احمد مهرشاد، جامعهشناس: جامعه دچارگسست اجتماعی شده است
احمد مهرشاد، جامعهشناس، در اینباره با بیان اینکه در سالهای اخیر جامعه به سمت و سویی حرکت میکند که آن را دچار چالشی به نام گسستهای اجتماعی کرده است، بیان میکند: از طرفی عوامل مختلف درونی و همچنین دلایل بیرونی باعث فعالشدن این گسستها و مواجهه پیوسته جامعه با آنها شده است. او با اشاره به اینکه موضوع حجاب در جامعه ایرانی میتواند به یک گفتمان تبدیل شود و موردبحث و گفتوگو قرار بگیرد، میافزاید: اما آنچه ذهن را درگیر میکند مسیری است که هرروز ممکن است در قالب یک موضوع جدید در جامعه مطرح شود؛ برای مثال، سال گذشته مسئله آب و زایندهرود در اصفهان در قالب یک موضوع جدید مطرح شد و ذهنیت منفی بین استانهای اصفهان و چهارمحال و بختیاری و یزد نسبت به یکدیگر ایجاد کرد.به گفته مهرشاد، همچنین قبلا نیز چالشهایی بین طبقات مختلف اقتصادی وجود داشت. آنچه میتوان بهعنوان ریشه اتفاقات شکلگرفته در کشور در روزهای اخیر بیان کرد، تشدید همین شکافهاست که جامعه را در برگرفته است؛ البته همانطور که اشاره کردم برخی از عوامل بیرونی و درونی نیز روی این مسئله تأثیر میگذارد و باعث شدتبخشی به آن میشود.این جامعهشناس با بیان اینکه درصورتیکه جامعه به سمتوسوی تشدید این گسلها حرکت کند پیامدهای مختلفی را با خود همراه میکند، میافزاید: برای مثال، یکی از تبعات این مسئله این خواهد بود که میزان تابآوری جامعه در برابر این گسلها کمتر و به خشونت نیز آغشته میشود.او ادامه میدهد: در روزهای اول این اتفاقات و مرگ خانم مهسا امینی، دو متن در شبکههای اجتماعی دستبهدست و وایرال شد؛ متنی از قول یکی از نیروهای گشت ارشاد که فردی گفته بود من شاهد ماجرا و اتفاقی که برای خانم امینی افتاد، بودم. او توضیح داده بود که چطور این ماجرا به خشونت و تعرض آغشته شده و به همین دلیل افرادی که از این مسئله متأثر شده بودند، شروع به وایرالکردن این متن کردند که بسیار پیام خشن و دردناکی هم بود. متن دوم نیز به این مسئله اشاره داشت که گفته میشد به خانم مهسا امینی دارو داده و سپس توسط نیروهای ضدانقلاب سوار ون شده تا این خانم سکته کند و این عارضه برای کشور به وجود آید. فارغ از صحتوسقم این مسئله و جمعبندی نهایی که در این رابطه ارائه خواهد شد، مسئله مهمی که باید درنظر گرفته شود، این است که چطور افراد جامعه در مورد همدیگر این مقدار از ظن و گمان منفی را باور میکنند. درواقع این سؤال مطرح میشود که چطور چنین متنهایی که در فضای مجازی منتشر میشود، برای طیفهای مختلف جامعه باورپذیر است؟ به گفته این جامعهشناس، در این میان بــرخی از افــراد در این مــاجرا از کشتــار بیرحمانه بعضی از آدمهای بیگناه سود میبرند و در مقابل آن، عدهای دیگر نیز از مرگ افراد دیگر. پس این ذهنیت و نوع نگاه در جامعه منجر به پدیدآمدن این دیدگاه میشود که رستگاری ایران در نبودن «شما» است؛ همانطور که «شما» هم رستگاری را در نبود دیگری میبینید. نتیجه نهایی این جریان هم از بین رفتن نیروهای جامعه درخلال این تعارضات و کشمشهاست؛ درواقع میتوان گفت خود جامعه نیروهای خود را از بین میبرد.