اولین پرسشم را در رابطه با آمار مصرفکنندگان مواد مخدر در کشور مطرح میکنم. جناب سرهنگ! چندین سال است که آمار چهارمیلیون و 400 هزار نفری مصرفکنندگان مواد مخدر در گزارشهای رسمی عنوان میشود؛ بدون اینکه تغییری در این آمار شاهد باشیم؛ درحالیکه مشاهدههای میدانی و همچنین سخنان بسیاری از مسئولان و کارشناسانی که در حوزه اعتیاد متولی هستند یا فعالیت میکنند، دال بر افزایش تعداد مصرفکنندگان مواد مخدر در سالهای اخیر است. چرا باوجود افزایش تعداد معتادان و مصرفکنندگان، این آمار همچنان ثابت باقی مانده است؟
در حوزه مصرف موادمخدر، همواره یک آمار پنهان وجود دارد و یک آمار آشکار. زیرا برخی افراد مواد مخدر را بهصورت تفننی و گاهبهگاه مصرف میکنند. براساس قانون ماده 15 و 16، اما سروکار پلیس با معتادان متجاهر است، معتادانی که در خیابان زندگی و مواد را هم آنجا مصرف میکنند. از سوی دیگر ممکن است برخی از مصرفکنندگان به استانهای دیگر منتقل شوند یا دوره حبسشان پایان یابد؛ اما آنچه مبنای آمار رسمی قرار میگیرد، همان تعداد معتادان متجاهر است که اتفاقا در سالهای اخیر تعدادشان افزایش یافته.
آمار معتادان متجاهر در داخل استان چگونه به دست میآید؟
توجه داشته باشید که کمپ ماده 16 (باغ فدک) هنوز آماده نشده است و در این زمینه با کمبود مواجه هستیم؛ اما بیشترین آمار معتادان متجاهری که در استان مشاهده میکنیم، بومی نیستند و از استانهای دیگر به اصفهان آمدهاند.
از نظر شما مراکز ماده 16 و سایر برخوردهای قهری که در خصوص معتادان متجاهر صورت میگیرد، موجب ساماندهی و ترک و کاهش تعداد این افراد میشود؛ چراکه بسیاری از کارشناسان و همچنین درمانگران اعتیاد معتقدند، بسیاری از این معتادان حتی چندین بار پس از بستری در کمپ و ترک دوباره به سمت مصرف میروند و این چرخه جمعآوری، ترک و… همچنان ادامه دارد!
زمانی میتوانیم بگوییم که جمعآوری و انتقال معتادان به مراکز ماده 15 و 16 تأثیرگذار است که فرد معتاد، پس از ترخیص از این کمپها پشتوانه داشته باشد و از حمایتهای مطلوب جامعه برخوردار شود. متأسفانه این درحالی است که بسیاری از معتادان پس از ترک از خانواده و همچنین جامعه طرد میشوند و دیگر در آن، جایگاهی ندارند. اگر شرایطی فراهم شود که این مصرفکنندگان بتوانند، حرفهای بیاموزند و پس از ترک نیز از آن استفاده کنند، مسلما اتفاقهای بسیار خوبی برایشان رقم میخورد و میتوانستند گلیم خود را از آب درآورند.
حرفهآموزی که شما از آن سخن میگویید در زندانها صورت میگیرد؛ بهطوریکه حتی بسیاری از زندانیان در دوران حبس خود میتوانند درآمد نسبتا خوبی را به دست آورند؛اما پس از حبس، مهارتها و توانمندیهای آنها کمتر به چشم میخورد و بهندرت میتوانند از آن استفاده کنند. این چرخه معیوب چرا همواره ادامه دارد؟
همانطور که اشاره کردم، همه اینها به خاطر این است که معتادان پس از ترک، پشتوانهای در جامعه ندارند و به حال خود رها میشوند؛ پس دوباره به سمتوسوی مصرف بازمیگردند؛ البته اقدامات خوبی در استانداری درحال انجام است و قرار شده از ظرفیت خیرین استان بهمنظور حمایت از این افراد استفاده شود؛ مثلااینکه آنها بتوانند پس از ترک درجایی مشغول به کار شوند و از مهارتهای خود استفاده کنند.
