کار فرهنگی را از کجا شروع کردید؟
از همان نوجوانی وارد فعالیتهای فرهنگی شدم. آن زمان، در خیابان عباسآباد ساکن بودیم. در مرکز فرهنگی شهید مطهری مسجد کازرونی واقع در خیابان عباسآباد کار فرهنگی را شروع کردم. در مقاطعی هم مسئول مرکز و پایگاه بودم.ما سه برادریم که هر سه نفرمان از همان کودکی، در مراکز فرهنگی و مساجد و هیئتها فعال و با مسجد در قالب پایگاههای بسیج و مراکز فرهنگی مرتبط بودیم. در واقع، بیشتر طول حیاتمان با این مجموعهها در ارتباط بودیم. یکی از نقاط عطف فعالیتهای فرهنگیمان، همان مسجد کازرونی بود که آغاز کارمان بود.از نوجوانی که وارد این مرکز شدیم، در قالب برنامهها و کلاسهای بسیج و هیئت کار میکردیم و بعد در قالب طرحهای مربی و متربی مسیر را طی کردیم. خودمان هم بعدها جزو مربیان و مسئولان کانون شدیم و این مسیر ادامه یافت.
مشغولیت فعلیتان چیست؟
در حال حاضر، مدیریت مؤسسه تخصصی امیر بیان را بر عهده دارم. این مؤسسه از سال 93 در اصفهان تشکیل شد و تاکنون مشغول به کار است. مؤسسه در چهار ساحت آموزش، پژوهش، تبلیغ و شبکهسازی و نیز کارهای رسانهای فعالیت میکند. در واقع، مؤسسه فقط یک مؤسسه آموزشی نیست و سعیاش بر این است تا دانشپژوه را متناسب با روحیات و استعداد و همتش به کار بگیرد.این مؤسسه با هدف آموزش و تربیت علاقهمندان به خطابه و سخنوری تأسیس شده است. دانشپژوهان در این مرکز، بهصورت گسترده و طی مباحث گوناگون و سطوح مختلف، این فن را میآموزند تا بتوانند خوب حرف بزنند و نیز حرف خوب تولید کنند. اما کار به همین جا ختم نمیشود. دانشپژوهان پس از پایان دورههای آموزشی، در قالب کارگاههای تولید منبر، آموختههایشان را به محصول تبدیل میکنند؛ یعنی منبرهای جذاب و روشمند و اثرگذار. اینها در قالب سخنرانیهای چندرسانهای یا متن مکتوب برای ارائه به جامعه هدف برای مناسبتهای تبلیغی تولید میشود.
امیر بیان در عرصه تبلیغات چه برنامههایی دارد؟
مؤسسه امیر بیان از سال 93 در عرصههای مختلف تبلیغی هم وارد شد و از همان زمان، تبلیغات را در قالب عملیات محرم شروع کرد. مخاطب اصلی برنامههای محرم، دانشآموزان بودند؛اما از جایی به بعد، مخاطبان دانشآموز را از دست دادیم؛ چون محرم در تابستان افتاد. اما مناسبتهایی مثل دهه فجر و دهه فاطمیه را داریم که برای دانشآموزان عملیات تبلیغی ترتیب میدهیم. تا سال 98، هر سال این کارها با توجه به نیازهای مخاطب دانشآموز ترتیب داده میشد. از سال 98 تا 1400، مخاطب دانشآموز را دوباره بهدلیل کرونا از دست دادیم؛ اما از امسال، کار جدیدی شروع کردهایم.این عملیاتهای تبلیغی را در مساجد و هیئتها و امامزادهها هم داریم. به روستا هم مبلغ اعزام کردهایم. همچنین در عرصههای جهادی هم نیرو اعزام کردهایم؛ مثل زلزله سیسخت و سیل خوزستان و لرستان.
زندانها هم جزو اهداف تبلیغیتان بوده است. در این باره بگویید.
