دنبال علاقه‌‌ات نرو!

«برو دنبال علاقه‌‌ات!» این جمله را احتمالاً بارها از زبان روان‌‌شناسان و مشاوران تحصیلی شنیده‌‌اید و اگر به‌‌تازگی کنکور داده یا برای متوسطه دوم انتخاب رشته کرده‌‌اید، آن‌‌وقت این مسئله دغدغه روز و شب شما شده است! اما این «توصیه» تحصیلی مرسوم و پذیرفته‌‌شده، واقعاً چقدر مبنای علمی دارد؟ ارین سک (Erin A. Cech)، دانشیار جامعه‌‌شناسی دانشگاه میشیگان، کتابی نوشته است با عنوان «مشکل علاقه» (The Trouble with Passion) و از دیدی جامعه‌‌شناختی و روان‌‌شناختی به بررسی زوایای مختلف این بحث مناقشه‌‌برانگیز، یعنی دنبال کردن یا نکردن علاقه، پرداخته است. آنچه در ادامه می‌‌خوانید، گزیده‌‌ای است از مقاله سک در توضیح این کتاب که در وب‌‌سایت کانورسیشن منتشر شده است.

 

تاریخ انتشار: 10:57 - پنجشنبه 23 تیر 1401
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه

اصل علاقه

پژوهش‌‌ها نشان می‌‌دهد که از دهه 1980 میلادی، «اصل علاقه» در جامعه آمریکا به‌‌عنوان یک اولویت، مطرح و از جایگاه والایی برخوردار بوده و احتمالاً در کشورهای دیگر هم شرایط کم‌‌وبیش مشابهی وجود داشته است؛ اما نکته جالب این است که طبق آمارها، محبوبیت این اصل در بین افرادی که در طول همه‌‌گیری کرونا با بی‌‌ثباتی شغلی مواجه شده‌‌اند، از بقیه بیشتر بوده است. طرفداران این اصل باور دارند که با دنبال کردن علاقه، فرد هم انگیزه لازم برای کار و تلاش فراوان را به دست می‌‌آورد و هم می‌‌تواند به حس کامیابی و رضایت‌‌مندی برسد؛ اما واقعیت این است که دنبال کردن علاقه در بحث تصمیم‌‌گیری‌‌های تحصیلی و شغلی لزوماً به کامرواسازی فرد منتهی نخواهد شد، بلکه می‌‌تواند در نقش یک اهرم فرهنگی بسیار قدرتمند، آسیب‌‌های اجتماعی و روانی زیادی را به بار بیاورد. در ادامه به پنج چالش عمده اصل علاقه خواهیم پرداخت.

1. تشدید نابرابری اجتماعی

اگرچه اصل علاقه از محبوبیت گسترده‌‌ای برخوردار است، اما همگان منابع لازم را در اختیار ندارند تا علاقه خود را به یک شغل ثابت و با درآمد مناسب تبدیل کنند. اگر فرد خانواده ثروتمندی داشته باشد، می‌‌تواند بدون نگرانی درباره مخارج زندگی، تا زمان پیدا کردن شغل دلخواهش صبر یا در ابتدای مسیر شغلی خود، برای مدتی بدون حقوق کار کند. به‌‌علاوه، چنین افرادی اغلب می‌‌توانند از روابط اجتماعی والدینشان برای یافتن شغل مناسب بهره ببرند. طبق آمارها، وقتی افراد طبقه کارگر یا مهاجر دنبال علاقه خود می‌‌روند، احتمال بیشتری وجود دارد که درنهایت مجبور به پذیرفتن شغل‌‌های نامرتبط و کم‌‌درآمد شوند. کسانی که بدون توجه به این شرایط زمینه‌‌ای نامتعادل و ناعادلانه، برای همگان نسخه دنبال کردن علاقه می‌پیچند، آگاهانه یا ناآگاهانه به تثبیت این نابرابری‌‌های اجتماعی‌‌اقتصادی کمک می‌‌کنند.

