ازدواج یکی از مهمترین و اثرگذارترین تصمیماتی است که هر فردی در زندگی ممکن است با آن مواجه شود. یک جوان وقتی سنش بالا میرود، دیر یا زود به این نتیجه میرسد که دیگر تحمل فضای خانه پدری برایش ممکن نیست و به صورت جدی نیاز دارد که زندگی مستقلی را برای خودش تشکیل دهد. این نیاز و غریزهای در ذهن ماست که انکار آن نه ممکن است نه عقلانی.
بنابراین انتخاب یک فرد برای ازدواج که میتواند آینده شما را به شکل جدی تحت تاثیر خویش قرار دهد، بسیار مهم است. اما مساله مهمی که در اینجا من میخواهم به آن اشاره کنم، این است که اصولاً در ارتباط با دیدگاهها، خواستهها، آرزوها و نیازها، یک زن و شوهر چه ارتباط یا رابطهای را باید با هم داشته باشند؟ آیا باید در ارتباط با اغلب موارد همفکر و هم نظر باشند؟ آیا زن و شوهر موفق و شادمان، کسانی هستند که نیازها و خواستههای یکسانی دارند و به صورت کامل تفاهم و همفکری در بینشان جریان دارد؟
متاسفانه بسیاری از جوانان به سوالات فوق جواب مثبت میدهند و به غلط تصور میکنند که خوشبختی آنها در گروه همفکری کامل و عدم بروز هر نوع اختلاف نظر و تعارض در دیدگاهها و خواستهها بین زوجین است.
شاید شما عزیزان هم وقتی به سخنان من گوشدهید، از اینکه چنین باوری را زیر سوال بردهام تعجب کرده باشید. چراکه شما نیز همان باور را در ذهن خود نهادینه کردهاید. اما اجازه دهید یک سوال مهم را از شما عزیزان بپرسم تا نگرش و دیدگاه دیگری را نیز نسبت به این مساله به دست آوریم.
آیا زندگی کردن با شخصی دقیقاً مثل خودتان میتواند جذاب و هیجانانگیز باشد؟ کسی که همه چیزش برای شما آشکار است، تمام خواستهها، افکار و حرفهایش دقیقاً عین شماست و در هیچ مساله و حوزهای به واسطه اختلاف دیدگاه و نگرش، چیز جدیدی نیز برای عرضه به شما و یاد دادن به شما ندارد؟
کمی به این مساله فکر کنید تا متوجه شوید که زندگی کردن با شخصی که کپی برابر اصل ماست تا چه حد نه تنها کسالتآور و ملالانگیز، بلکه حتی ترسناک و هولناک است. مگر میشود با کسی زندگی کرد که همیشه مثل ما فکر میکند و مثلاً بدین شکل وقتی ما عصبانی هستیم، او نیز عصبانی میشود و بدین واسطه با تشدید عصبانیت یکدیگر به ایجاد فضایی به شدت مسموم در رابطه و زندگیمان کمک کنیم؟
اگر قرار بود زندگی کردن با کسی دقیقاً شبیه به خودمان لذتبخش و سعادتآفرین باشید اصولاً دیگر نیاز به همسر نبود، یک آینه را جلوی خودمان میگذاشتیم و با خودمان معاشرت میکردیم. میدانم این تمثیل برایتان خندهدار بود اما واقعاً زندگی کردن با شخصی شبیه خودمان دقیقاً مثل زندگی کردن با تصویر خود در آینه میماند.
این در حالی است که اصولاً ذات ازدواج تکمیل شدن است یا یکسان شدن. خداوند انسان را از زن و مرد آفرید تا به واسطه تفاوتهایی که دارند، یکدیگر را کامل کنند، نه اینکه شبیه به هم باشند یا شبیه به هم شوند.
راستش را بخواهید تحقیقات نشان داده است که به صورت میانگین و نسبی، مردها با مردها و زنها با زنها بیشتر تفاهم دارند. پس اگر شباهت مهم است چرا زن باید با مرد ازدواج کند؟ بنابراین، شما هم وقتی خوب به مساله شباهت و تمایز فکر میکنید، به خوبی درمییابید که اصولاً شبهات و عدم اختلاف نظر و دیدگاه، اصولاً هیچ هیجان، جذابیت و قابلیت یادگیری خاصی در خود ندارد. در واقع این اختلاف دیدگاهها و تعارضات و تفاوتهاست که میتواند بستر تامل، گفتگو، یادگیری و پیشرفت را فراهم آورد.
جالب است بدانید که حتی تحقیقات دانشمندان ثابت کرده که وقتی زن و شوهری از نظر فرهنگ و سبک زندگی تفاوت زیادی دارند، به شرط برخورداری از مهارت مدیریت تعارضات و همدلی، میتوانند فضای بسیار مناسبتری برای پیشرفت، ارتقای دیدگاههای خود و یادگیری ایجاد کنند. اما بنده این نکته را نیز میدانم که متاسفانه جامعه همیشه عکس این مساله را به ما تلقین کرده است و ما را به این باور رسانده که وقتی با همسر آیندهمان از نظر فکری و دیدگاهی تفاوت زیادی داشته باشیم، قطعاً در روزهای آتی دچار مشکلات جدی و شکست میشویم.
اما عزیزانم، اجازه دهید من واقعیت را با شما بازگو کنم. آنچه زندگی یک زوج را به شکست و طلاق میکشاند، نه اختلاف دیدگاه، نه تعارض، نه سلیقه و خواست متفاوت، بلکه فقدان مهارتهای همفکری، تعامل و همدلی و به صورت خلاصه، فقدان مهارت مدیریت تعارضات است. مهارتی که اگر در زوجین وجود داشته باشد، میتواند به آنها کمک کند تا از هم یاد بگیرند، در اختلافات و تعارضات، گزینه بهتر و کارآمدتر را انتخاب کنند و از این مسیر زندگی خویش را همیشه در بستر پیشرفت و تعالی قرار دهند.
یادتان باشد که اگر انسان همیشه شبیه هم فکر میکردند، هیچکس در زمانی که همه انسانها کوچکننده بودند، به فکر یکجانشینی نمیافتاد، هیچکس به فکر کاشت دانه و کشاورزی نمیافتاد، کسی ایده
پرواز کردن را در سرش نمیپروراند و امروز ما از تمام موهبتهایی که زندگی هوشمند انسانی نصیبمان کرده محروم میماندیم.
بنابراین به صورت جدی به شما توصیه میکنم که اگر از ویژگیهای شخصیتی، خلقی و شرایط خانوادگی و وجود مسائل مهمی مثل صداقت، مسئولیتپذیری و وفاداری در همسر آیندهتان اطمینان خاطر کسب کردهاید، از تعارضات و اختلافات نترسید و با یادگیری مهارت مدیریت تعارضات، بستری پر از هیجان و جذاب برای یادگیری و پیشرفت را در برابر خود خلق کنید.