آنطور که مهرشاد میگوید، وقتی جامعه در مقاطعی در این مدار قرار میگیرد، توجه به ابعاد مختلف ازسوی افراد تأثیرگذار و تصمیمگیر از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در این جریان، باید توجه داشت که سطحی از ماجرا بهصورت آشکارا خودش را نشان میدهد؛ درحالیکه سطح دیگر بیانگر این است که مفهوم جامعه و اجتماع تــا چــه میزان بیمعنــی و دچــار عارضــه میشود. مهرشاد با اشاره به اینکه هرچقدر در این اعترضات گروههایی با سن پایینتر شرکت کنند (همانطور که در این ماجرا حضور دهه هشتادیها پررنگ است)، رفتارهای هیجانی نیز به همان نسبت در خلال آن افزایش مییابد، تصریح میکند: به همین دلیل است که نمیتوان در این وقایع انتظار کنشهای عقلایی درست را داشت؛ درحالیکه هر چه سن افراد افزایش پیدا میکند، روحیه و جنس ملاحظهکاری در آنها افزایش مییابد و بروز رفتارهای هیجانی نیز در آن کمتر میشود. برای مثال، اکنون دهه شصتیها تشکیل خانواده دادهاند و تعلقات اجتماعی آنها نسبت به گروههای سنی دیگر مثل دهه هشتادیها بیشتر است؛ به همین خاطر هم ریسک کمتری برای حضور در چنین رخدادهایی دارند. او با اشاره به اینکه اکنون با پدیدهای روبهرو هستیم که نمیدانیم چه میزان از آن واقعیت و چه میزان از آن برساخت اجتماعی است، بیان میکند: آنطور که تصورات و همچنین پستهای شبکههای اجتماعی نشان میدهد، یکی از ابعاد بیآیندگی جامعه، حوزه آزادیهای اجتماعی است و برخی از افراد تصور میکنند آینده زندگی آنها بهدلیل تصمیمهایی که ناظر به آنها گرفته میشود در تهدید است. همین احساس خطرها باعث بروز واکنشهایی از سوی برخی از افراد شده است؛ درواقع نگرانیهایی برای بعضی از افراد بهوجود آمده که مثلا حق حیات یا تصمیمگیری برای زندگی شخصی آنها دچار تهدید یا چالش شده است.این جامعهشناس با اشاره به نسبت این اتفاقات به طبقه شهری جامعه، بیان میکند: محوریت این رخدادها در مازندران و تهران شکلگرفته است و بهدلیل برخی از ابعاد دیگر مثل کُردبودن خانم مهسا امینی و… این ماجرا به شهرستانها نیز کشیده شد و در نقاط دیگری هم شکل گرفت. تصور من این است که بخشی از این اعتراضها در تهران و مازندران در برخی از مناطق متوسط شهری کمتر مشاهده میشد؛ درحالیکه اعتراضاتی که در سالهای 96 و 98 در اصفهان رخ داد، به دلیل خاستگاه اقتصادی آنها عموما در حاشیهها و مناطق پایینشهری جریان یافت و این مناطق به محور و کانون اعتراضات تبدیل شد؛ اما اکنون اتفاقات در آنطرف آب میل کرده است؛ به این دلیل که این مسئله دغدغه افرادی از جامعه است که موضوعات فرهنگی و آزادیهای اجتماعی ذهن آنها را بیشتر درگیر کرده است؛ شاید افرادی که تعلقات اجتماعی یا ریسک اجتماعی بالاتری دارند؛ البته تأکید میکنم که جامعه درحال حاضر درگیر فیلترهای حبابی است؛ به این معنا که اقشار مختلف گمان میکنند خواست و مطالبه آنها خواسته همه جامعه است و روزی جامعه به همان سمتوسوی حرکت خواهد کرد؛ همین مسئله هم باعث تشدید احساس شکست از سوی آنها میشود.