معتمدی که این روزها به پدیده جدید ورزش ایران تبدیلشده و خیلیها او را یکی از مدالآوران آینده ورزش ایران در رویدادهایی چون بازیهای آسیایی و المپیک معرفی میکنند، محصولی از کارخانه وزنهبرداری لنجان است که در این شهر مسیر پیشرفت را پیمود. این ورزشکار جوان که از سوی فدراسیون جهانی وزنهبرداری بهعنوان بهترین وزنهبردار دسته 102 کیلوگرم انتخابشده، عصر یکی از روزهای اسفند و در هنگامه شلوغی شهر که مردم به استقبال سال جدید میروند، مهمان روزنامه اصفهانزیبا شد و البته در جواب تعارفهای ما برای صرف میوه و شیرینی و چایی، گفت «میل ندارد» تا معلوم شود بهعنوان یک ورزشکار حرفهای، چقدر الگوهای زندگی قهرمانی را رعایت میکند.
با ما در این گپوگفت نوروزی همراه شوید:
موافقاید از قهرمانی تیم وزنــهبــرداری ذوبآهن شروع کنیم؟
در مرحله اول لیگ، تیم را بهطور کامل در اختیار نداشتیم؛ اما با ارنج خوب علی جباری، با اختلاف دو امتیاز پس از تیم فولاد بهعنوان دوم رسیدیم. میدانستیم میتوانیم در ادامه لیگ جبران کنیم که خوشبختانه در مرحله دوم و سوم لیگ، با کسب امتیازهای بیشتر نسبت به رقبا قهرمان شدیم. این قهرمانی را به تلاشگران جبهه صنعت که پدرم هم یکی از آنهاست، تقدیم میکنم.
شــرایــط فــعــلــی لیگ برتر وزنــهبــرداری را مناسب رشته مدالآور و المپیکی میدانید؟
لیگ وزنهبرداری مظلوم واقع شده است. شما اگر مقایسه کنید، لیگ کشتی با توجه به پخش مستقیمهایی که دارد، طی سالهای اخیر رونق ویژهای گرفته است و لیگ وزنهبرداری هم باید پویایی بیشتری پیدا کند. تمام منبع درآمدی وزنهبرداران از لیگ است و اغلب آنها شغل دیگری ندارند. امیدوارم تیمهای بیشتری در لیگ وزنهبرداری حضور پیدا کنند تا به پویایی این لیگ کمک شود.
لــیــگ بــرتــر وزنــهبـــرداری برای حرفهایشدن به چه پیششرطهایی نیاز دارد؟
لیگ حرفهای باید توسط سازمان لیگ برگزار شود و ضرورت آن، افزایش تعداد تیمها به ده تا دوازده تیم است. در لیگ وزنهبرداری بااینکه قهرمانان المپیک و جهانی زیادی حضور دارند، اما رقم قراردادها چندان نیست. من خیلی شفاف صحبت میکنم، رقم قرارداد من با تیم ذوبآهن صد میلیون بوده که مالیات هم از آن کسر میشود. این در حالی است که رشته وزنهبرداری، سختی و مشقت زیادی دارد.
در رشته وزنهبرداری امکان لژیونرشدن وجود ندارد؟
تا جایی که در جریانم، چند کشور بیشتر لیگ وزنهبرداری ندارند و کشور ما جزو معدودکشورهایی است که لیگ دارد؛ زیرا وزنهبرداری یک رشته سخت تخصصی است و افراد زیادی به آن علاقه ندارند.
اصلا چطور شد سمت وزنهبرداری رفتید؟
من از 12سالگی جودو کار میکردم؛ اما از 14، 15سالگی و بعد از تماشای مسابقات المپیک لندن، به این رشته علاقهمند شدم و از سال 91 و زیرنظر مربیانی چون ایرج معینی و رشید شریفی وزنهبرداری را شروع کردم.
شروع دوره قهرمانی رسول معتمدی از کجا بود؟
مسابقات قهرمانی جوانان آسیا اولین رویدادی بود که شرکت کردم و به مدال نقره رسیدم. پسازآن در مسابقات قهرمانی جوانان جهان هم به مدال برنز دستیافتم. جالب اینجاست که رقیبم در این دو مسابقات، فارس الباخ قطری بود که مدال طلای المپیک را کسب کرده و در مسابقات قهرمانی جهان، توانستم بالاتر از او بایستم.
