اوضاع اینترنت به گونهای پیش رفته که مردم برای استفاده از پیام رسانها و شبکههای اجتماعی خارجی دچار مشکل شدهاند. این پدیدههای تکنولوژیک پیش از این، نقش ابزار را برای اکثریت مردم ایفا میکرد، ابزاری که هر فردی با آن غیر از شنیدن و دیدن محتوا، فایلها را برای همکار خود میفرستد، سفارشات را مدیریت میکند، برای پرینت یک pdf آن را در یک پیام برای دفتر فنی ارسال میکند و…. غیر از اینها احتمالا قشر زیادی از مردم، اخبار را در همین ابزار دنبال میکردند یا عکس پسر برادر، کیک همکلاسی، سفر زیارتی فلان دوست یا خاطره حضور در یک کافه را لایک میکردند.همه اینها در پس یک پیشزمینه فنی اتفاق میافتاد که اگر نبود، رغبتی به انجام هیچ یک از این کارها پدید نمیآمد؛ حتی اگر همچنان امکان همه اینها وجود داشت. اما چرا امروز به راحتی میلمان به شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای داخلی نمیکشد و کوچکردن از شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای خارجی برایمان سخت شده است؟ با این که در ظاهر سفره رنگارنگی چیده شده که هرکسی بتواند طبق سلیقه خود از این سفره بردارد…
در اولین قدم باید بدانیم یکی از مشکلات اساسی این سفره، همین رنگارنگبودنش است! نوشابه مکعبی و آبی و نارنجی و بنفش و سبز در سفره قرار گرفته اما هیچ خورشت و پلو و نانی در کار نیست… همه نوشابهاند! در صورتی که امروز در دنیا شبکههای اجتماعی در اصل ماجرا متنوع هستند و بر سر همین تنوع رقابت میکنند. اجازه دهید با مثالی مسئله را بررسی کنیم. در دنیای غرب که این پدیدهها متولد آن هستند، چند شبکه اجتماعی شبیه توییتر میشناسید؟ چندتای دیگر شبیه اینستاگرام هستند؟ چند تای دیگر شبیه تیک تاک؟
ماهیت توییتر کوتاهنویسی است. هیچگاه هویت توییتر به انتشار عکسهای زیبا یا متنهای طولانی شناخته نشده، هرچند اکنون بتواند یا در آینده بشود. هیچگاه هویت اینستاگرام، مکانی برای اشتراکگذاری یادداشتهای یک نویسنده خوشذوق نبوده بلکه همیشه مکانی برای ارسال عکسهای زیبا از بخشهای زیبای روزمره محسوب شده است. هیچگاه هویت تیک تاک ارسال تحلیلهای اجتماعی نبوده و هنرش در افکتهایی است که به شما قابلیت اجراکردن چالشهایی نهچندان پر محتوا را بدهد.اما شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای داخلی همه شدهاند تلگرام با قابلیتهایی رقابتی که به دلیل تولید داخل بودن برایشان ایجاد شده! مثل پخش فیلمهای ایرانی، انتقال پول، درآمد ریالی از محتوا و… اگر این تفاوتهای غیر فنی و غیر فناوریِ اجتماعی از اینهاگرفته شود، فقط یک سری اپلیکیشن کپی با باگهای بسیار زیاد باقی میماند که هیچ تنوع اساسی حتی بین خودشان وجود ندارد چه برسد به تمایز با رقبای سرسخت خارجی!اما مشکل اصلی اینها نیست! مشکل اساسیتر این است که بدیهیات طراحی نرم افزار در اکثر این پیامرسانها و شبکههای اجتماعی رعایت نشده است! هیچکس به مدیرعامل پیامرسانی که میلیاردها تومان برای نرمافزارش هزینه کرده این نکته را منتقل نکرده که رنگ نارنجی اساسا نه آرامشِ آبی تلگرام را دارد نه شور و گرمی قرمزِ یوتیوب! رنگ نارنجی رنگ خطر است! مخصوصا وقتی لوگو، در ناخودآگاه ذهن، تداعیکننده لوگوی مرورگر اینترنت اکسپلورری باشد که اولین اقدام، نصب یک جایگزین برای آن بود…
یا حتی یک طراح UX یا همان تجربه کاربری که از مهمترین وظایفش، طراحی و جایگذاری اجزای بصری برنامه برای زودتر بههدفرساندن کاربر است به مدیر عامل آن پیام رسان داخلی مشهور نگفته که صفحه اول را با بنرهای تبلیغاتی پر نکن! کاربر را برای رساندن به اصل ماجرا، درگیر کلیک اضافه برای رد کردن صفحه اول با عکس «مهمانی طهماسب» نکن!در واقع دو مفهوم اصلی و اساسی (UI و UX )که متخصصان زیاد و ماهری هم در داخل دارد، به شکل عجیبی در اکثر پیامرسانها و شبکههای اجتماعی داخلی، دچار مشکل شده است.در پس این مشکلات روبنایی، مشکلات زیر بنایی دیگری نیز وجود دارد که در بعضی از این شبکهها که اتفاقا امروز پرکاربردتر هم شدهاند، قرار گرفته است. هرچند این مشکلات برای عموم مردم، چندان چشمگیر نیست اما میتوان حدس زد که وقتی نرم افزاری تلاش میکند سیستمها را از نمونه خارجی کپی برداری و کارکرد مشابه ایجاد کند و خیلی زود قابلیتهای رقیب خارجی را ولو با روشهای فنی غلط و نامناسب پیاده سازی میکند، در آینده به چه مشکلات جدی برای توسعه خواهد خورد… مخصوصا زمانی که قصد داشته باشد سیستمی خلاقانه به ماجرا اضافه کند!در پایان باید گفت بسیاری از مشکلات این پیامرسانها و شبکههای اجتماعی داخلی، قابل حل هستند؛ به شرطی که مسیر را زود اصلاح کنند تا به سرنوشت خودروسازی داخلی دچار نشوند و مشکلات اینقدر تلنبار نشود که فرصت اصلاح از دست برود! به نظر میآید رقابت پیام رسانها و شبکههای اجتماعی داخلی، به مثابه رقابت یاهو و گوگل در چند دهه گذشته است! کسی که زودتر ماهیت خود را از یک ماهیت رسانهای، به یک شرکت فناوری تغیر دهد، برنده تمام و کمال و انحصاری و واقعی این میدان خواهد شد و کلید پیروزی همین است.



