌های گذشته متمایز می‌کند، وجود اپلیکیشن‌های نوظهوری همانند کلاب‌هاوس است که بیشتر از سطح جامعه حال‌وهوای انتخاباتی دارد و قشرهای مختلف مردم از طریق بستر مجازی با یکدیگر به بحث و تبادل‌نظر می‌پردازند. کاندیداهای انتخابات که هنوز منتظر اعلام نظر نهایی شورای نگهبان هستند با حضور در کلاب‌هاوس خود را در معرض پرسش کاربران قرار می‌دهند و ساعت‌ها با آن‌ها گفت‌وگو می‌کنند. برخی سه‌گانه لاریجانی، رئیسی و جهانگیری را سه نامزد اصلی انتخابات می‌دانند و برخی دیگر حضور یک کاندیدای نظامی را غیر محتمل نمی‌دانند. از سوی دیگر فضای انتخابات ریاست‌جمهوری تحت تأثیر شرایط اقتصادی و وضعیت معیشتی و نارضایتی که در میان اقشار مختلف مردم وجود دارد، قرار  دارد.  مهدی آذربایجانی، فعال سیاسی اصول‌گرا، در گفت‌وگو با «اصفهان‌زیبا» از فضای سیاسی و انتخاباتی کشور می‌گوید و معتقد است که بررسی صلاحیت‌ها از سوی شورای نگهبان فارغ از جناح بندی‌های سیاسی است و تنها بر اساس سوابق و تطبیق آن‌ها با مصادیقی که برای احراز صلاحیت لازم است، صلاحیت کاندیداها بررسی می‌شود. او با اشاره به اینکه فضای سیاسی ایران برای پیشرفت نیاز به جریان‌های سیاسی نوین دارد، معتقد است که جریان اصلاح‌طلب و اصـــول‌گــرا به‌شدت انحصارطلب هستند و با رفتارهای استکبارگونه غلبه گفت‌وگوی خود را بر مردم از دست داده‌اند. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

در آســتــانــه انــتــخــابــات ریاست ‌جمهوری هستیم. به نظر می‌آید فضای فکری مردم نسبت به آینده این انتخابات و در راستای حل مشکلات کشور چندان امیدوار کننده نیست. نظر شما چیست؟

بنده این موضوع را قبول ندارم. ممکن است مردم از جناح سیاسی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا ناامید شده باشند، اما از اصلاح امور ناامید نیستند. تصور بنده این است که فضای سردی در این انتخابات نخواهیم داشت و شاهد یک انتخاب پرشور مانند انتخابات گذشته خواهیم بود.

آیا با وجود تعدد گزینه‌های ثبت‌نامی برای انتخابات و با گرایش اکثریت اصول‌گرا یا میانه رو می‌توان انتظار رقابتی دوسویه و بدون ائتلاف را همچون دوره‌های گذشته داشت؟

هـــمــان‌طــور که اشاره کردید، تکثر کاندیداها در این انتخابات وجود دارد؛ اما ما صرفا شاهد دو جناح خاص اصول‌گرا و اصلاح‌طلب نیستیم. در حال حاضر اندیشه‌های مختلفی در طیف اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی ایجاد شده‌اند که بعضا ممکن است در هر دو طیف نیز با هم متناقض باشند. از طرفی، افراد مختلف از هر طیفی حضور دارند و بعید می دانم شورای نگهبان در احراز صلاحیت‌ها اصلا نگاهی به طیف سیاسی یا جریان حزبی داشته باشد و صرفا با بررسی سوابق و تطبیق آن‌ها با مصادیقی که برای احراز صلاحیت لازم است، بررسی‌های لازم را انجام می‌دهد.
 اما گزینه‌های اصلی جریان اصلاحات در میان ثبت‌نام کنندگان حضور ندارند و گمانه زنی‌ها نیز حاکی از پیروزی جناح مقابل اصلاحات است.
این فرض شما مبنی بر اینکه گزینه‌های اصلی اصلاح‌طلبان در بین ثبت‌نام‌کنندگان حضور ندارند، فرض درستی نیست. آقای جهانگیری و افرادی همچون آقای رهامی یا محسن هاشمی اصلی‌ترین گزینه‌های اصلاح‌طلبان هستند. البته هیچ منعی برای ثبت‌نام گزینه‌های اصلی این جناح وجود نداشت و آن‌ها هم می‌توانستند در این انتخابات حضور پیدا کنند. از سوی دیگر، به نظر بنده نگاه مردم در این انتخابات، نگاه به اصول‌گرا و اصلاح‌طلب نیست؛ بیشتر به برنامه‌ها و نوع شخصیت افراد و سلوک آن‌ها در حل مسائل می‌پردازند تا گرایش سیاسی آن‌ها.