با توجه به اینکه احتمال مصدومیت در وزنهبرداری بالاست، خانواده با فعالیت در این رشته مخالفتی نداشتند؟
دقیقا همینطور است. رشته پرآسیبی است. از چند نقطه آسیبدیدهام. اوایل، خانواده مخالف بودند؛ اما وقتی انگیزه و علاقهام را دیدند، دیگر مخالفتی نکردند.
حــالا خــوشــحــالانــد کــه مخالفتی با وزنهبردارشدن شما نکردند؟
اتفاقا هنوز هم مادرم وقتی وزنهبرداری تماشا میکند و اتفاق ناگواری رخ میدهد، میگوید: دیگر نمیخواهد وزنهبرداری را ادامه دهی؛ تا همینجا بس است. خانوادهام بیشتر از من، استرس و نگرانی دارند.
سالتحویل 1400 کجا بودید؟
به دلیل اینکه مسابقات قهرمانی آسیا را پیش رو داشتیم، در عید نوروز هم در اردوی تیم ملی بودیم و سال نو را در اتاق آقای برخواه، سرمربی تیم ملی، تحویل کردیم. اتفاقا مادرم در ساکم وسایل سفره هفتسین را گذاشته بود.
یک سفره کوچک پهن کردیم و همه دور آن جمع شدیم.
سرمربی تیم ملی هم عیدی داد؟
نه؛ آقای برخواه عیدی نداد (با خنده)؛ اما آقای خورشیدی، به همه ملی پوشان عیدی داد.
خاطرتان هست در لحظه سالتحویل چه آرزویی از دلتان گذشت؟
در دلم دو آرزو کردم که اولین آن، قهرمانی در بزرگسالان آسیا بود.چون مدتی بود که به اردوی تیم ملی دعوت نمیشدم و از آن دور بودم، در لحظه تحویلسال از خدا خواستم اولین مدالم در بزرگسالان را کسب کنم. دومین آرزویم هم کسب مدال در مسابقات جهانی بود.
به مدال المپیکی هم فکر میکنید؟
المپیک بالاترین سطح است و هر ورزشکاری به آن فکر میکند. از روزی که ورزش وزنهبرداری را آغاز کردم، به المپیک فکر میکردم. خوشبختانه برای المپیک پاریس دسته وزن 102 کیلوگرم تعیینشده و تمام تلاشم را خواهم کرد تا در این رویداد بزرگ حضور پیدا کنم. در تنهایی خودم خیلی به مدال المپیک فکر میکنم؛ زیرا با توجه به اینکه وزن 102 کیلوگرم برای المپیک پاریس انتخابشده، فارس الباخ که در دسته 96 قهرمان المپیک شده و نورالدینف ازبکستانی که به مدال طلای ریو رسید، همه به وزن 102 میآیند و مدالگرفتن در این دسته بسیار سخت خواهد بود.
این مشکلات انگیزهات برای المپیک را کم نمیکند؟
خیلیها به من میگویند، طلای المپیک پاریس برای من است؛ اما پرسشی دارم که دلم میخواهد مسئولان جواب دهند. اگر به مسئول یک ارگانی بگویند یک سال بدون بودجه کار انجام دهد و پروژهها را جلو ببرد، واقعا میتواند این کار را انجام دهد یا خیر؟ چگونه از یک ورزشکار انتظار دارند بدون حمایت دوباره مدال بگیرد؟ هیچ کس از من نپرسید چگونه دارم قسطهای وامی را میپردازم که با آن خودم را آماده کردم و مدال طلای آسیا و جهان را گرفتم. اگر برای گرفتن طلای المپیک پاریس تنها تلاشکردن کافی باشد من 100درصد تلاشم را میکنم؛ اما میدانم که تنها تلاش من کافی نیست .
پیش مقدمه کسب مدال المپیکی چیست؟
نیاز به حمایت دارم. من نه بیمه دارم و نه شغل. صادقانه و شفاف صحبت میکنم. از مسئولانی که در این یک سال قول دادند، اما به وعدههای خود عمل نکردند، درخواست دارم به هیچ عنوان سراغ رسول معتمدی نیایند. اگر من افتخار آفرینی داشتهام فقط بر اساس تلاش خودم و دعای خیر مردم بوده است. اگر قرار است این مسیر را به تنهایی ادامه دهم، پس نیازی هم ندارم که مسئولان بیایند و با من عکس یادگاری بگیرند.
روند دشوار کسب سهمیه از چه زمانی شروع میشود؟
هنوز تکلیف رئیس فدراسیون جهانی مشخص نشده و فعلا باید منتظر بمانیم که رئیس فدراسیون جهانی انتخاب شود؛ پسازآن درباره روند کسب سهمیه تصمیمگیری کنند. اگر به روال دوره قبل باشد، باید در شش دوره گزینشی المپیک، شرکت کنند که احتمالا از بازیهای آسیایی شروع خواهد شد.
