عقاید و روایتهای شفاهی، بخش عمدهای از اسطورهها را شکل میدهند. ناهید حسنپور مجموعهای از روایتهای شفاهی و مکتوب زندگی حضرت را در کتاب «کفیل» جمعآوری کرده است. «کفیل» با 131 روایت کوتاه، حضرت ابوالفضل(ع) را به مخاطب میشناساند. این روایتها در قالب داستان مینیمالیستی و کوتاه تدوین شده که موجب میشود خواننده تمرکز ویژهای به شخص حضرت داشته باشد. این داستانکها بیهیچ توضیحی گویا و موجز هستند. بخشی از این داستانک را پیشتر شاید در روضهها و مداحیها شنیده باشیم؛ اما خردهروایتهای دیگری در «کفیل» میخوانیم که بعضی تازگی دارد: «عباس شمشیرش را از غلاف بیرون کشید و حمله کرد. دست صفوان قطع شد. عباسِ دلاور، یل دشمن را زمین زده بود. دست صفوان از کار افتاد. جراحت داشت و خونریزی شدید. عباسِ جوانمرد به او فرصتی دوباره داد. همانجا رهایش کرد و به سمت سپاه دشمن رفت.»از دیگر ویژگیهای شخصیتهای اسطورهای، داشتن اخلاق انسانیخدایی است. ابرانسانها در مواقع حساس حرکتهایی انجام میدهند که برای انسان معمولی اجرانشدنی و باورناپذیر است. در صحنه مشهور آبنوشیدن، حضرت ابوالفضل(ع) آب در مُشت میکند؛ ولی به دلیل قولی که داده یا به دلیل همدردی با کودکان، آب را میریزد. روی این سکانس میتوان متوقف شد و بهعنوان یک حرکت اسطورهای آن را بسط داد.«کفیل» به صورت موجز، داستانکهای مربوط به حضرت ابوالفضل (ع) را پیش از تولد تا شهادت روایت کرده است. ازدواج حضرت علی(ع)، تولد حضرت ابوالفضل(ع)، کودکی، نوجوانی و جوانی حضرت را میتوانیم فهرستوار و در حد چند سطر بازخوانی کنیم. بخشهایی از روایتها شفاهی و سینهبهسینه نقل شده و شاید استنادی برای آن نباشد؛ اما ساختار حماسی عاشورا و شخصیتهای دینی این واقعه میطلبد که با عناصر اسطورهای تلفیق شود تا اثربخش باشد. همچنان که پیشتر گفته شد، بخشی از باورپذیری حرکتهای حماسی و اسطورهای در اعتقادات دینی و مذهبی شکل میگیرد که شاید با سنجشهای بروندینی نگنجد. همراهی یار و همرزمبودن (داشتن) نیز بخشی از ساختار حماسه است. انکیدو در اسطوره «گیلگمش» یار و یاور همیشگی گیلگمش در رزمهایش بوده و مرگ انکیدو چندان بر گیلگمش اثر میگذارد که پادشاهی را رها میکند و پی زندگی جاودان میرود. هارون (آرون) علاوه بر برادری، یار و همراه همیشگی حضرت موسی(ع) است. همچنین در شاهنامه فردوسی، الوای نامی همواره یار و نیزهدار رستم بوده که در رزمها رستم را یاری میکرده:
یکی زاولی بود الوای نام
سرافراز و اسبافکن و شادکام
کجا نیزه رستم او داشتی
پس پشت او هیچ نگذاشتی
امام حسین (ع) به برادرش دلگرم است در سراسر سفر. اگرچه اخلاق نیکوی حضرت ابوالفضل (ع) از کودکی زبانزد بوده، اوج خصایص اخلاقی او در عاشورا به نمایش درمیآید. آنجا که پس از ننوشیدن آب، تا آخرین دم، تواضع و فروتنی را دربرابر امام خویش تمام میکند. انگار تا پیش از شهادت حضرت ابوالفضل (ع) امام هنوز شکست نخورده. تنها با افتادن حضرت است که امام جمله نهایی خود را رو به آسمان فریاد میزند: «الان إنکسر ظَهری و قلت حیلتی» اکنون کمرم شکست و چارهام کم شد.



