رواق بهشتی

علی دهقانی، مسئول مؤسسه فرهنگی رواق، متولد تیرماه 1361 در محله دستگرد اصفهان است و هم‌اکنون در همین شهر زندگی می‌کند. او حالا دو فرزند دارد و در حال ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد است. مؤسسه «رواق» از سال 95 در زمینه‌های فرهنگی، مذهبی، تربیتی و آموزشی آغاز به کار کرده است. اصفهان‌زیبا با این فعال فرهنگی گفت‌وگویی ترتیب داده است که در ادامه می‌خوانید.
 
تاریخ انتشار: 04:43 - سه‌شنبه 31 خرداد 1401
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
 آیا در کار فرهنگی پیشینه خانوادگی دارید؟
پدر ما هیئت‌دار و مداح اهل‌بیت بودند. ما هم در همین مسیر قرار گرفتیم و به‌سمت فعالیت در حوزه فرهنگ رفتیم. در کودکی با پدرم به هیئت‌های محله دستگرد که در آنجا متولد شده بودم، می‌رفتم و در دسته‌ها پرچم می‌گرفتم. بزرگ‌تر که شدم، فعالیت‌های دیگری مثل مداحی انجام می‌دادم. بخش دیگری از فعالیت‌ها، در محله سکونتمان، گلزار، ابتدای اتوبان ذوب‌‌آهن بود. آنجا هم به مسجد شهید بهشتی می‌رفتم و حدودا 25 سال در آن مسجد فعال بودم و نهایتا عضو هیئت‌امنا و مسئول پایگاه بسیج مسجد شدم. بعدتر به محله دستگرد، همان محله آبا و اجدادی خودمان برگشتیم و حالا هم همان‌جا فعالیت می‌کنم.
 هنوز هم کودکان در مسجد فعالیت فرهنگی دارند؟
بله. مسجد شهید بهشتی عرصه خوبی برای فعالیت کودکان و نوجوانان است. بچه‌ها مدرسه‌ای به اسم «مدرسه بندگی» دارند که مسجدمحور است.
 چه دغدغه‌ای شما را به سوی تأسیس این مؤسسه سوق داد؟
وقتی از محله گلزار به دستگرد برگشتیم، افراد مختلف برای مداحی در هیئت‌هایشان به من مراجعه می‌کردند. چند سالی در یکی از هیئت‌های جوان‌محور محله بودم که خیلی هم مذهبی نبودند. حتی گاهی جوان‌های لات‌مسلک محله در آن هیئت حضور می‌یافتند. ‌این هیئت برایشان منشأ اثر بسیار خوبی شد؛ چراکه به لحاظ فکری بسیار اصلاح شدند. در محله دستگرد، حسینیه‌ای قدیمی با عمر چهل سال وجود دارد به نام حسینیه «حضرت حسین فاطمه (ع)». چند سالی بود که متولیان آن حسینیه می‌خواستند از آن مکان که بسیار هم بزرگ بود، استفاده فرهنگی کنند. سال 95 وارد کار در حسینیه شدیم که ابتدا صرفا مذهبی بود و مراسم دعا و مناجات در آن برگزار می‌شد؛ اما مشکلی که وجود داشت، در ساختار ظاهری مکان بود که هیچ شباهتی به حسینیه نداشت و محل ریختن نخاله بود. ما باید آن را اصلاح می‌کردیم. دو سال اول، مجموعه از لحاظ معماری و عمرانی تغییرات زیادی کرد. در گام دوم، باید به عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی وارد می‌شدیم. یک پیش‌دبستانی احداث شد که حالا هم از بهترین پیش‌دبستانی‌های اصفهان است. در گام بعدی، خیریه‌ای تأسیس شد.در تمام این محورها دریافتیم که باید حیطه فکری‌مان را از هیئت گسترده‌تر کنیم. بنابراین، آن مکان را از حالت هیئتی صرف تغییر دادیم و به عنوان مؤسسه ثبت کردیم و وارد کارهای فرهنگی و مذهبی و آموزشی شدیم. روی اسم «رواق» که مخفف «رهروان وصال آینده قائمیه» است، بسیار فکر شده است: افرادِ پرورش‌یافته، رهروان‌اند و مجموعه، نقطه وصل است. همچنین می‌کوشیم کارهایمان را رو به آینده و در مسیر حضرت ولیعصر‌(عج) پیش ببریم. قائمیه نیز اطلاق جغرافیایی ماست. این مؤسسه به عنوان زیرمجموعه استانداری و وزارت کشور ثبت شده است.
 هنگام شروع کار، با چه چالش‌هایی مواجه بودید؟
همراه‌کردن فکر مردم سخت بود. محله قدیمی بود؛ برای همین، ورود به برخی عرصه‌ها هزینه زیادی داشت. کار آموزشی در حسینیه خیلی موردپسند هم‌محلی‌ها نبود؛ اما حالا همه همراه‌اند و آن پیش‌دبستانی یک دبستان هم دارد. ورود از طریق نخبگان و بزرگان محل، تأثیر زیادی داشت. در ‌ایام کرونا تقریبا تمام مؤسسات اطراف ما دچار سستی شدند؛ اما به‌خاطر کادرسازی قوی، فعالیت‌های ما تغییر شکل داد و مردم برای کمک در تولید ماسک به ما پیوستند. گاهی خدمات درمانی رایگان و بسته‌های معیشتی هم ارائه می‌کردیم.