این اقدام بسیار خوبی است؛ البته درصورتیکه اجرایی شود و بهطور مستمر ادامه یابد؛ اما مسئله اینجاست که همه معتادان امکان استفاده از این ظرفیت را نخواهند داشت؛ پس تکلیف آنها چیست؟ آیا باید همچنان به حال خود رها شوند و مولد آسیبهای اجتماعی دیگر در جامعه باشند؟
پلیس اقدامات خود را انجام میدهد؛ اما در این فرایند بسیار پیچیده، خانواده و جامعه نقش بسیار مهمی دارند؛ بهطوریکه حمایت آنها موجب اثربخشبودن این پروسه میشود. مسئله، اما این است که گاها همراهیهای لازم چه ازسوی خانوادهها و چه از سمت جامعه وجود ندارد؛ مثلا پلیس کارتنخواب معتادی را دستگیر و او را به مرکز ماده 16 منتقل میکند. دولت هم حدود چهار ماه هزینه، صرف ترک اعتیاد این فرد میکند تا شرایطی فراهم شود و او بتواند به زندگی عادی بازگردد؛ اما جامعه معمولا قادر به پذیرش آن نیست.
مسئله اینجاست که خیلی از این افراد، اصلا خانواده ندارند یا اینکه خانوادههای خودشان هم درگیر اعتیاد یا سایر آسیبهای اجتماعی هستند!
بهتر است بگوییم جامعه آنها را نمیپذیرد؛ درحالیکه باید این فرهنگ در بین مردم جا بیفتد که فردی به دلایلی دچار اعتیاد شده، ولی حالا توانسته آن را ترک کند و تصمیم دارد به زندگی عادی بازگردد. این فرد نیاز به حمایت دارد؛ ولی جامعه او را طرد میکند؛ مثلا بعضی از این افراد خانوادهدارند، اما پذیرفتن آنها را کسرشأن میدانند و معتقدند آبرویی برای آنها باقی نگذاشتهاند. این اقدام اشتباه است. همه باید کمک کنند تا فردی که موفق شده، مصرف مواد را کنار بگذارد، بتواند در جامعه حضور یابد و شاغل شود. توجه داشته باشید که پلیس، بخشی از این ماجراست و وظیفه برخورد را دارد. پلیس آمادگی دارد تمام کمپها را پر کند. اما در پاسخ به پرسش شما که میگویید آیا این افراد پس از ترک دوباره به چرخه اعتیاد بازمیگردند، یا نه، باید بگویم بله، خیلی از مصرفکنندگان پس از ترک دوباره به مواد وابستگی پیدا میکنند.
خیلی از همین معتادان متجاهر که از آنها صحبت میکنید، گوشه خیابان را به گرمخانهها و سرپناههایی که برای نگهداری آنها ایجاد شده، ترجیح میدهند. به نظر شما دلیل این بیاعتماد ی چیست؟
پلیس آمادگی دارد ظرف مدت 48 ساعت همه این معتادان را از جامعه جمع کند؛ ولی اول باید ظرفیت ایجاد و چرخه جمعآوری اصلاح شود. احتمالا با ایجادِ ماده 16 در باغ فدک، وضعیت بهتر خواهد شد. توجه داشته باشید که معتاد متجاهری که در گوشه خیابان یا لابهلای شمشادها و کنج پلها در حال مصرف مواد است، از این کارش لذت بسیار زیادی میبرد و برای همین احساس خوشایند است که چندان میلی به بهبود شرایط خود ندارد؛ حتی ممکن است شرایط بسیار مطلوبی برای او فراهم شود، اما او حاضر به رها کردن وضعیت خود نیست. درواقع او در آن احساس لذت و خوشی فرو رفته است؛ درحالیکه این یک احساس کاذب است. در این چرخه، پزشک و روانشناس و … باید روی خانوادهها کار و آنها را متقاعد کنند مصرفکنندهای که ترک کرده نیازمند حمایت است. در این داستان، جامعه فقط از پلیس انتظار دارد و پلیس هم صرفا وظیفه برخورد را دارد. اینطور نیست که دستوبال پلیس بسته باشد و امکان جمعآوری معتادان متجاهر را نداشته باشد؛ اما باید توجه داشت که پس از جمعآوری چه اتفاقهای دیگری رخ میدهد. یک جایی از این چرخه معیوب است و میلنگد.