قاعدتا در رشته وزنهبرداری احتمال مصدومیت بالاست؟
هر وزنهبرداری دو دوره زمانی تمرین دارد: یک دوره، بعد مسابقات تا شروع اردوهای بعدی که شامل استراحت، بدنسازی و ریکاوری میشود. قبل مسابقات فشار تمرین برای رساندن رکوردها به اوج زیاد میشود که البته در اختیار وزنهبردار نیست و ممکن است در حین تمرینها مصدومیت رخ دهد یا حادثهای پیش بیاید.
چه رویدادهایی پیش رو دارید و اردوی تیم ملی از چه زمانی آغاز میشود؟
سه رویداد بینالمللی یونیورسیاد چین، مسابقات کشورهای اسلامی و بازیهای آسیایی را پیش رو داریم و با توجه به شرایطی که هست، در تیر، مرداد و شهریور مسابقه خواهیم داشت؛ اما اینکه در کدامیک از این رویدادها، در ترکیب تیم ملی قرار داشته باشم، مشخص نیست.
به برادرتان پیشنهاد میکنید سمت وزنهبرداری بیاید؟
در فامیل، من تنها ورزشکار حرفهای هستم؛ اما هیچ تمایلی برای فعالیت برادر کوچکترم در رشته وزنهبرداری ندارم؛ زیرا رشته سختی است و فعالیت در آن به سختیهایش نمیارزد.
برای خودتان که پشیمان نیستید وزنهبرداری را انتخاب کردید؟
نه (با خنده). خدا کمک کرد که وزنهبرداری را انتخاب کردم؛ اگر گلایه و ناراحتی هم بیان میشود، به خاطر ناملایمات و سختیهایی است که با آن مواجه هستم؛ اما چون مردم خوشحال میشوند، انگیزهام کم نمیشود.
حسرت نمیخورید سراغ رشتهای مانند فوتبال نرفتید؟
فوتبال با رشته دیگری قابلمقایسه نیست؛ زیرا چرخش مالی آن بسیار است و قرارداد یک بازیکن با کل بودجه فدراسیون وزنهبرداری برابر است. وزنهبرداری رشته مظلومی است؛ اما مردم این رشته را بهطور دیگری میبینند و علاقه زیادی به آن دارند.
قهرمانیهای شما چه تأثیری بر علاقهمندی مردم لنجان داشته است؟
اتفاقا جالب است بگویم بعد از مسابقات قهرمانی جهان که وارد سالن وزنهبرداری شدم، 20 نوجوان برای ثبتنام مراجعه کرده بودند و با دیدن این صحنه خیلی خوشحال شدم. از مسئولان درخواست میکنم به ورزشکاران توجه ویژهای داشته باشند؛ نه برای خودم بگویم و بخواهم به رسول معتمدی توجه کنند، بلکه میخواهم آن نوجوانانی که به این رشته علاقهمند میشوند، با مشاهده یک قهرمان ناامید نشوند و با خودشان نگویند اگر به رسول معتمدی اینگونه توجه میکنند، ما در آینده چه وضعیتی خواهیم داشت.
برای ادامه تحصیل هم برنامهای دارید؟
فعلا ترم آخر کارشناسی علوم ورزش هستم و میخواهم حتما درسم را در حوزه مدیریت ورزش ادامه دهم.
پس به مدیریت در ورزش هم فکر میکنید؟
صــددرصــد؛ اهــداف مــدیــریــتــی کلانی را مدنظر دارم. چون خودم سختیکشیدهام، اگر مدیر شوم، میتوانم حال قهرمانان و ورزشکاران را درک کنم.
واکنش مردم لنجان به قهرمانیهای رسول معتمدی چه بود؟
مردم واقعا به من لطف دارند و هر جا میروم، موردتوجه هستم؛ مثلا برای خرید نان که به نانوایی میروم، نانوا پول قبول نمیکند. مردم شهرم (سده لنجان) خیلی بامحبت هستند و این شهر حکم جویبار در کشتی را دارد. قهرمانان زیادی در وزنهبرداری لنجان پرورشیافتهاند و مردم این شهر برای خودشان کارشناس وزنهبرداری شدهاند و درباره این رشته نظر میدهند و تکنیکها را تحلیل میکنند. چه از من تعریف کنند و چه انتقاد؛ از آنها تشکر میکنم.
