آوازی استوار بر نغمه‌ها و معنای درونی شعر

 ناصر یزدخواستی هنرمندی متواضع، بی‌تکلّف و به غایت مهربان و خوش قلب بود. در طی این سال‌ها همواره در محافل و مجالس مختلف، پیرمرد بلند قامت، خوش چهره و خوش لباسی را می‌دیدیم که گذرِ روزگار کمرش را خم کرده بود. او سال‌های آخر عمر خود را در تنهایی و انزوا گذراند. هر بار که دیداری با او تازه می‌کردیم در حالیکه موجی از غم در چشمانش بود از بدی و نامرادی روزگار می‌گفت و از برخی هنرمندان و دوستان قدیمی خود گلایه‌مند بود که دیگر کمتر سراغی از او می‌گیرند.

تاریخ انتشار: 14:37 - سه‌شنبه 3 اسفند 1400
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه

 با وجود غلبۀ چنین فضایی در سالهای اخیر، بسیار خرسندم در دوره‌ای که در خانه موسیقی اصفهان بودم در نخستین برنامه «تجلیل و تقدیر از هنرمندان پیشکسوت موسیقی اصفهان» با چند تن از دوستان به خاطر شرایط خاص کرونا به منزل ایشان رفته و ضمن انجام گفتگویی تصویری در طی مراسمی ساده از مقام هنری این هنرمند پیشکسوت آواز-شهرِ اصفهان تجلیل به عمل آوردیم و لوح یادبودی را به ایشان تقدیم نمودیم. او مانند همیشه آلبوم عکس‌های هنری خود را می‌آورد و با خیره شدن به عکس‌ها در حالی که موجی از غم را می‌شد از لابلای خطوط چهره‌اش شناسایی کرد به ذکر برخی از خاطرات خود می‌پرداخت و گاهی برخی عکسها که یادآور خاطرۀ خاصی بودند به ناگه لبخندی را در صورتش جای می‌دادند.
اما اینبار در نوشتار پیش رو در حالیکه پیرمرد خنیاگر و دوست داشتنی و مهربان شهرمان را از دست دادیم به ذکر زندگی هنری او و تشریح شیوه آوازی اش می‌پردازیم.
ناصر یزدخواستی در سال 1312 در محله احمدآباد اصفهان در خانواده ای هنردوست چشم به جهان گشود. او از دوران کودکی نظاره گر اجراهای محفلی و خانوادگی بود. عمویش دستی به نوازندگی سنتور داشت، پدرش آواز میخواند و همچنین در همسایگی آنها هنرمندی به نام «اکبر سراج» زندگی میکرد که تار می‌نواخت. اجراهای محفلی این سه تن باعث علاقه-مندی یزدخواستی به موسیقی و آواز شد و او با دیدن اجراهای آنها آوازهایی را زیر لب زمزمه می‌کرد. او در سال 1348  و پس از اتمام دوره سربازی موفق شد نزد استاد «علی ساغری» در هنرسرای جلفا به یادگیری ردیف موسیقی بپردازد. پس از چندی مطلع شد استاد جلال تاج اصفهانی در کوی هدایت (واقع در دروازه شیراز) کلاس‌های آموزشی آواز را دایر کرده است.
از این رو همراه با علیرضا افتخاری که در آن دوره در همسایگی یکدیگر بودند به کلاس‌های تاج اصفهانی راه یافتند و او طی یک دوره هشت ساله موفق شد بهره‌های فراوانی از محضر این استاد گرانقدر ببرد.
پس از فوت جلال تاج اصفهانی، یزدخواستی بسیار علاقه مند بود یادگیری ردیف‌های موسیقی را ادامه داده و معلومات خود را تکمیل نماید. او در سفری به تهران با «حاتم عسگری فراهانی» آشنا گردید و این آشنایی باعث شد به کلاس‌های آموزش او راه پیدا کند. یزدخواستی به مدت یکسال به طور مرتب و هفتگی به کلاس‌های عسگری فراهانی در تالار وحدت می‌رفت ولی پس از درگذشت خواهرش به خاطر تاثر و اندوه فراوان دیگر نتوانست در کلاسها شرکت کند و طی این یکسال موفق شد حدود 100 گوشه از ردیف دستگاه نوا (از 144 گوشه روایت شده دستگاه نوا به روایت حاتم عسگری) را بیاموزد.
ناصر یزدخواستی اجراهایی نیز در رادیو داشته است که نخستین اجرای او به همراه «جهانبخش پازوکی» بود. از دیگر فعالیت‌های او می‌توان به اجرای هفت دستگاه موسیقی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد که با همکاری هنرمندانی چون: حاتم عسگری فراهانی، مهران قاضی و شاهین شیخ بهایی اجرا شد.
همچنین او در فیلم‌های بازار، مهمانی و پل خواجو و نیز در برنامه‌های خلوت علی، گلزار ادب و اشک حباب به اجرای آواز پرداخته است.
از دیگر فعالیت‌های ناصر یزدخواستی در طی سال‌های اخیر فعالیت‌های آموزشی بود و او در طی بیش از بیست سال اخیر موفق شد شاگردان خوبی را تربیت نماید.
 اما برای آشنایی با سبک و سیاق آوازی ناصر یزدخواستی نخست باید به این نکته مهم اشاره کرد که یکی از سنّت‌های درخشان آواز-شهرِ اصفهان در آموزش فنّ آواز این است که استادان آواز هیچگونه تاکیدی روی این مسئله نداشتند که شاگردان خود حتما باید در چارچوب سبک و سیاق آوازی استادشان آواز بخوانند. چنانچه تاج اصفهانی و ادیب خوانساری نیز هیچکدام به شیوه استادان خود آواز نخواندند و هر کدام سبک منحصر به فرد خود را خلق کردند. یکی از این کانون‌های آوازی که بر محور همین تکثرگرایی استوار گردیده بود کانون آوازی استاد جلال تاج اصفهانی است. با بررسی و تامل بر روی شاگردان برجستۀ تاج اصفهانی مشاهده می‌شود که تقریبا هیچکدام از آنها با تمام اراداتی که به استاد خود داشتند، دنباله رو و مقلد استادشان نبودند و هر کدام از آنها توانستند سبک و شیوه آوازی خاصی را ایجاد نمایند. ناصر یزدخواستی از جمله شاگردان قدیمی تاج اصفهانی است که شیوه آواز خواندنش از استاد خود فاصله بسیاری دارد. شیوه آوازی او بیشتر از آنکه شباهتی به خوانندگان اصفهان داشته باشد یادآور برخی آوازخوانان دوران رادیو در تهران از جمله اکبر گلپایگانی، جمال وفایی و … است. اما در واقع یزدخواستی با ترکیبی بدیع بین چند سبک آوازی برجسته موفق شده بود شیوه آوازی خاص خودش را خلق کند؛ شیوه‌ای که نوع ادا کردن اشعار آواز در آن، چندان شباهتی به خوانندگان نامی اصفهان (همچون تاج اصفهانی) نداشته که به تقطیع جملات آوازی و برجسته‌سازی برخی کلمات بپردازد. یزدخواستی بیشتر محوریت آواز خود را روی نغمه‌ها و جملات آوازی و فضای برخاسته از معنای درونی شعر استوار کرده بود. صدایی گرم و محفلی توام با احساسات و عواطف درونی از جمله مختصات شیوه یزدخواستی در آواز است.
سرانجام ناصر یزدخواستی در سن 88 سالگی در روز شنبه 30 بهمن ماه 1400 بر اثر کهولت سن دیده از جهان فروبست و در قطعه نام آوران باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.