2. تهدید بهزیستی

طرفداران اصل علاقه باور دارند که دنبال کردن علایق تحصیلی نه‌‌تنها فرد را به شغل مطلوبش می‌‌رساند، بلکه زندگی‌‌اش را هم بهتر می‌‌کند. برای رسیدن به این هدف، افراد بخش بزرگی از هویت خود را در کارشان خلاصه می‌‌کنند؛ اما اقتصاد جهانی به حال ما و هویتمان دل نمی‌‌سوزاند! طبق پژوهش‌‌ها، افرادی که به کارشان بسیار علاقه‌‌مند هستند، در صورت از دست دادن آن احساس می‌‌کنند علاوه بر منبع درآمد، بخشی از هویت خود را هم از دست داده‌‌اند.

3. ترویج بهره‌‌کشی

کارفرمایان همیشه متقاضیانی را که به کارشان شور و علاقه وافری دارند، به دیگران ترجیح می‌‌دهند؛ چون چنین افرادی معمولاً حاضرند وقت و انرژی زیادی را صرف کار خود کنند، بدون اینکه توقع افزایش حقوق داشته باشند و همین مسئله باعث می‌‌شود که برخی کارفرمایان از علاقه این افراد سوءاستفاده و بهره‌‌کشی کنند.

4. تقویت فرهنگ کار بیش‌‌ازحد

بررسی‌‌ها نشان می‌‌دهد که افراد زیادی حاضرند از حقوق خوب، ثبات شغلی و اوقات فراغت خود بگذرند تا کاری را انجام دهند که به آن عشق می‌‌ورزند. طبق آمارها، تعداد افرادی که هنگام تصمیم‌‌گیری‌‌های تحصیلی و شغلی، علاقه را در اولویت قرار می‌‌دهند، بیش از تعداد کسانی است که حقوق یا تعادل کار و خانواده برایشان مهم‌‌تر است. اغلب کسانی که به کار خود علاقه شدیدی دارند، با کمال میل حاضرند برای ساعت‌‌های طولانی به آن مشغول باشند و این مسئله، انتظارات فرهنگی موجود درباره کار کردن بیش‌‌ازحد را تقویت و تحکیم می‌‌کند.

5. بی‌‌اعتنایی به نابرابری‌‌های بازار کار

برخی افراد از اصل علاقه برای توجیه نابرابری‌‌های بازار کار سوءاستفاده می‌‌کنند؛ به‌‌عنوان‌‌مثال ممکن است دلیل عدم حضور درخور زنان در رشته‌‌های مهندسی را علاقه‌‌مندی آن‌‌ها به حوزه‌‌های دیگر تلقی کنند، به‌‌جای اینکه به ریشه‌‌های ساختاری و فرهنگی عمیق این مشکل معترف شوند. به‌‌عبارت‌‌دیگر، طرفداران اصل علاقه معمولاً نابرابری‌‌های بازار کار را در قالب انتخاب‌‌ها و علایق شخصی افراد توجیه می‌‌کنند.

راه‌‌حل چیست؟

برای اجتناب از این آسیب‌‌ها، افراد باید هنگام تصمیم‌‌گیری‌‌های تحصیلی و شغلی، علاوه بر علاقه موضوعاتی مانند درآمد، ساعت‌‌های کاری، مزایا و محیط کار را هم مدنظر قرار دهند. افرادی که در حال حاضر در حوزه موردعلاقه خود فعالیت می‌‌کنند، باید تلاش کنند از راه‌‌های دیگری نیز به زندگی خود معنا بدهند؛ یعنی سرگرمی‌‌ها، فعالیت‌‌های اجتماعی و هویت‌‌هایی را برای خود شکل دهند که به‌‌طور کامل از شغلشان مجزا باشد. نکته مهم دیگر این است که اگر بیش از میزان موظفی‌‌تان برای کار خود وقت و انرژی می‌‌گذارید، باید پاداش آن را دریافت کنید. اگر از روی شور و علاقه، بیش‌‌ازحد کار کنیم، در حقیقت شرایط را برای استثمار خودمان مهیا کرده‌‌ایم.

سالانه میلیون‌‌ها دانش‌‌آموز و دانشجو خود را برای انتخاب رشته و در آخر نیز ورود به بازار کار آماده می‌‌کنند. دوستان، والدین، مشاوران تحصیلی و معلمانی که آن‌‌ها را راهنمایی می‌‌کنند، باید از خود بپرسند که آیا توصیه این افراد به دنبال کردن علایقشان درنهایت منفعت بیشتری به بار خواهد آورد یا آسیب بیشتری؟