کریــمــی این روزها نمایش «بیپدر»، نوشته محمد مساوات را در تالار هنر اصفهان به روی صحنه برده است. گفتوگوی «اصفهانزیبا» با او را درباره این نمایش در ادامه میخوانید.
آشناییزدایی مهمترین ویژگی این نمایش است
آشــنـــایـــیزدایـــی ازجـملــه مفاهیم کاربردی در نظریات نقد هنری و ادبی است که نخستینبار در سال 1917 ویکتور شکلوفسکی در مقالهای با عنوان «هنر بهمثابه تکنیک» مطرح کرد. در این روش مــفــاهـیــم آشــنــا و عادیشده غریبهسازی میشوند تا دوباره تازگی یابند و با لذت بیشتری درک شوند. آشناییزدایی دنیای آشنا و معمولی را در هم میریزد تا مخاطب را شگفتزده کند و از طریق لذتی که به واسطه درک جدید در او پدید میآید، بر مخاطب اثر گذارد. نمایش «بیپدر» بهخوبی از این روش برای اثرگذاری بر مخاطب بهره گرفته است.این نمایش با روایت قصه آشنای شنگولومنگول آغاز میشود؛ داستانی که برای همه ما آشنا است؛ اما روند ادامه نمایش با آشناییزدایی از این قصه کهن ادامه مییابد. گرگ و بز تصمیم میگیرند باهم ازدواج کنند؛ اما درندهخویی گرگ و ترس و بیدفاعی بز باهم سازگار نیستند و همین ناسازگاری شکلگیری بحران هویت را رقم میزند، بحران هویتی که با خود خشونت در پی دارد. پیمان کریمی، کارگردان این اثر، استفاده از یک قصه آشنا برای همه و آشناییزدایی از آن را مهمترین ویژگی و عامل موفقیت این نمایش میداند و میگوید: «مردم این اثر را بیگانه با محیط پیرامونشان نمیبینند و حس میکنند چیزی که در حال روایت است، همان چیزی است که پیرامونشان در جریان است. درحقیقت یکی از مسائل روز جهان از زبان یک آشنای قدیمی بیان میشود؛ ازاینرو ارتباط خوبی با اثر برقرار میکنند.»او در خصوص دلیل انتخاب این متن گفت: «قصه شنگولومنگول در بطن خود همبستگی خانواده را نشان میدهد و ما میبینیم که خانواده بزها چطور برای حفاظت از یکدیگر میجنگند و از هم دفاع میکنند. این تصور در ذهن همه ما وجود دارد؛ اما در این نمایش ما دقیقا عکسش را میبینیم. در این نمایش خانوادهای داریم که بهاشتباه تشکیلشده و پیامدهای این اشتباه گریبانگیر خانواده میشود و در پایان، با خانوادهای روبهرو هستیم که همدیگر را میخورند. این نمایش معضل اجتماعی فروپاشی اخلاقیات و بحران هویت را بهخوبی نشان میدهد. این مسائل مختص جامعه خودمان نیست و یک مسئله جهانی است.»
تلاش کردم از خشونت عریان متن بکاهم
نــمــایــش دگــردیــسیهــای بــزهــا از موجوداتی ضعیف به موجوداتی درنده و حتی تبدیل آنها به موجوداتی درندهتر و خطرناکتر از گرگها، تا حدی که مادر فرزندش را میخورد و نبود امنیت برای فرزندان در خانواده، موقعیتی هراسآور ساخته که به کمک موسیقی و بازیها تشدید شده است. کریمی در خصوص فضای رعبانگیز و ترسناک اثر میگوید: «اساس این نمایشنامه بر وحشت استوار بوده و حتی متن اصلی خشونتبارتر است. مادری که بچهاش را میخورد و برادری که برادرش را میخورد و خانوادهای که همدیگر را میدرند، همه وحشتناک است؛ حتی روایت یکخطی آنهم ترسناک است. البته من تلاش کردم تا حدی که به نمایش لطمه نخورد، این وحشت را بهصورت نمادین نشان دهم و با رگههای احساسی و شاعرانه بیان کنم تا از عریانی خشونتش کاسته شود؛ اما بههرحال خشونت بخش جدانشدنی این نمایش است.»
