این گروه بدون هیچ ایدهای برای آینده کشور به شدت مشغول تولید محتواهای ضد دینی و ضد نظام هستند و سعی در تشویق عامه مردم به پیوستن به خود دارند. انگار این افراد در جایی خارج از این کشور یا حتی خاور میانه زندگی کردهاند که اینچنین رؤیا پردازی میکنند. انگار قرار است از فردای براندازی خودبهخود اقتصاد کشور پیشرفت کند و دخالتهای کشورهای خارجی و دندانگردی آنها برای تسلط بر ایران به انتها برسد. انگار از شرایط کشورهای هممرز با ایران در اطراف بی اطلاع هستند. انتظارشان از ایران فردای براندازی، کشوری همسطح با کشورهای اروپایی است.در مواجهه با این گروه باید بگوییم اساسا ایران فردای جمهوری اسلامی وجود نخواهد داشت که بخواهد زمینه تحقق این رؤیاهای کودکانه باشد و جمهوری اسلامی، چه به مذاقمان خوش آید و چه خیر، چه بهزودی و چه دیرپا، آخرین حکومتی است که در این پهنه جغرافیایی وجود خواهد داشت. برای این حرف چند دلیل داریم که در ادامه آنها را ذکر میکنیم:اول: در حال حاضر جمهوری اسلامی طرفداران غیوری دارد که تعداد آنها کم نیست و مطابق با آرمان ملی ومذهبی خود پشت این نظام ایستادهاند و تا آخرین نفس از آن دفاع میکنند. این گروه نه نظارهگر براندازی خواهند ماند و نه مثل طرفداران پهلوی با چمدانهای پر پول پا به فرار خواهند گذاشت؛ غیورانه به دفاع از وطن میپردازند.دوم: فرض کنید فردای براندازی هیچ گروهی از طرفداران نظام کنونی باقی نمانده باشد. نحوه مواجهه گروههای جدید با یکدیگر چگونه خواهد بود؟ گروههایی که حتی در یک تجمع اعتراضی هم هرکدام نماد و پرچم مد نظر خود را به دست میگیرند و هیچ کدام حاضر نیستند زیر یک پرچم واحد ایستادگی کنند، فردای براندازی با یکدیگر چگونه کنش خواهند داشت؟
سوم: اپوزیسیونها تنها زمانی حقوقبگیر خواهند بود که در حال تشویق مردم برای براندازی باشند. سرنوشت اپوزیسیون فردای براندازی چه خواهد شد؟ آیا قرار است امثال سلبریتی ها و فوتبالیستهای بی سواد بیایند و سمت اجرایی در نظام جدید داشته باشند؟ یا آنها فقط برای براندازی بدون هیچ چشمداشتی فعالیت داشتهاند؟
چهارم: در نهایت بیایید فکر کنیم براندازی رخ داده است و تمام طرفداران جمهوری اسلامی نیز از بین رفتهاند؛ تمام براندازان و پرچم داران نیز با هم متحد و حاضر شدهاند که زیر یک پرچم واحد گرد هم بیایند و اپوزیسیونها نیز فقط برای رضای خدا همکاری داشتهاند! درآن موقع آیا حکومتهایی که سالها تلاش کردهاند تا جمهوری اسلامی وجود نداشته باشد و قدرت غالب بر منطقه آنها باشند، تنها نظاره گر خواهند بود و اجازه به ما خواهند داد تا آن طور که میخواهیم قانون را بنویسیم و کشور را اداره کنیم؟اصلا اجازه تصمیمگیری برای آینده به ما خواهند داد یا سرنوشت کشور را آن طور که بخواهند رقم خواهند زد؟
با توجه به دلایل بالا اگر کمی منطقی به مسائل نگاه کنیم، خواهیم فهمید که ایران فردای جمهوری اسلامی وجود نخواهد داشت و راهحل عبور از بحرانها و مشکلات در مسیر قانون گرچه زمانبر خواهد بود، ولی تنها راه ممکن برای داشتن ایرانی آباد خواهد بود.