 چه کسانی در شروع و رشد کارتان تأثیرگذار بودند؟
در ابتدا، کار در هیئت، عقبه‌ای اجتماعی برای من به وجود آورده بود و مرا به‌عنوان یک فرد حزب‌اللهی می‌شناختند. شاید اگر در آن هیئت که به اصطلاح خودمان، هیئت لاتون (لات‌ها) بود، ارتباط پیشین وجود نداشت، خیلی سخت پذیرفته می‌شدم. وجه دوم به خاطر مداح‌بودن بود. من در محل‌های اطراف هم شناخته‌شده بودم. در وجه سوم هم افرادی تأثیر گذاشتند که با هیئت همراه شدند. در جلسه آغاز به کار 50 نفر شرکت کردند و درنهایت پنج نفر باقی ماندند؛ اما حالا با کمک سکنه و کادرسازی دویست نفر کادر داریم.در آغاز کار، به دلیل کمبود مربی و نیروهای متخصص در مؤسسه، از مجموعه فرهنگی انصارالمهدی کمک گرفتیم؛ چون در حوزه تربیتی تجربه نداشتیم. رصد کردیم و به نتیجه رسیدیم که این مجموعه می‌تواند به ما در این زمینه یاری رساند. این مؤسسه چارت تشکیلاتی قوی و سابقه درخشانی در کارهای فرهنگی و تربیتی دارد.
 ارائه خدمات این مرکز در چه حوزه‌هایی است؟
ما در عرصه‌های خودسازی، بدنه اجتماعی، کار تخصصی، تربیت و آموزش فعالیت داریم. سال 95 یک برنامه ده‌ساله نوشتیم که سال 1400 به آن رسیدیم. از اصلاح ساختار اجرایی (از هیئت به مؤسسه) گرفته تا اصلاح ساختار خود بنا که برای ما حدود 600‌میلیون هزینه برد، همه را وام گرفتیم و از جیب خودمان پرداختیم؛ بدون اینکه نهادی به ما کمک کند. در سال 1400، برنامه پنج‌ساله‌ای را ناظر به آسیب‌های گذشته، مثلا پرورش کادر متخصص و اهداف آینده، مانند خودسازی درونی و اجتماعی و مباحث خانواده نوشتیم که خانواده‌های کادر مجموعه هم استفاده‌ای ببرند. مثلا هر پنجشنبه تمام خانواده‌ها شامشان را در مجموعه و دور هم می‌خورند و یکی از شیرین‌ترین ساعات هفته‌شان را می‌گذرانند.خدمات دیگر هم در قالب خانه نیکوکاری و هیئت انجام می‌شود و با بدنه اجتماع درگیر هستند. کانون مفتاح نیز یکی از مجموعه‌های وابسته و مخصوص پسربچه‌های کلاس سوم تا نهم با تعداد محدود است که برای آموزش و تربیت جهت کادرسازی آماده می‌شوند. خدمات این کانون رایگان است. پایگاه بسیج هم پشتیبان مجموعه است.در این مجموعه هر شب نماز جماعت برگزار می‌شود و کودکان زیادی در فضای برگزاری نماز حضور دارند. متأسفانه در برخی مساجد با کودکان برخورد مناسبی صورت نمی‌گیرد. به هر حال ما محکوم به حرکت هستیم و نباید فقط در خودسازی متوقف شویم. خودسازی در عین جامعه‌پردازی موضوعیت دارد.
 در محله‌های دیگر هم شعبه دارید؟
مخاطبان ما از محله‌های گوناگون اصفهان و حتی خارج شهر هستند و پیش‌دبستانی در سپاهان‌شهر شعبه دارد؛ اما در منطقه خودمان متمرکز هستیم. ولی از آنجا که به حوزه اشتغال ورود کرده‌ایم، در برنامه پنج‌ساله دوممان گسترش شعب را در نظر داریم و تربیت کادر را به همین منظور پیش می‌بریم.
 مشاوران و الگوهای شما چه کسانی هستند؟
افرادی متخصص همچون آقای مهدوی ارفع، استادان دانشگاه تهران، بچه‌های جبهه فرهنگی به ما مشاوره می‌دهند. مجموعه‌هایی همچون بچه‌های روح‌الله، قرارگاه قرب بقیه‌الله و قرارگاه تحول‌خواه اجتماعی تهران که رابط محلی‌شان هست، به ما کمک فکری می‌دهند. اما آوردن نیرو از ‌این مجموعه‌ها سختی‌های بسیاری دارد.
 در برنامه‌ جدید، دغدغه‌تان برای مخاطب چیست؟
ما بیشتر به فکر منطقه هستیم و قصد داریم با کمک رفقای جامعه‌شناس اندیشکده سها‌بوم منطقه را بیشتر بشناسیم. برای همین، اقشار مختلف را برای تحلیل منطقه و آسیب‌‌ها و مزایا می‌بردیم. مثلا ظرفیت هنر شبیه‌خوانی و تعزیه‌خوانی و ورزش‌های زورخانه‌ای، مزیت نسبی منطقه ماست که در حال احیای آن هستیم. برای محرومان منطقه که حدود سیصد خانوار هم بودند، برنامه‌های حمایتی داریم.
اگر مسئول حوزه فرهنگی بودید، چه کارهایی می‌کردید؟
برون‌سپاری می‌کردم و در کارها تصدی‌گری نمی‌کردم. کار را دست مردم می‌دادم. مانند کار احیای مادی‌های منطقه دستگرد خیار که توسط مردم انجام شد. کاری را که شهرداری می‌خواست در شش ماه با 15 میلیارد انجام دهد، مردم محلی و باغ‌دارها و مادی‌سالارهای قدیمی در زمانی بسیار کمتر انجام دادند. بیست سال بود که مادی‌ها خشکیده بودند؛ ولی با جهاد مردمی آب به دستگرد برگشت. این بزرگ‌ترین اتفاقی بود که در مؤسسه رواق شاهد بودیم.‌ این نتیجه حکمرانی مردمی است.