دکور هیچ حاشیه امنی باقی نگذاشت
طراحی صحنه نمایش با وجود سادهبودنش بهخوبی در خدمت داستان قرار گرفته و حس نبود امنیت را تشدید کرده است. کریمی درباره طراحی دکور نمایش میگوید: «در این نمایش چهار اتاقک داریم که بز مادر و سه فرزندش هرکدام صاحب یکی از آنها هستند. حالت شیشهای اتاقکها که سبب میشود گرگ و فرزندش همیشه بر آنها اشراف داشته باشند، هیچ حاشیه امنی را برای بزها باقی نگذاشته است؛ البته در روند ادامه قصه جای اینها برعکس میشود و میبینیم که بزها به موجوداتی تبدیل میشوند که گرگها نیز از آنها میترسند.» او همچنین در خصوص موسیقی این نمایش گفت: «در این اثر آهنگساز روی قطعاتی آماده کار کرد. از یک لالایی روسی هم استفاده شده است که بچهها خودشان آن را خواندهاند. شروع نمایش با این موسیقی است و در انتهای نمایش و همزمان با صحنهای که همه در حال دریدن هستند هم یک لالایی داریم که کودکی آن را خوانده است. این دو لالایی که فضایی معصومانه و کودکانه دارند، در تضاد با فضای رعب و وحشت اثر قرار میگیرند و تماشاگر را در موقعیتی قرار میدهند تا آرزو کند کاش این آرامش در زندگی این خانواده جاری بود.»
پاشنه آشیل «بیپدر»
آشناییزدایی از یک داستان قدیمی برای مخاطب اتفاق جذابی است؛ اما تشکیل زندگی مشترک میان دو موجود نامتجانس و همزیستی گرگها و بزها آیندهای کموبیش واضح دارد که از همان ابتدا برای مخاطب تا اندازه زیادی قابل پیشبینی است و ادامه این نمایش با چالش و تعلیق همراه نیست؛ اگرچه تقابل نقش بز مادر با گرگ لحظههای پرهیجانی را فراهم کرده که مخاطب را تا انتها با خود همراه میکند.
اصفهان زیرساختهای مناسبی برای تئاتر ندارد
کارگـردان ایــن نــمــایــش دربـــاره استقبال مخاطبان از این اثر گفت: «با وجود اینکه این روزها مردم بهواسطه فضای ملتهب جامعه حال خوشی ندارند، استقبال از نمایش خوب بود و در این چند شب اجرایی که داشتیم در بیشتر شبها سالن کاملا پر بود. در بدترین حالت بیش از 70درصد تماشاچی داشتیم. بههرحال بحران هویت یک معضل جهانی است و مردم از تماشای نمایشی با این مضمون استقبال میکنند. گرچه بهواسطه قطعی و کندی اینترنت نتوانستیم تبلیغات مناسبی در فضای مجازی داشته باشیم، باوجوداین استقبال خوب بود.»او همچنین در خصوص وضعیت تئاتر اصفهان گفت: «متأسفانه در اصفهان تئاتر زیرساختهای مناسبی ندارد و با وجود این همه گروه تئاتری در اصفهان، فضای کافی برای تمرین وجود ندارد. ما یک تالار هنر شهرداری را داریم با سهچهار پلاتو. مجموعه فرشچیان هم که به بخش خصوصی واگذار شده است و عملا نقش مؤثری ندارد. بزرگترین معضل تئاتر اصفهان، مکان تمرین و اجراست. در حال حاضر نه مسئولان دغدغهای برای تئاتر دارند و نه هنرمندان همدلی لازم را دارند تا با مطالبهگری فضای مطلوب را مهیا کنند.»



