کودکان در ساختار خانواده گسترده، تعاملهای فراوانی را تجربه میکردند و در بستر فرهنگ خانواده بسیاری از تواناییها و شایستگیها را کسب میکردند؛ البته در این میان، جوامع محلی نیز نقش تأثیرگذاری داشتند؛ زیرا مناسبات خانواده و محله بسیار عمیق و ماندگار بود؛ همچنین در تربیت سنتی در صورت عدم حضور مادر، مسئولیت نگهداری فرزند با مادربزرگها یا خاله و عمه بود که قطعا دلسوزی بیشتری به فرزندان داشتند تا مربیهای مهدکودکها یا خانههای بازی! برعکس، در جوامع مدرن شهری به دلایل مختلف ازجمله اشتغال مادران، سبک زندگی تغییر چشمگیری داشته و فرصت برای تعامل و گفتوگو در خانواده کاهش یافته است؛ زیرا خانوادهها اغلب به شکل هستهای زندگی میکنند. از سوی دیگر، تغییرات محیطی و فرهنگی شهرها، ساختار محلهها را بهگونهای تغییر داده است که در آن آدمها، رابطه عمیق و اثرگذاری را با جامعه محلی ندارند؛ همچنین منازل از خانههای بزرگ حیاطدار به آپارتمانهای کوچک در مجتمعهای مسکونی تبدیل شده است؛ درنتیجه خانوادهها برای پاسخ به نیاز تحرک و فعالیت فرزندانشان مجبور هستند از مکانهایی که به این منظور تأسیس شدهاند، بهره بگیرند و تربیت فرزندانشان را به دست مربیانی که در اینگونه مراکز مشغول هستند، بسپارند.اگرچه مؤسسات تربیتی، دائما میکوشند تا خدمات تربیتی متفاوت و نوآورانهای ارائه دهند، این امر به یک بدفهمی دامن زده است که پیرو آن، برخی از والدین تصور میکنند تمام مسئولیتهای تربیتی را میتوان به نهادهای تربیتی واگذار کرد. این گروه از والدین، مدام در جستوجوی مراکز و نهادهای مختلفی هستند که بسیاری از تواناییها مانند شایستگیهای اخلاقی، علمی، آموزشی، هنری، ورزشی و… را از آن مؤسسات دریافت کنند. آنها دائما کودکان خود را از این کلاس به آن کلاس جابهجا میکنند و برای آنها فرصتهای تربیتی تدارک میبینند.مشغله بالای والدین در سالهای اخیر به معنای یک تغییر شگرف در نوع سبک زندگی خانوادههاست. پیامدهای این تغییرات را میتوان در تغییر جایگاه نهاد خانواده در شرایط کنونی هم به چشم دید. تا چند دهه پیش، نهادی به نام خانواده تأثیر شگفت و مؤثری در تصمیمهای اعضا داشت. بهنوعی راهبری آینده زندگی فرزندان عموما از خانوادهها شکل میگرفت؛ اما این کارآمدی حالا نزدیک به یکدهه است که تأثیرش را ازدستداده است؛ بهعنوانمثال، پژوهشی که روی فرهنگ رفتاری خانوارها توسط مرکز ملی آمار ایران صورت گرفته است، نشان میدهد بیش از ۴۰درصد افراد موردسؤال قرارگرفته عنوان کردهاند، در صورت بروز مشکلی برای آنها مطمئن هستند که از سوی خانواده حمایت نخواهند شد. این داده هولناک نشان از تغییرات گسترده سبکزندگی میان خانوادههای ایرانی دارد.اگرچه سطح خدماتی که از طریق نهادهای تربیتی ارائه میشود، در مقایسه با نظام تربیت سنتی خانوادگی بسیار پیشرفته است و آموزشهای بهتری را فراهم میآورد، تربیت کودکان، رسالتی است که تمامیت آن قابلواگذاری به مؤسسات تربیتی نیست. بااینکه تدارک فرصتهای تربیتی باکیفیت نیز از وظایف دشوار والدین در جامعه کنونی است، این مسئولیت نمیتواند متوقف بر این موضوع باشد. بخش مهم تربیت کودکان در روابط میان فرزندان با والدین شکل میگیرد. تأثیرات ماندگار تربیتی حاصل تعاملهایی است که در درون مناسبات فرهنگی خانواده شکل میگیرد؛ تجربهای که بههیچوجه قابل برونسپاری نیست. مدرسه هیچگاه جای خانواده را نمیگیرد؛ بنابراین، خانواده همواره باید نقش اساسی خود در امر تربیت را در کنار مدرسه برجسته سازد و با افزایش دانش تربیتی فرصتهای تربیتی عمیقی را درون خانواده خلق کند.
عواقب برونسپاری تربیت
در جــوامــع سنتــی، مسئـــولیــت تربــیــت برعهده خانواده بود.
-
اصفهان زیبا
اصفهان زیبا



