او همپای تدریس از چاپ کتابهای غنی غافل نشد. سخنرانیهای متنوع در مجامع علمی در داخل و خارج با بیان فوقالعاده او را نیز نمیتوان نادیده گرفت. همینطور کلاسهای دکتر شفقی بسیار عمیق و دقیق و با چاشنی طنز و تنوع همراه بود و اصلا خستهکننده نبود. انجام مسافرت و گردشهای علمی با دانشجویان هم یکی از بخشهای کار اوست که نمیتوان نادیدهاش گرفت. هـمـانطــور کــه از سفرهای خودش اسلایدهای زیاد و عکسهای علمی دارد. مدیریت و سوابق اجرایی و رسمی دکتر شفقی در دانشکده بخش مهم دیگری از شخصیت اوست. او مؤسس و مدیرگروه جغرافیا، رئیس دانشکده شبانه، ریاست دانشکده اقتصاد و… بوده است.
دکتر شفقی همیشه شیکپوش، تمیز و فوقالعاده است و برخوردش بر مــخـاطـــب تـأثــیـر قابلتوجهی دارد. توجه و حساسیت فوقالعاده او به مسائل زیستمحیطی، اجتماعی و شهری را نیز نمیتوان نادیده گرفت؛ چراکه او به کوچکترین نکات در این رابطه توجه دارد.
دانشجوها را همواره مثل فرزندان خودش میداند. همانطور که من در چهار مقطع تحصیلی لیسانس، فوقلیسانس، دانشوری و دکتری دانشجوی ایشان بودم و حتی پایاننامه دکتریام را هم با ایشان کار کردم و جز حس پدری چیزی از ایشان ندیدم.
درست است که بین مقاطع تحصیلی من فاصله افتاد؛ ولی من همواره با ایشان بودم و در تحقیقات و پژوهش هم کمکشان میکردم و البته بهتراست بگویم از محضرشان فیض میبردم.
و من بارها این شعر معروف را به یاد ایشان زمزمه میکنم:
وصف شفقی به گفتوگو ممکن نیست
گنجایش بحر در سبو ممکن نیست