 اما اصلاح‌طلبان باز هم گزینه‌های بسیار کمی در مقایسه با اصول‌گرایان روی میز دارند. از طرفی در بررسی صلاحیت‌ها ممکن است تعداد بسیاری از آن‌ها رد صلاحیت شده و این طیف مجبور به ائتلاف با میانه رو ها شوند. در این شرایط باز هم عقیده دارید که این رقابت دو سویه است؟

این‌که اصلاح‌طلبان گزینه‌های زیادی در این انتخابات ندارند، بنده قبول ندارم. شاید نیمی ازثبت‌نام‌کنندگان یا اصلاح‌طلب هستند یا متمایل به اصلاح‌طلبان. اگر هم اصلاح‌طلبان بخواهند با میانه‌روها که مهم‌ترین مصداقشان آقای لاریجانی است ائتلاف کنند، دلیلش این نیست که گزینه دیگری ندارند؛ بلکه آن‌ها با آگاهی از این موضوع که به دلیل عملکرد پیشین آن‌ها از سوی مردم اقبالی نخواهند داشت، دست به ائتلاف می‌زنند. این احتمال وجود دارد که همانند دوره قبل که گزینه اصلی اصلاح‌طلبان آقای عارف بود، اما به خاطر کسب پیروزی به حمایت از آقای روحانی پرداختند، بار دیگر تکرار شود. به عبارتی، این موضوع ربطی به موارد جانبی نخواهد داشت و بیشتر به نوع سلوک و عملکرد اصلاح‌طلبان بستگی دارد.

ظاهرا در جناح اصول‌گرا نیز بر سر کاندیداها اختلاف سلیقه وجود دارد. به نظر شما کدام یک از گزینه‌های این طیف شانس بیشتری برای صعود دارند؟

آقــای جهانگیری نماینده جریان واپس‌گرا یا تجدیدنظرطلب یا به تعبیر مؤدبانه‌تر، اصلاح‌طلب، آقای لاریجانی نماینده جریان محافظه‌کار یا به تعبیر مؤدبانه‌تر اصول‌گرا و آقای رئیسی نماینده جریان انقلابی و پیشرو هستند. مابقی داوطلبان نیز ذیل این سه تفکر قابل تقسیم‌بندی هستند؛ برای مثال، آقای سعید محمد و سعید جلیلی و تا حدودی آقای ضرغامی را می‌توانیم در جریان انقلابی تقسیم‌بندی کنیم و مابقی آقایان نیز در جریان اصول‌گرا، اصلاح‌طلب، تجدیدنظرطلب یا محافظه‌کار جای می‌گیرند. از طرفی، اینکه ما صرفا جریان‌های سیاسی را منحصر به جناح اصول‌گرا و اصلاح‌طلب کنیم، اشتباه است. انقلاب رشد پیدا کرده و جلو رفته است. ممکن است آقای رئیسی به‌عنوان گزینه اصلی اصول‌گرایان مطرح باشد و همه بر سر آن اجماع نظر داشته باشند، اما تفکر بنده این است که اتفاق‌های دیگری نیز در این رقابت رقم خواهد خورد. ما باید منتظر باشیم و ببینیم در جریان فعالیت‌ها و مناظره‌ها چه اتفاق‌هایی می‌افتد و اینکه تکثر یا اجتماع در جریان‌های مختلف سیاسی، چگونه صورت خواهد گرفت.

