این امر خیلی هم دور از ذهن نیست که ما اگر برای انجام کاری اجباری نداشته باشیم، معمولا براساس آنچه میاندیشیم رفتار میکنیم و به رفتارها عادت میکنیم؛ بنابراین اینکه چه عادتهای خوب یا بدی پیدا کنیم کاملا به نوع اندیشه و ذهنیت ما بستگی دارد. عادتها گاهی میتوانند بسیار سازنده و اصولی باشند و گاهی آنچنان مخرباند و بیرونآمدن از آنها دشوار است که نیاز به زحمت و تمرین زیاد دارد؛ بنابراین بهترین راهحل پیشگیری رفتارها و اخلاق نادرست قبل از تبدیلشدن آنها به عادت است. شلختگی، نظم، آرامش و آراستگی، خصلتهایی هستند که رابطهای دوسویه با ذهن دارند. هرچقدر ذهن آرامتر و منظمتر باشد، محیط ما انعکاس بهتری از این آرامش و نظم را نشان میدهد و برخلاف آن، اگر ذهنی آشفته و شلخته داشته باشیم ناخودآگاه آن را در دنیای بیرونی خودمان بروز میدهیم. از آنجاییکه زندگی روزمره ناخودآگاه ما را به سمت بروز کارهایی تکــراری ولی لازم وامــیدارد، بــد نیســت هرازچندگاهی به خود و دیگران فرصت اندیشه و وارسی بدهیم تا عادات اشتباه را حذف کنیم و کارهای مناسب دیگری را جایگزین کنیم. برای مثال در انتخاب و چیدن وسایل ضروری و لوکس خانه و محل کار از آنجاییکه تأثیر زیادی در سلامت روان ما دارد، هربار خود و آنها را معاینه ذهنی کنیم و بهینهسازی انجام دهیم. ترفندهای این شماره برای رسیدن به مسیری بهتر در ذهن و زندگی پیشنهادهایی را نشان میدهد.
پاکیزگی
از اولین مواردی که با دیدن محیط به چشم میآید و تأثیر خود را روی افراد میگذارد، میزان و نسبت پاکیزگی فضاست. هرچقدر فضا تمیزتر باشد، انگیزه ورود و حضور و نیز لذت از آن بیشتر میشود. به عبارتی، سلامت جسم و محیط به سلامت روح و روان بسیار کمک میکند. پاکیزگی مانند نظم و ترتیب برای همه تعریف یکسانی ندارد؛ ولی این را میپذیریم که عقل سالم پاکیزگی را بهعنوان یک خصوصیت لازم و ضروری دوست دارد و به سمت آن رفتار را کنترل میکند. سعی کنیم با هر کیفیتی که زندگی میکنیم، پاکیزگی را دستکم برای راحتی خودمان حفظ کنیم؛ بهخصوص زمانی که با کودکان و سالمندان سروکار بیشتــری داریم، پــاکیزگــی کلیــد نشــاط و شادابی آنها خواهد بود.
تعادل
کاربردیترین هدف کیفیت زندگی بشر تا امروز، رسیدن به تعادل ذهنی و عینی است. در واقع ما زمانی احساس رضایت و آرامش کامل داریم که حس کنیم همهچیز بهصورت متعادل در جای خود قرار دارد و سنگینی و سبکی در هیچ بخشی از زندگی آزارمان نمیدهد. این خصوصیت هم شامل ذهن و روان و هم شامل محیط فیزیکی زندگی میشود. با داشتن یک محیط متعادل از حیث رنگ، شکل و چیدمان ذهنتان را برای زندگی بهتر به چالش بکشید. تعادل با پرهیز از افراط و تفریط و دوری از سنگینی حجم و رنگ و تراکم وسایل در بخشی از محیط و پخش مناسب آنها در همه جای محیط بهدست میآید.
نظم
معماری از ابتدای تاریخ خود بهدنبال یافتن کیفیتهایی است که در ذهن ایجاد نظم کند و نهایتا به زیبایی منجر شود. با اینکه هرکدام از ما در نسبتی بین بینظمی و نظم بهسر میبریم و تعریف نظم در نظر تکتک افراد متفاوت است؛ ولی داشتن نظم در جزئیات یا کلیات و نهایتا هردو جزو ذات انسان است و هرچقدر برای آن تلاش کنیم، اشتباه نکردهایم. دوری از شلختگی و داشتن نظم فکری برای چیدمان محیط کمک میکند کمبودها را بهتر تشخیص دهیم و عوامل غیرقابل استفاده را از خود و محیط زودتر دور سازیم.
نوآوری
انرژی مثبت و طراوت محیط زمانی بهترین حالت را دارد که در عین اینکه فضای منظمی را ساختهایم، بتوانیم به میزان لازم به آن تنوع و ابتکار ببخشیم. هنر دوری از یکنواختی و پیچیدگی نیازمند درصد لازمی از خلاقیت و نوآوری است. هرچقدر بیشتر زمان برای آن بگذاریم، کیفیت زیستن در محیط خانه و کار و تفریح بیشتر خواهد شد.
زیبایی
مدیریت تمامی موارد گفته شده در بالا اگر بهدرستی رعایت شود، محصول نهایی ذهنی و عملی آن چیزی به نام «زیبایی» است. در واقعیت زیبایی چیزی نیست جز طی فرایند درست و سالم ذهنی که با اندکی چاشنی خوشبینی و مثبتاندیشی موجب تغییرات از پایین به بالا، از فرد تا جامعه میشود. اگر تکتک افراد ذهنی زیبا و آراسته داشته باشند، نتیجه آن بیشک زندگی فردی و جمعی کارا خواهد بود. تأثیرگذاری یک فضای خوب و ایدئال که ذهنی خلاق و منظم آن را ساخته است، میتواند روی خود، خانواده و دیگران هم تأثیر مثبت در درازمدت بگذارد و باعث زندگی بهتر و اندیشه قویتر آنها شود. خوب است که بتوانیم این مهم را بهدرستی گسترش دهیم.