باوجوداینکه لنجان قطب وزنهبرداری استان محسوب میشود، توجه به وزنهبرداری این شهر چگونه است؟
لنجان ازلحاظ نیروی انسانی وضعیت بسیار خوبی دارد؛ اما ازنظر سختافزاری اصلا شرایط خوب نیست. سالن وزنهبرداری لنجان نه کفپوش مناسبی دارد و نه نور آن خوب است. ازلحاظ امکانات و تجهیزات هم شرایط مناسب نیست که البته بخشی از آن به تحریمهای ظالمانه علیه کشورمان بازمیگردد که مانع ورود تجهیزات شده است.
پیگیریهایتان برای بازسازی سالن به کجا رسید؟
چندی قبل پویش ماه مهربانی را برای دانشآموزان نیازمند راه انداختم و در جریان این پویش، دیداری با سردار فدا، فرمانده سپاه صاحبالزمان(عج) داشتم. ایشان لطف کردند و بودجهای را برای بازسازی سالن در نظر گرفتند که مرحله اول آن پرداخت شده است.
گویا حساسیت ویژهای روی مثبت شدن تست دوپینگ داشته است. اینطور نیست؟
بله، با توجه به اینکه رشته وزنهبرداری در آستانه حذف از المپیک قرار گرفته است، فدراسیون جهانی روی بحث دوپینگ حساسیت پیداکرده و وادا، آژانس مبارزه با دوپینگ، شیوهنامههای سختی را اجرا میکند؛ حتی ورزشکاری که قصد دوپینگ هم داشته باشد، نمیتواند. وادا، لیستهایی را اعلام میکند که در آن، اسامی ورزشکارانی که شانس کسب مدال هستند، واردشده و این ورزشکاران بهطور مداوم تحت نظر هستند و هرزمانی که اعلام میکنند، وزنهبردار باید تست بدهد و روز و شب هم ندارد. هر ورزشکاری موظف است، آدرس منزلش را اعلام کند و بازرسان سرزده به اردوی تیم ملی یا منزل ورزشکار مراجعه میکنند.
رئیس هیئت وزنهبرداری استان در مصاحبهای گفته بود رسول معتمدی با موتور سر تمرین میرود. ماجرا چه بود؟
واقعیت این است که من در شهرم شب به سالن تمرین میروم؛ برای اینکه تاریک باشد و مردم مرا نبینند که با موتورسیکلت تردد میکنم. برای خودم خجالتآور است که بهعنوان یک قهرمان، موتورسوار میشوم؛ اما وقتی توانایی خرید ماشین ندارم، چارهای نیست. من برای خودم نمیگویم اما مسئولان باید توجه بیشتری برای حفظ سرمایهها داشته باشند؛ زیرا ممکن است ورزشکار بر اثر یک سانحه کوچک آسیب ببیند و عمر ورزش قهرمانیاش تمام شود.
بحث استخدامتان به کجا رسید؟
یک نماینده مجلس قبل از مسابقات قهرمانی آسیا به من قول استخدام داد؛ اما تا الان پیگیری هم نکرده است. هر بار من را میدید این جمله را به زبان میآورد که بحث کار و استخدامشدنم با اوست؛ اما یک سال گذشت و فقط من همین جمله را شنیدم. البته فکر میکنم واقعا من را استخدام کرده چون به نوعی سرکارم گذاشته است! او به فرودگاه امامخمینی هم آمد و عکس و فیلم گرفت و داخل صفحه شخصیاش گذاشت. در جلسهای که در شهرداری برگزار شد هم جلوی همه قول داد استخدام من را پیگیری میکند؛ اما در تماسی که چند روز پیش با او داشتهاند، عنوان کرده که هیچ قول استخدامی به من نداده است. اکنون این پرسش برای من پیش آمده که وقتی نمیتوانند به قولشان عمل کنند، چرا قول میدهند؟ اگر نمیتوانند به قولشان عمل کنند، پس برای گرفتن عکس و فیلم هم دیگر به فرودگاه نیایند.
هفتسین وزنهبرداران با هفتسینهای معمولی تفاوت دارد؟
نه؛ هفتسین ما مثل دیگر هفتسینهاست.
کدام از سینها را بیشتر دوست دارید؟
سکه (با خنده). چون نیست دیگر و به ورزشکاران نمیدهند.
معمولا عیدی میدهید یا عدی میگیرید؟
سالهاست به من عیدی ندادهاند؛ اما به کوچکترها عیدی میدهم. بچههای کوچک فامیل خیلی زود با من صمیمی میشوند.