منظور شما این است که همچون دوره‌های گذشته و صرف‌نظر از احتــمال‌هــای کنــونــی نتیجه این انتخابات همه را شگفت زده خواهد کرد؟

کلا نتایج انتخابات در کشور ما قابل پیش‌بینی نبوده و نیست؛ به‌خصوص انتخابات ریاست‌جمهوری. نه تنها انتخابات 76 و 88 که انتخابات 92 و 96 نیز چندان و به راحتی قابل پیش‌بینی نبود و این‌ها همگی ناشی از رشد و پیشرفت دموکراسی در ایران است؛ چراکه مردم نشان داده‌اند تصمیم با خودشان است و کسی نمی‌تواند آن‌ها را به هر سمت‌وسویی راهبری کند. این مردم هستند که حرف آخر را از طریق صندوق‌های رأی می‌زنند. بنابراین این احتمال وجود دارد که نتایج انتخابات بر خلاف پیش‌بینی‌ها رقم بخورد.

آیا با این موضوع موافق هستید که نظارت شورای نگهبان بر کاندیداها و البته ابلاغ شرایط نامزدهای انتخاباتی از سمت این شورا باعث محدود شدن نامزدهای این رقابت می‌شود و این موضوع بر میزان مشارکت مردم تأثیرگذار خواهد بود؟

قــانــون اســاســی و تفسیر اصل‌های قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است. بنده معتقدم این تعیین خطوط کردن‌ها برای رجل سیاسی‌مذهبی از شئون تفسیر قانون اساسی است و این موضوع دایره نامزدها را تنگ نمی‌کند، بلکه نوعی تعیین‌‌تکلیف در این‌که چه افرادی می‌توانند برای ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کنند، به حساب می‌آید.

اما ما نمونه‌ای از رد صلاحیت‌های گسترده نامزدهای انتخابات شوراهای شهر را داریم که اکثرا از طیف اصلاح‌طلب بودند و از نظر بسیاری از کارشناسان باعث رقابتی‌نشدن انتخابات و بسته بودن دست مردم در انتخاب کاندیداهای مورد نظرشان خواهد بود. این‌طور نیست؟

تأیید یا رد نامزدهای انتخابات شوراها بر اساس جریان‌ها، نوعی تلقی از سوی افرادی است که نظر سیاسی و فردی خود را مبنا قرار داده‌اند؛ چراکه دیدگاه آن‌ها به رد یا تأیید خودشان نیز بر همین اساس است. متأسفانه در جامعه‌ای که همه چیزش مخلوط با نگاه‌های سیاسی‌گونه است، وجود این بحث‌ها نیز دور از انتظار نیست. از طرفی، حضور یا عدم‌حضور مردم ربطی به تأیید یا رد جریان‌های سیاسی، خصوصاجریان‌های فرسوده یا پوسیده اصول‌گرا و اصلاح‌طلبی، ندارد.

 ارزیابی شما از فضای انتخاباتی حاضر در ایران در مقایسه با دوره‌های پیشین چیست؟ آیا احزاب را منفعل و بی‌تأثیر بر رویدادهایی همچون انتخابات نمی‌بینید؟

نوع فعالیت سیاسی در دوره‌های گذشته با این دوره کمی تفاوت دارد. ویروس کرونا نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در این وضعیت داشته است. بنده قائل به افول نگاه سیاسی نیستم؛ بلکه قائل به این هستم که جریان‌های سیاسی در قالب کنونی و نوین هستند و احزاب با قالب‌های قدیمی پاسخ‌گوی نیازهای سیاسی جوان‌ها و مردم نیستند. به همین دلیل تفکر برخی بر این است که جریان‌ها کمی سست شده‌اند؛ درحالی‌که این‌طور نیست.

