وقتی تجمل‌گرایی ضروری شود!

تجمل‌گرایی، گرایشی به سمت زیبایی و کمال است که امری بدیهی و فطری در انسان است و می‌تواند انسان را به سوی آراستگی، با‌سلیقه‌بودن و حتی خلاقیت هدایت کند. اما این گرایش به تجملات هم مانند خیلی ویژگی‌ها و خصلت‌های دیگر انسان، اگر از حد معمول و به اندازه خود خارج شود و به صورت افراطی درآید، تبدیل به یک رفتار نابهنجار و یک بیماری روان‌شناختی خواهد شد.
 
تاریخ انتشار: 10:59 - شنبه 21 آبان 1401
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
علل گرایش به تجملات چیست؟
آدلر از واژه‌هایی چون احساس حقارت، جبران و عقده حقارت صحبت کرده است و احساس حقارت را منبع تلاش انسان معرفی می‌کند که نشانه ضعف و نابهنجاری نیست. این احساس حقارت می‌تواند واقعی یا تخیلی باشد و انسان برای غلبه بر آن و رسیدن به رشد و پیشرفت دست به جبران بزند.
 
 حال اگر انسان نتواند این احساس حقارت را جبران کند و برآن چیره شود، عقده حقارت شکل می‌گیرد و همین می‌تواند باعث شود تا برای جبران این خود کم‌بینی روش نامناسبی همانند تجمل‌گرایی انتخاب شود که تمام حس‌های بی‌ارزشی، ناکافی‌بودن، کوچک‌بودن و دیده‌نشدن از طریق چیزهایی مثل خانه، ماشین، لباس و … کمرنگ یا محو شوند و چون تمامی این حس‌ها درونی شده‌اند، از طریق نمادهای بیرونی محو نخواهند شد؛ به همین خاطر افراد تجمل‌گرا مدام در تکاپوی تغییر و تحول در تجملات خود هستند.
 
ما انسان‌ها ژن تجمل‌گرایی نداریم، اما فرهنگی که داریم با تقلید کورکورانه در گرایش به تجمل‌گرایی مؤثر است. می‌توان با آگاهی و آموزش‌دادن به افراد برای استفاده صحیح از تکنولوژی و فضای مجازی این تقلید را تا حدودی کم کرد،  خودآگاهی را بالا برد تا باور و نگاه منطقی جایگزین باور و نگاه هیجانی شود. آموزش دهیم تا افراد خود را در مقام قیاس قرار ندهند.
 
خودآگاهی اتفاق نمی‌افتد، مگر اینکه درصد زیادی از جامعه به یک باور منطقی و درست برسند و نه باور هیجانی و غلط. وقتی غلط پشت سرهم اتفاق می‌افتد، خودش تبدیل به یک باور درست کاذب می‌شود.
 برای اینکه خرد جمعی را تغییر دهیم، باید خرد فردی تغییر پیدا کند. باید افراد را به گونه‌ای آموزش دهیم که خودشان را در مقام قیاس قرار ندهند یا اگر در مقام قیاس قرار می‌دهند، با طبقه اجتماعی خودشان قابل مقایسه باشند.همچنین افراد را با پیامدهای منفی تجمل‌گرایی مثل تباهی سرمایه‌های ملی و به وجود آمدن فقر، شکل‌گیری خصوصیات رفتاری منفی (حسادت، طمع، فخرفروشی، غرور و …)، از بین رفتن آرامش و ایجاد استرس و اضطراب آشنا کنیم.برای رسیدن به این آگاهی و دیدن آموزش کافی و لازم خصوصا در حیطه مشکلات شخصیتی از روان‌شناسان و درمانگران سلامت روان کمک گرفته شود تا به صورت ریشه‌ای گره تجمل‌گرایی باز شود.
 
سخن پایانی
تجمل‌گرایی در متون دینی نیز مورد مذمت واقع شده است. در قرآن‌ کریم کلمه‌ای که از نظر ظاهری به تجمل‌گرایی نزدیک است، واژ‌ه‌  «ترف» است که در چندین مورد آمده است، از جمله در سوره هود می‌خوانیم: «وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِیهِ وَکَانُوا مُجْرِمینَ؛ و آنان‌که ستم می‌کردند، از تنعم و کامجویی پیروی کردند وگناهکار بودند.»
در آیه دیگری درباره اصحاب شمال و گناهکاران آمده است: «إِنّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُتْرَفِینَ؛ آن‌ها، پیش از این (در عالم دنیا) مست و مغرور بودند.»
بنابراین از نظر مکتب جاوید اسلام، دلباختگی به امور دنیا و زرق و برق آن که در قالب تجمل‌گرایی ظاهر می‌شود محکوم است؛ نه بهره‌گیری معتدل و حساب شده از نعمت‌های این جهان.