یکی از کارهای تبلیغاتی بدیع ما که از 99 اضافه شد، ورود به عرصه زندانها با هدف آموزش و تبلیغ است. در حوزه آموزش، برای طلاب مستقر در زندانهای استان که نیروهای سازمان زندانها بودند، دوره آموزشی ترتیب دادیم تا بتوانند بهتر اثرگذاری کنند. در حوزه پژوهش نیز درسنامه مبلغ زندان تدوین شد تا کسی که میخواهد وارد عرصه تبلیغ در زندان شود، بایدها و نبایدهای فکری و علمی و امنیتی زندان را بشناسد. از دهه اول محرم 99 مبلغ اعزام کردیم. فعالیتها در قالب سخنرانی و مشاوره و گفتوگو برنامهریزی شد.کار ویژه دیگری که برای اولین بار در کل کشور شکل گرفت، برگزاری مراسم اعتکاف در کانون اصلاح و تربیت اصفهان بود، تحت عنوان «سه روز در هواخوری خدا». این اعتکاف در ایام ماه رجب برپا شد. به برکت این کار، در دهه سوم ماه رمضان، بیش از دههزار مددجو در کل کشور سر سفره اعتکاف رفتند. مستندات این طرح به دست رئیس سازمان زندانهای وقت رسید. این کار بهصورت سراسری در کشور اجرا شد. تا الان هم در کانون اصلاح و تربیت اصفهان، سه اعتکاف برگزار شده است؛ دو بار در ماه رجب و یک بار در شبهای قدر. هیئت هفتگیشان هم برقرار شده است.
برنامههای ویژه مؤسسه چه بوده است؟
یکی از برنامههای تبلیغی، عملیات 360 درجه برای سالگرد حاج قاسم بود. به این منظور، یک سخنرانی چندرسانهای با عنوان «360 درجه» آماده و در ایام سالگرد سردار در عرصههای متنوع ارائه کردیم. به این ترتیب، هر جایی که سخنران میخواستند، درخواست کرده و زمان و مکان و نوع مخاطب را اعلام میکردند. ما متناسب با آن، برایشان مبلغ میفرستادیم. درخواستها تنوع جالبی داشت. از خلبانهای پایگاه شهید وطنپور گرفته تا آموزشوپرورش تا مخاطبان مساجد و هیئتها تا مراکز اداری مثل شرکت دخانیات، منطقه 2 عملیات گازی و… از ما درخواست مبلغ کردند.
آیا دانشپژوهان را بعد از فارغالتحصیلی رها میکنید؟
در استان اصفهان، از سال 93 تا کنون، بیش از 1400 دانشپژوه داشتهایم. سامانه دقیقی از مجموعه این دوستان داریم. الان هم کار تکمیلی دیگری دارد انجام میشود تا متوجه شویم چهکسی در کجا دارد چه کاری انجام میدهد؛ با این هدف که این افراد تبدیل به شبکه بشوند. اینها شناسایی شده و ظرفیتهایشان به هم وصل میشود. در واقع، امیر بیان حلقه واسطی است برای این ظرفیتهای مختلف که فارغالتحصیلان و رویشهای امیر بیان هستند و ممکن است خودشان صاحب مؤسسه و جایگاه شده باشند. این کار در سطح کشور هم دارد انجام میشود. در کشور نزدیک به دههزار فارغالتحصیل داریم.
برای پاسخ به چه نیازی این مؤسسه را راهاندازی کردید؟
این مؤسسه یکی از خلأهای جدی را در حوزه آموزش پر میکند؛ به این صورت که طلابی که دروس حوزوی را میخوانند، اینجا بهصورت تخصصی در ساحتهایی که بیان شد، آموزش میبینند و طی آموزشهای تخصصی و کارشناسی، توانمند میشوند تا بتوانند معارف را بهتر سر سفره مخاطب ببرند؛ چه در استفاده از کلام و سخن، چه در استفاده از متن سخن. این یک خلأ جدی بود که با این آموزشها پر میشود.در حال حاضر، با بعضی از نهادها و مجموعههای فرهنگی و انقلابی که نیاز به آموزش دارند، تعامل را شروع کردهایم. سعی کردهایم خود شهر اصفهان و شهرستانهای استان و حتی بعضی از استانهای دیگر را هم پوشش بدهیم. سال گذشته در شهر اصفهان، برای حوزههای علمیه و دیگر جاها برنامه داشتیم؛ شهرستانهایی مثل خمینیشهر، مبارکه، زرینشهر. هر شهرستانی که در استان درخواست کند، عرصههای آموزشی را برایشان ارائه میکنیم.