 شما از جریان‌های نوین سیاسی صحبت کردید. آیا اعتبار جناحین سیاسی در میان مردم، تاریخ مصرف دارد و هر دوره طیف‌های جدید با رویکردهای به روز را می‌طلبد؟

جریان اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی به نوعی غلبه گفت‌وگوی خود را از دست داده‌اند و دیگر آن سرمایه اجتماعی را که باید داشته باشند، ندارند. مردم فارغ از این گفتمان‌ها به‌ دنبال گفتمان‌های جدیدی هستند تا برای آن‌ها زندگی راحت‌تر و اخلاقی‌تری را رقم بزنند. گفتمان آزادی، در دوم خرداد76؛ گفتمان عدالت در 23تیر 84 و گفتمان سازش با دنیا در 92 گفتمان‌هایی بودند که مردم آن‌ها را تجربه کردند و هرکدام سود و زیان‌هایی را برای معاش و معاد آن‌ها داشتند. در این دوره باید دید که مردم چه گفتمانی را در گام دوم انقلاب اسلامی خواهند پذیرفت. سرمایه اجتماعی انقلاب و نظام پابرجاست؛ اما مردم دیگر حاضر نیستند این سرمایه را به پای جریان‌های سیاسی تاریخ مصرف گذشته، خرج کنند.

فعالیت‌های سیاسی احزاب اصفهان تا چه اندازه بر کیفیت انتخابات ریاست‌جمهوری دوره‌های پیشین مؤثر بود؟

ما در اصفــهــان بــه نــوعــی تــابــع جریان‌های کشوری بودیم. اصفهان همواره یک ضلع تأثیرگذار و مهم در انتخابات ریاست‌جمهوری بوده است؛ کما اینکه معتقدیم موج حمایتی از آقای احمدی‌نژاد در 1384 و آن آرای خاموشی که ایشان را به دور دوم انتخابات کشاند از اصفهان و از جلسه ایشان در مسجدسید به پا خاست. همه ما خوب می دانیم که دو جریان راست و چپ در اصفهان همواره به صورت سنتی نماینده خود راداشته‌اند. این دوره اما ممکن است مقداری بافت جریانی به هم بریزد و افراد جدیدتری ظهور پیدا کنند و در پی آن اتفاق‌های تازه‌ای نیز در فضای سیاسی شهر دیده شود.

 به منظور ایجاد فضایی سالم در افزایش اعتماد عمومی و بالا بردن مشارکت سیاسی مردم در این انتخابات که اکثرا  از کشمکش‌ها و اختلاف‌های حزبی و جناحی نشئت می‌گیرد، چه باید کرد؟

در وهله اول، باید نشاط اجتماعی در جامعه افزون شود؛ ثانیا، شکستن تابوی دو جریان اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی باید رخ دهد. این دو جریان به شدت انحصارطلب هستند و رفتارهای استکبارگونه دارند. هیچ یک از آن‌ها اجازه نمی‌دهند رویش‌های جدیدی حتی ذیل خودشان رشد کند. در طیف اصول‌گرایی هر جریانی که حرف جدید یا رویه متفاوتی داشته باشد، سرکوب می‌شود و در مقابل، در جریان اصلاح‌طلب نیز همین شرایط وجود دارد. البته به نظر بنده تیغ جریان‌های اصول‌گرا و اصلاح‌طلب کند شده است و دیگر نمی‌توانند با رویش جوانه‌هایی که در عالم سیاست و برای تحقق پیشرفت کشور جوانه زده است، برخورد کنند. از طرفی، به مرور زمان و با فرسوده‌شدن افرادی که همواره نگاه انحصارطلب‌ها را دارند، امید مردم به این‌که اندیشه‌های نوین جای تفکرات قدیمی را که همواره امتحان خود را پس داده و ناموفق بوده‌اند، افزایش می‌یابد و این باعث رونق فضای سیاسی کشور خواهد شد.