فقدان نظام اسلامی، شرایط جاهلیت اولی است
در قرآن از جاهلیت اولی بحث شده که بر این اساس میتوان جاهلیت اخری را نیز در نظر گرفت. بنابراین فقدان نظام اسلامی، شرایط جاهلیت اولی است. اما جاهلیت دوم به جوامع و شرایطی اطلاق میشود که حالتی مدنیتنما یا مدنیت کاذب یا نظام سیاسی غلط دارد. لذا پیامبر(ص) میفرماید که من بین دو جاهلیت مبعوث شدم؛ چرا که بعد از تشکیل مدنیت و رحلت پیامبر (ص)، نشانههای جاهلیت بعدی دیده شد و مدنیت خلوص و پاکی و ناب بودن خود را از دست داد.
جاهلیت مدرن، جاهلیت مبتنی بر تمدن کاذب است
عدم حکومت معصومین(ع) منجر شد که مدنیت نبوی ادامه پیدا نکند و از اینجا جاهلیت جدید شکل گرفت. ما الان در زمان کنونی بعد از ۱۴۰۰ سال یک نظام اسلامی شکل دادیم و در زمانه ما این امر مستقر شده؛ لذا دوباره مفهوم جاهلیت خودنمایی میکند. برداشت من این است که جاهلیت مدرن، جاهلیت مبتنی بر تمدن کاذب است و تمدن نوین اسلامی این نوع جاهلیت را برای ما نمایان میکند. اگر ما تمدن و نظام سیاسی اسلامی را شکل ندهیم، نمیتوانیم جاهلیت مدرن را درک کنیم. مدنیت مبتنی بر عقل مدنی است. عقلانیت مدنی با عقل ریاضی و محاسباتی متفاوت است. اما عقل مدنی از جنس فرهنگ است. کسی که فرهنگ و تمدن ندارد، در واقع بیعقل است.
عقل مدنی از جنس ایمان و باور است
عقلانیت مدنی عقل محاسباتی نیست؛ بلکه عقل زندگی مدنی است. ممکن است کسی سواد هم نداشته باشد، اما بهرهمند از این عقلانیت باشد. عقل مدنی از جنس ایمان و باور است. اساس مدنیت و نظام سیاسی را هم همان باورها و ایمان شکل میدهد. عقل مدنی دو ویژگی دارد؛ اولین ویژگی عقل مدنی، امکان و ظرفیت عمومیشدن این عقل در همه جامعه است. برخی احساس میکنند عقل مدنی در اختیار نخبگان است و بقیه جامعه باید پشت سر آنها راه بیفتد؛ اما ما در بینش اسلامی معتقدیم که همه آحاد جامعه میتوانند از این عقلانیت بهرهمند شوند. این در واقع یک درک و معرفت ایمانی است و باور به اینکه این عقل چنین وضعیتی دارد و جمهور و ناس میتوانند از آن بهرهمند شوند، ویژگی اسلام است.
تمدنهای قبلی و یهودیت و مسیحیت نخبهگرا بودند
تمدنهای قبلی و یهودیت و مسیحیت نخبهگرا بودند. به اسم عموم جامعه حرف میزدند اما آنها را در امور دخالت نمیدادند. در دمکراسیهای امروز دنیا هم همینطور است و معتقدند همه آحاد مردم نمیتوانند دارای عقل مدنی باشند و این اختصاص به نخبگان دارد. لذا بازی دمکراسی را ایجاد میکنند. نظام اسلامی تنها نظامی است که قادر به ایجاد دمکراسی واقعی است و یک اعتماد به درک عمومی مردم در آن وجود دارد.
نفی استقلال عقل باعث میشود که نوع رفتار ما فرق کند، چراکه ما نمیتوانیم همه حوادث را پیش بینی کنیم، بلکه باید به وظیفه عمل کنیم. امام (ره) که میفرمود ما مکلف به وظیفهایم و نه ضامن نتیجه به همین اشاره دارد. درست است که ما عقلانیت و عقل اجتماعی داریم؛ ولی باید وظیفه خود را تشخیص دهیم. عمل به وظیفه ملازمتی با عقل اجتماعی دارد و عقل اجتماعی ما را به این نقطه میرساند که از وحی و احکام دینی برای عمل به وظایف خود بهره بگیریم.
همه ما قربانیان جاهلیت مدرن هستیم
جاهلیت مدرن شعاری نیست و کاملا عینی است. ما نیازمند این هستیم که از مفهوم جاهلیت مدرن راززدایی کنیم. همه ما قربانیان جاهلیت مدرن هستیم و ممکن است نسبت به آن وقوف نداشته باشیم. ما امروز به عنوان نتیجه تمدن مدرن با سیستم بحرانی و رو به تباهی مواجه هستیم. این سیستم اساسا به مسیری میرود که خودش در خود فرو خواهد شکست. ما با نمادهای تباهی به وضوح مواجه هستیم.
در حوزه ارزشها با مسائلی مانند همجنسگرایی مواجهایم. در حوزه سیاست ظهور راستگرایی و ترامپیسم را که نمادی از حقیقت آمریکاست، شاهدیم. در حوزه باورها با صهیونیسم و داعش مواجهایم. در اقتصاد با طبقاتیشدن جامعه و غارت سیستماتیک جوامع مواجهایم. در حوزه اندیشه شاهد این مسئله هستیم که پستمدرنها و استراتژیستها بهجای مردان الهی بر مسند امور نشستهاند. لذا این نقطه شروع بحث انتقادی و انضمامی درباره جاهلیت مدرن به عنوان حقیقت تمدن غرب است.