این جامعهشناس با بیان اینکه وقتی در جامعه گسلی ایجاد میشود خودبهخود اعتراضات تشدید میشوند، تصریح میکند: در جامعه ما معمولا اعتراضات تبدیل به درگیریهای شدیدتر میشوند و تقریبا این مسئله در تمامی اعتراضات سالهای گذشته نیز صادق بوده است و معمولا اعتراضات با شعارها بدوی و خواستههای کوچک شروع شده؛ اما ظرف مدت اندکی به خواستههای بزرگ و حداکثری بدل شده است. این روند را در اتفاقات اخیر هم شاهد هستیم.این جامعهشناس با بیان اینکه پیشبینی جامعه ایران بسیار سخت است، بیان میکند: هرزمانی که جامعه بهدنبال تغییر باشد، بــاید ایــن تغیــیــرات در منــاسبــات اجتماعی و نه سیاسی و امنیتی شکل بگیرد؛ چراکه امنیتی یا سیاسیشدن این مسئله منجر به پیچیدهترشدن آن میشود. شاید جامعه ایران آمادگی پذیرش یکسری تغییرات را بهمرورزمان داشته باشد؛ اما وقتی کاتالیزور شود، مقاومتها هم تشدید میشوند و به همین خاطر هم بروز این تغییرات مشکل میشود؛ بنابراین این اتفاقات باید آرام شود تا جامعه بتواند به سمت تغییر حرکت کند؛ البته سرعت این اتفاقات هم آنقدر بالاست که شاید تصمیمگیری را با مشکل روبهرو کند.مهرشاد میگوید: تصور من این است که در این سالها در دوسوی میدان بسیاری از رفتارها در جهت ترمیم فضای جامعه نبوده است؛ نه افرادی که اعتراض کردهاند به شکل واقعبینانه به مسئله نگاه کردهاند و نه تصمیمگیران به نتیجه و جمعبندی درستی رسیدهاند. سیر اعتراضات در دهسال اخیر را اگر بررسی کنیم، خواهیم دید که معمولا این اعتراضات از یک الگــوی ثــابــت پیروی میکنند؛ مثلا اعتراضها در دوســـه روز اول آرام و مسالمتآمیز انجام میشود؛ ولی پس از مدتزمان کوتاهی تغییر مسیر میدهد. برای مثال در سال 98، اعتراضات به دلیل گرانی بنزین رخ داد؛ ولی خیلی زود به سمتوسوی تغییر نظام سیاسی مسیرش عوض شد.این جامعهشناس با بیان اینکه به تصور من، در مجموعه اعتراضات و جنبشهای اجتماعی به طبقه متوسط و همچنین بلوک غرب (براساس نظام تقسیمبندی به بلوک شرق و غرب) تمایل دارد و به خواستههای نظام لیبرالی نزدیکتر است، میگوید: در اتفاقات اخیر هم به خاطر خاستگاه مسئله که موضوع زنان است، مسئله تا حــدی به مسئلــه طبقـــه متــوســط نزدیک است و بهنــوعـــی یک مطــالبــه اجتمــاعی بهشمار میآید.او با اشاره به اینکه مرگ مهسا امینی و ماجرایی که بعدازآن به وجود آمد از ارزش خبری بسیار بالایی برای رسانهها برخوردار است، تصریح میکند: درواقع رسانهها روی این اتفاقات مانور ویژهای دادند و مجموع این اتفاقات و بسیج منابع و همچنین کنشگری مخالفان نظام گلوله برفی را ایجاد کرد که محوریت آن چیزی بود که در نظامهای لیبرالی به چشم میخورد و ارزش خبری بالایی داشت و رسانهها نیز از پرداخت به آن استقبال ویژهای کردند. این ماجرا فرصتی بود برای مخالفان نظام تا از آن سوءاستفاده کنند؛ البته مدیریت شبکههای اجتماعی و جریان دهی به آن نیز در رقم زدن این رخدادها نقش ویژهای داشت.
