فرزندِ رشیدِ فضل الله همدانی!

چه خوب است که مشخصه هر انسانی لبخند روی لبش باشد و دکتر اله‌یاری مرد بزرگ تاریخ آن‌قدر مهربان و خوش‌برخورد و خوش رو بودند که قبل از اینکه ما به ایشان سلام کنیم، با لبخندِ بر لبشان به ما سلام می‌کردند. چقدر شیرین و گویا تاریخ را برایمان تحلیل می‌کردید. هنوز صدای شما در گوشم هست. تاریخ گواه این ماجراست که سوختید تا بسازید اندیشه‌های نو را. ما ورودی‌های سال ۹۱ بودیم. دقیق به یاد دارم که شما هیچگاه در کلاس حضور و غیاب نکردید، ولی به یاد ندارم دانشجویی در کلاسِ درسِ شما غایب باشد.

تاریخ انتشار: 11:09 - سه‌شنبه 25 خرداد 1400
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه

 ما برای رسیدن زمان کلاس، لحظه‌شماری می‌کردیم تا دمی با شما بگذرانیم و از بیانات گهربار شما فیض ببریم. تاریخ با گوشت و خون و با اندیشه شما عجین شده بود. ما سوار بر اندیشه‌های شما مسافر زمان می‌شدیم و در میانه‌ترین دوران تاریخی ایران فرود می‌آمدیم و در آنجا زندگی می‌کردیم. من به یاد ندارم سر کلاس با خود کتاب یا جزوه یا لپ‌تاپ آورده باشید. گاهی مجبور می‌شدید تماس‌های ضروری را پاسخ دهید، اما حضور ذهن قوی شما باعث می‌شد که بدون فوت وقت بعد از پایان تماس بدون جاانداختن چیزی به تدریس خود ادامه دهید. به‌خوبی به یاد دارم که وقتی شما به سمت ریاست میراث رسیدید چقدر ذوق می‌کردیم و همه‌جا اعلام می‌کردیم دکتر اله‌یاری استاد ماست. هنوز به یاد دارم که وقتی سر کلاس به شما خبر تخریب کلیسایی را دادند چقدر خاطرتان مکدر شد و غم سنگینی بر چهره شما نشست. شما همواره ما را تشویق می‌کردید که به سمت هنر برویم و با هنر خو بگیریم. شما به ما یاد دادید چگونه هویت ایرانی را از دل شاهنامه و دیوان حافظ و سعدی و …. بیرون بکشیم. شما به ما فهماندید که ایرانیان با رفتارشان باعث می‌شدند مهاجمان به ایران، ایرانیزه بشوند و با اندیشه‌های ایرانی خو بگیرند. قوم فاتح همیشه به نیروی ایرانی تکیه می‌کرد. چه‌بسا وزرا و دانشمندانی که جانشان را گذاشتند برای حفظ ایران و هویت ایرانی. و اکنون که بیش از ۷ قرن، از مرگ رشیدالدین فضل الله همدانی می‌گذرد، شما فرزندِ رشیدِ فضل الله همدانی برای حفظ و پاسداری از ایران و هویت ایرانی از جان و دل مایه گذاشتید و چه ناباورانه جانتان را در این راه به معبود ازلی بخشیدید. در مقام داور پایان نامه چنان محیط امن و آرامی را ایجاد کردید که من هیچگاه حس نکردم شما داور پایان‌نامه من باشید و دلسوزانه مرا راهنمایی کردید و با اندیشه‌های نابتان ذهن من را باز و علاقه‌مندتر به تاریخ و ایران کردید. حیف و صد حیف که دیگر در بین ما نیستید و جای شما تا ابد خالی می‌ماند. روحتان شاد و یادتان گرامی.