از دغدغههایتان بگویید.
همه تلاش مؤسسه در این کارزار و مصاف نابرابر فرهنگی فعلی، این بوده که بتواند به سهم خودش در حوزه مباحث فرهنگی و تبلیغی جریانسازی کند. در هر عرصهای کوشیدهایم در راستای ارتقای فکری و فرهنگی و امیدبخشی کنار مردم باشیم. نبوده عرصهای که امکان حضور باشد و مؤسسه به آن عرصهها وارد نشده باشد. سعی مؤسسه بر این بوده که روحانیت با رسالت و جایگاه تاریخیاش در کنار مردم حاضر شود و ارتباطش با مردم قطع نشود؛ حتی نوجوان بزهکاری که گوشه زندان است. امام رضا(ع) میفرمایند از احیاکنندگان امر باشید. البته تا ایدئال خیلی فاصله است؛ ولی همین که محاسن کلام یاد گرفته شود و در نظر مخاطب قرار داده شود، باعث میشود به تعبیر امامرضا(ع) مخاطبان از ما تبعیت کنند.
اگر در اصفهان در حوزه فرهنگ مسئولیت دولتی داشتید، چه میکردید؟
فرهنگ در مظلومیت و مهجوریت به سر میبرد. حتی گاهی در پذیرش مسئولیتها و اولویتبندیهای کلان عرصه فرهنگی، همیشه مظلوم است. کسی که علمدار عرصه فرهنگ میشود، باید فهم صحیح و دقیق و عالمانهای از این عرصه داشته باشد. باید این صحنه را خوب بشناسند و بتواند متناسب با آن راهکار اتخاذ کند. کسی که متولی فرهنگ است، باید بتواند مجموعههای مختلف را که در سطح شهر و کشور و استان گمناماند، شناسایی کند و با مدیریت واحد، کاری تشکیلاتی و شبکهای رقم بزند. آفت امروز کارهای فرهنگی ما، کارهای جزیرهای و پراکنده و گاهی اوقات، بدون نقشه کلان مهندسی فرهنگی است. برای کار کلان فرهنگی، به اطلس فرهنگی نیاز داریم تا فهم دقیقی از نیازها و اولویتها به دست بیاوریم و مجموعهها و ظرفیتهای گروهها و نهادها و نیز ارتباط اینها با هم بهطور دقیق شناسایی شوند.
حاکمیت نمیتواند خودش در عرصههای مختلف تصدیگری کند و باید کارها را به نهادهای مردمی که متولی کارند، بسپارد. الان عرصه فرهنگی در دنیای واقعی و مجازی، در یک مصاف نابرابر است. امروز شبانهروز دشمن فکر و ذهن جوان و نوجوان ما را به سیطره درآورده است. این جبهه باید با نگاهی جدید و جدی بتواند ظرفیتها را شناسایی و از آنها حمایت کند. الان مجموعههای مختلفی دارند کار میکنند؛ اما کمترین حمایتی نمیشوند. این حمایتها کمک میکند که مجموعهها همدیگر را بشناسند و از سوی دیگر، طبق فرمایش رهبرمعظم انقلاب، «تبلیغ باید گفتمانساز و جریانساز باشد»، کار جریانساز صورت دهند.نبودن یک فرماندهی واحد در این فضاها حس میشود. کارها پراکنده پیش میروند و گاهی موازیاند و گاهی خنثیکننده هم. اینها باید شناسایی شوند تا قطعهای از پازل تکمیل شود. هر مؤسسه هم باید کار تخصصی خودش را انجام دهد.