مسعود شعربافچی، فعال اجتماعی و رسانهای: ریشه اعتراضات تکعاملی نیست
مسعـود شعـربافچـی، فعـال اجتمـاعی و رسانهای نیز دراینباره با اشاره به اینکه اتفاقاتی که در روزهای اخیر در کشور رخ داد خطی و تکعاملی نیست، بیان میکند: بنابراین نمیتوان تنها یک دلیل را در وقوع آنها دخیل دانست.او با اشاره به اینکه شروع این اتفاقات با مرگ خانم مهسا امینی و احساس همدردی جمعی بود، تصریح میکند: در ظاهر این موضوع ریشه اتفاقات اخیر بود؛ اما باید گفت خشمی که بهطور ناگهانی و یکباره فوران میکند، دلایل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی هم دارد.این فعال اجتماعی و رسانهای با اشاره به اینکـه بـایــد صــف مــردم معتــرض بـــا اغتشاشگران را جدا کرد، میافزاید: بههر حال همینالان نیز برخی از افرادی که در این تجمعها حضور پیدا میکنند، معترض هستند و برخی دیگر هم اغتشاشگر.به گفته شعربافچی، اتفاقات مختلفی که در گذشته در زمینههای مختلف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی رخ داده، باعث انباشت مطالبات روی هم شده است؛ برای مثال افزایش قیمتها و افقهای اقتصادی نامشخص در گذشته باعث شده بود تا مشکلاتی برای جوانان بهوجود آید.او بــا اشــاره به نقــشآفــرینــی شبکههای اجتماعی و جریان دهی به این وقایع بهویژه در روزهای اول، میافزاید: بههرحال، در این فضا بستری ایجاد میشود تا مخالفان سعی به هدایت فضا به سمت خواستههای خودشان کنند؛ همانطور که در سالهای گذشته نیز شاهد این ماجرا بودیم.شعربافچی در بخش دیگری از سخنانش به حضور دهه هشتادیها در وقایع اخیر هم اشاره میکند و میگوید: برخی از جــامعــهشنــاســان معتقدنــد که دهــه هشتادیها نسلی بهدوراز عاقبتاندیشی و دوراندیشی و جسور و «گستاخ» هستند. این نسل در فضایی رشد کردهاند که همهچیز برایشان فراهم بوده است؛ ضمن اینکه این افراد ساعتهای بسیار زیادی را در شبکههای اجتماعی به سر میبرند و به همین دلیل هم مسلما بیشتر از باقی نسلها از این فضا تأثیر میگیرند؛ بنابراین یکی از عوامل شکلگیری این اتفاقات در خیابان همین فضای مجازی است و ازآنجاییکه دهه هشتادیها بومیان این فضا بهشمار میآید، میداندار اتفاقات اخیر شدهاند.ازنظر او، بخشی از خشونتی که در تجمعات شکلگرفته در خیابان به چشم میخورد سازماندهی شده است و توسط لیدرهای مشخص هدایت میشود؛ همانطور که در تصاویر و فیلمهایی که از این ماجرا منتشر میشود، این موضوع بهوضوح قابلمشاهده و مشخص است که این افراد سعی دارند تجمع را به اغتشاش تبدیل کنند؛ بهویژه که نسل جدید بسیار بیپرواتر و بدون لکنتتر و راحتتر از باقی نسلهای دیگر هستند و از بقیه حرفشنوی کمتری دارند. آنها در کف خیابان نیز وقتی فضا هیجانی میشود، سعی میکنند خودی نشان دهند و هویت خود را پیدا کنند و به همین خاطر هم است که میبینیم دامنه این اتفاقات به خشونت آغشته میشود؛ خصوصا زمانی که این تجمعها بدون حسابوکتاب و برنامه مشخصی باشد.