پاسخ پرسش اول چندان مشخص نیست؛ چهبسا این تغییرات درنتیجه یک برنامهریزی چهارچوبمند ایجاد نشده باشد. ولی در مورد دوم پاسخ تقریبا مشخص است.
نقش شهروندان در اتخاذ چنین تصمیمی برای شهر بسیار کمرنگ بوده است؛ بااینحال، انتقاد به مدیریت شهری در خصوص نادیدهگرفتن شهروندان منصفانه نیست.واقعیت این است که مدیریت شهری نمیتواند این توده بیشکل از مردم را در فرایند تصمیمگیری برای شهر دخیل کند.
پیشنیاز به رسمیت شناختن شهروندان برای چنین امر مهم و پیچیدهای وجود نهادهای مدنی است. مطالبهگریهای فردی و غیرسازمانیافته که امروزه بهاشتباه بهعنوان مشارکت شهروندی درک میشود، برای مدیریت شهری فرساینده و برای مردم ناامیدکننده است.
مدیریت شهری برای دخیلکردن شهروندان در تصمیمگیری برای شهر توان آن را ندارد که با تکتک شهروندان وارد تعامل شود. افزون بر ناممکن بودن چنین امری، ایجاد چنین رویهای فسادزاست؛ چراکه هر تصمیمی به استناد حمایت تعدادی از شهروندان که ممکن است هیچگاه شناخته هم نشوند، میتواند مشروع قلمداد شود. وجود نهادهای مدنی قبل از هر چیزی نشاندهنده آن است که شهروندان نسبت به جریانهای جاری جامعه از یک آگاهی نسبی برخوردارند و در خصوص آن صاحب ایده هستند.
علاوهبراین، این شهروندان قائل به مطالبهگری نهادیاند و آنچه بهعنوان مطالبه یک نهاد مطرح میشود، مطالبه یک فرد نیست؛ بلکه مطالبه گروهی از افراد است که در یک فرایند آگاهانه و گفتوگومحور به آن نائل شدهاند.
از سوی دیگر، به دلیل منشأ نهادی این مطالبه کاملا مشخص است که چه نهادی، با حمایت چه افرادی و با چه هدفی در این زمینه مطالبهگری کردهاند. به نظر میرسد، در چنین شرایطی که جامعه ما، تقریبا فاقد نهادهای مدنی است، مهمترین مسئولیت مدیریت شهری زمینهسازی برای تقویت عرصه عمومی باشد. تنها از این مسیر است که میتوان این توده بیشکل مردم را در قالب نهادهای مدنی قرار داد و به رسمیت شناخت.
مدیریت شهری و نهادهای مدنی
شهری که امروز با آن مواجهایم حاصل تغییراتی است که درنتیجه افزایش رشد شهر در چند دهه اخیر شدت گرفته است. در این چند دهه شهر اصفهان روزبهروز وجوه تاریخی و سنتی خود را از دست میدهد و به سمت یک شهر شبهمدرن حرکت میکند. حال، پرسش مهم این است که چه کسی یا چه کسانی چنین تصمیمی برای شهر گرفتهاند و شهروندان تا چه اندازه در اتخاذ چنین تصمیمی تأثیرگذار بودهاند؟
-
اصفهان زیبا
اصفهان زیبا