به گفته این فعال اجتماعی و رسانهای، حتما یک سری از این اتفاقات که اکنون دارد میافتد -که شاید بخش کوچکی هم نباشد و نقش بسیار پررنگی هم دارد- مربوط به دستهای پشت پردهای است که اتفاقات امنیتی را رقم میزنند و بهصورت سازماندهی شده با یک هدف امنیتی انجام میشوند. این موضوع باعث میشود که از رفتار افرادی که بهصورت هیجانی بر خواستههای خود پافشاری دارند و البته هدف مشخصی هم ندارند، نیز اینگونه سوءاستفاده شود.به گفته او، ما هنوز اشراف اطلاعاتی در رابطه با این وقایع نداریم؛ اما آنچه درباره اتفاقات اخیر و همچنین اتفاقاتی که در سالهای گذشته رخداده حکم فرماست، این است که همیشه میتوان عملکرد یا نحوه بهتری از گفتوگو با این تجمعات صورت گیرد؛ برای مثال، برخی معتقدند اگر در همان روزهای اول به افراد اجازه تجمع قانونی داده میشد، شاید این اتفاقات شکل و شمایل دیگری به خود میگرفت. همه این موارد قابلبررسی است. شاید در یکیدو روز اول، فیلمهایی که از مأموران در فضای مجازی منتشر شد، باعث شعلهورترشدن این اتفاقات شده است؛ البته ما در صحنه نیستیم و نمیدانیم که قبل یا بعد از این ماجراها چه اتفاقاتی رخ داده است؛ ولی بههرحال بهنظر میرسد همان چندتکه از این فیلمها که در فضای مجازی منتشر شد، تأثیرگذار بودهاند؛ بنابراین میتوان گفت همیشه نوع برخوردها و عملکردها میتوانست بهتر باشد.
حمید دهقانی، جامعهشناس و مدرس دانشگاه: نقش شبکههای اجتماعی در اتفاقات اخیر پررنگ بود
حمید دهقانی، جامعهشناس و مدرس دانشگاه با بیان اینکه نقش شبکههای اجتماعی و شبکههای ماهوارهای در اتفاقات اخیر بسیار پررنگتر از گذشته بود، تصریح میکند: در گذشته حوادث واقعی، محور و مرکز قرار میگرفتند و شبکههای اجتماعی بر آنها موجسواری میکردند؛ درحالیکه این بار حادثه به حد و اندازهای نبود که بخواهد اتفاقاتی اینچنینی را رقم بزند؛ درحالیکه این بار شبکههای اجتماعی تا توانستند موج ایجاد کردند و کاربران نیز بر آن سوار شدند.این جامعهشناس با بیان اینکه بهمرور و باگذشت زمان زیرساختهای شبکههای اجتماعی آمادهتر و قویتر میشوند، تصریح میکند: بهتبع آن روزبهروز هم مخاطبــانشــان بیشتــر میشــود و حرکت منسجمتری در پیش میگیرند؛ بهطوریکه این شبکهها در سالهای اخیر توانستهاند بخشی از جامعه را شدیدتر و غنیتر از گذشته با خود همراه کنند. درواقع این شبکهها در طول زمان تلاش کردهاند تا به نقطه کنونی برسند و درنهایت بتوانند برداشت خود را انجام دهند. به گفته دهقانی، البته همه جای دنیا به همین منوال است و همواره رسانههایی تأثیرگذارتر هستند که در سطوح مختلف اجتمـاعی فعالیــت بیشتــری میکنند. اگر دوسطح سیاسی حاکمیتی و غیرحاکمیتی برای رسانهها درنظر بگیریم، خواهیم دید صدای رسانههایی که بهظاهر مدافع غیــرحاکمیــت هستــنــد و مظلــومنمــایی میکنند، بلندتر از بقیه است و به همین خاطر هم حاکمیت نمیتواند خودش را بهعنوان قربانی نشان دهد؛ حتی اگر هم واقعا آنها قربانی باشند و در بروز ماجرا تقصیری نداشته باشند.این جامعهشناس در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به نقش سلبریتیها و اینفلــوئنسرهــای فعال در شبکــههــای اجتماعی بیان میکند: البته این افراد نیز این بار با شبکههای اجتماعی همراه شدند؛ البته شاید همراهی آنها بیشتر احساسی و هیجانی باشد و بعد از گذشت زمان آنها متوجه اشتباه خود شوند. درواقع آنها نیز بهنوعی بهدنبال کاسبی خود هستند.آنطورکه این جامعهشناس معتقد است: مشکلات اقتصادی و تورم و همچنین سوءاستفاده برخی از احزاب و گروههای سیــاسی و شبـــهنظــامــی و گــروههــای تجزیهطلب نیز البته در تشدید این اتفاقات نقش دارد و آنها از همان ابتدا سعی کردند تا میدان را به میدان جنگ مسلحانه تبدیل کنند. همه این عوامل دستبهدست هم میدهند تا دامنه آنها افزایش پیدا کند؛ درحالیکه این مسئله تا پیشاز این سابقه نداشت؛ ضمن اینکه خانم مهسا امینی نیز کرد بود و شایعاتی نیز درباره او در فضای مجازی منتشر شد و باعث شد تا در این ماجرا اتفاقات عجیبوغریبی رخ دهد.او بــا اشــاره به راهانـــدازی هشتــگهــای مختلف دراینباره در فضای مجازی بیان میکند: اگرچه راهاندازی هشتگ در حوزه جنــگ روانــی تأثیرگـذار اســت؛ ولی واقعــا تعیینکننده نیست و بیشتر از روی شور و هیجان و حالت نمایشی است. اکنون گفته میشود بیش از 200میلیون بار هشتگ با نام خانم امینی راهاندازی شده است؛ اما سؤال این است که در شرایطی که اکثریت جامعه به اینترنت دسترسی ندارند، این میزان هشتگ چطور ازسوی کاربران راهاندازی شده است؟ بنابراین ممکن است بخشی از این هشتگها فیک باشند یا از طریق همان رسانــههای خــارج از کشــور شکل گرفته باشند.او با بیان اینکه برخی از افراد میخواهند از هر فرصتی برای براندازی یا تجزیه استفاده کنند، میافزاید: اما برخی دیگر مطالباتی دارند و بهصورت ناخواسته به این ماجراها وارد شدهاند و مسلما درصورتیکه رفتارهایی بخواهد تمامیت ارضی را به خطر بیندازد، آنها از مواضع خود کوتاه میآیند یا باملاحظه رفتار میکنند. باید توجه داشت در هیچ جای دنیا بهخاطر یک مسئله جزئی که قانون هم است، کل نظام را تغییر نمیدهد؛ درواقع این مسئله منطقی نیست که به خاطر یک جزء بخواهند کل نظام تغییر یابد.این جامعهشناس با اشاره به حضور دهه هشتادیها در اتفاقات اخیر، بیان میکند: بههرحال، این نسل مطالباتی دارند که رویهم انباشته شده است و همین مسئله هم باعث دخالت صریح و از پیش آماده گروهها و سازمانهای سیاسی و نظامی بیرون از کشور شد و بهانه به دست آنها داد. رسانههای آنطرفی مدام دارند بر روی ذهن این افراد کار میکنند و به آنها خوراک میدهند. آنها به این نسل القا میکنند که برای دستیابی به زندگی ایدئال باید از ایران مهاجرت کنند. از سوی دیگر، این افراد شرایط مهاجرت را دارند و همین موضوع هم باعث ناامیدی و ناکامی و انباشت یأس در آنها میشود؛ یأس و خشمی که بخشی از آن بهدلیل همین شستوشوی ذهنی وروانی است و این نسل را بهخوبی تحتتأثیر قرار میدهد.
احمد سالک، نماینده ادوار مجلس: شبکههای اجتماعی به این ماجرا دامن زدند
حمد سالک، نماینده ادوار مجلس، با اشاره به تأثیر مشکلات اقتصادی و تورم و عدم شناخت دین و انقلاب اسلامی ازسوی نسل جدید بروز اتفاقات اخیر در کشور و همچنین برخی از عوامل خارجی و سازماندهیشده در خارج از کشور بیان میکند: همه این عوامل دستبهدست هم دادهاند تا این اتفاقات در کشور رقم بخورد.به گفته او، همه این اتفاقات را در کنار هم که بچنیم، خواهیم دید یک توطئه بینالمللی در دست است که یک پوسته ظاهری و آشکار دارد و یکلایه نهان که البته باید موردتوجه قرار گیرد. مجموعه این عوامل باعث میشود تا با هر بهانهای موجی از حرکتها شکل بگیرد که البته سازمانیافته هم هستند که با گروههای محدود در تمام شهرها سعی به استهلاک نیروهای امنیتی و سپاه و بسیج دارند. سالک ادامه میدهد: ازسوی دیگر شبکههــای اجتمــاعی نیز بستــری شدهاند برای دامنزدن به این اتفاقات بهوسیله ابزاری که در دست دختران و پسران است.او میگوید: وزارتخـانههای آمــوزشوپــرورش و… موظف هستند تا به آموزش نسل جدید بپردازند و با شرح جهاد تبیین و مسائل مختلف دین و انقلاب اسلامی برای مردم از وقوع چنین وقایعی جلوگیری کنند. متأسفانه این وزارتخانهها به وظایف خود بهدرستی عمل نمیکنند.
حسین مطیع، عضو هیئتعلمی دانشگاه معارف دانشگاه صنعتی اصفهان: از پزشکی قانونی انتقاد داریم!
حسین مطیع، عضو هیئتعلمی دانشگاه معارف دانشگاه صنعتی اصفهان با اشاره به اینکه افرادی که در فضای مجازی وقت زیادی میگذرانند گاهی وقتها دچار توهم میشوند، میافــزایــد: بــرای مثــال بــرخی به هشتــگهــای میــلیــونی در رابطــه با خانم امینی اشاره و سعی به بزرگنمایی آن میکنند؛ درحالیکه این آمار فیک است و این هشتگها از طریق رباتها انجام میشود.به گفته او، افرادی که در خیابانها حضور پیدا میکنند و دست به اعتراض میزنند، فریب خوردهاند و یکسری نیز در حال خطدهی هستند و بهخاطر همین هم بعضی از افراد با برنامه در این تجمعات حضور پیدا میکنند و نظام را نشانه میگیرند و میخواهند انتقام پیروزهای نظام در مسائل منطقهای و… را بگیرند.او با انتقاد از پزشکی قانونی میگوید: چرا پزشکی قانونی در رابطه با مرگ خانم مهسا امینی هنوز جواب کامل نداده است؟ پیامدهای این موضوع و ادامهدارشدن آن متوجه پزشکی قانونی است. آنها باید جواب را اعلام کنند تا اگر این ماجرا مقصرینی دارد، مطابق با قانون با آنها برخورد شود و اگر هم مقصری در این موضوع وجود نداشته باشد، بهطور کامل دراینباره شفافسازی شود.او با اشــاره به شکــافهــای اجتمـــاعــی و اقتصادی و فرهنگی و … نیز بیان میکند: این شکافها را نباید دستکم گرفت؛ چراکه این شکافها که ناشی از تعارضات هستند، بالاخره اینها روزی سر باز میکنند و بالاخره خودشان را نشان میدهند. هرچه در یک جامعهای بیعدالتی باشد، این شکافها بیشتر میشوند و به همین دلیل نیز باید فاصلههای اجتماعی را کاهش داد. /گروه جامعه