درحالحاضر چه تعداد مصرفکننده مواد در اصفهان وجود دارد؟
اکنون تبلیغات بیشمار در فضای مجازی و جولان آنها بهشدت مشکلساز شده است؛ فضایی که مثلا مدام به زنان القا میکند در آرایشگاههای زنانه اگر تصمیم به لاغری دارید، باید قرص مصرف کنید، قرصی که محتویات آن را شیشه تشکیل داده است یا به جوانان القا میشود که اگر دانشجو یا دانشآموز هستند و میخواهند انرژیشان را افزایش دهند و ساعات زیادی را بیدار بمانند، شیشه یا ریتالین مصرف کنند. شاید جوانان ابتدا بهصورت تفننی به مصرف این مواد رویآورند؛ اما پس از مدتی به دام اعتیاد گرفتار میشوند. متأسفانه همه اینها تأثیرگرفته از فضای مجازی است و جامعه هم بهشدت تحتتأثیر آن قرار گرفته است.
به پرسش قبلی پاسخ ندادید! در استان اصفهان چه تعداد مصرفکننده وجود دارد؟
حدود یکدرصد از جمعیت استان اصفهان را مصرفکنندگان موادمخدر تشکیل میدهند.
چه تعداد از مصرفکنندگان مواد در اصفهان زنان هستند؟ گفته میشود اعتیاد به سمت زنانه شدن درحال حرکت است، آیا این مسئله برای اصفهان صدق میکند؟
9درصد از مصرفکنندگان مواد در استان زنان هستند.
در چند سال اخیر، شاهد مصرف ماده مخدر گل از سوی نوجوانان و جوانان در فضاهای عمومی مثل پارکها، پیادهراهها و… هستیم. آیا این افراد هم در زمره مصرفکنندگان قرار میگیرند یا در آمار شما جایی دارند؟ بههرحال آنها هم درملأعام مشغول مصرف مواد هستند!
بله، اینها هم هستند؛ اما همانطور که اشاره کردم بیشترین توجه پلیس به معتادان متجاهر است.
اصلا پلیس چه زمانی با این نوجوانان و جوانان که بهصورت گروهی به مصرف مواد مشغول هستند، برخورد میکند؟ نوع برخورد پلیس با آنها چه تفاوتی با معتادان متجاهر دارد؟
پلیس طرحهای پاکسازی انجام میدهد؛ مثلاممکن است روزی اقدام به پاکسازی چهارباغ کند و روز دیگر جایی دیگر.
به نظر شما این پاکسازیها جواب میدهد؟ به فرض اینکه شما امروز به قول خودتان چهارباغ را پاکسازی کردید؛ مسلما مصرفکنندگان فردا روز پاتوق دیگری را برای خود انتخاب میکنند یا دوباره به همان جای اولیه خود بازمیگردند؛ بدون اینکه ابایی هم از این مسئله داشته باشند!
پلیس به دنبال این است که محیط را برای این افراد ناامن کند.
ولی این ناامنی را در برخی از مناطق حاشیهای شهر نمیبینیم. اتفاقا برخی از همسایگان این افراد (بهویژه آنها که خریدوفروش مواد درملأعام انجام میدهند) از عملکرد پلیس در این رابطه گلایههای بسیاری داشتند. آنها به ما میگفتند که این قاچاقچیان و پاتوقها و رفتوآمدهایشان محله را برایشان ناامن کرده است؛ به حدی که حتی جرئت ترددهای روزمره را هم ندارند. آنها میگویند تماسهایشان با پلیس فایدهای نداشته و حتی در مواقعی هم که این خانهها پلمب شده، بعد از چندین ساعت دوباره از سوی خود این افراد، پلمب شکسته شده است!
مسئله مواد مخدر باید اجتماعی شود و سامانیافتن آن نیازمند این است که همه دستبهدست هم دهند. توان پلیس هم تا اندازهای است؛ پلیس بهراحتی میتواند این پاتوقها را پاکسازی کند. پلیس برخوردکننده نیست؛ بلکه ضابط است و از مقامهای قضایی دستور میگیرد. اما اینکه سرانجام آن افراد چه میشود، نمیدانیم؛ پلیس فقط کار خود را انجام میدهد.
شما میگویید پلیس در این مناطق کار خود را بهدرستی انجام داده است؟
پاکسازی دارد انجام میشود و کارهای زیادی هم دارد دراینباره صورت میگیرد. میخواهم بگویم پلیس کار خود را انجام میدهد، حالا اینکه چرا این بگیروببندها جواب نمیدهد، دیگر تقصیر پلیس نیست!
یعنی خود پلیس در حوزه پیشگیری اقدام خاصی انجام نمیدهد؟
هجمه فرهنگی که از طریق مواد وارد جامعه میشود، زیاد است. مواد مخدر آسیبهای دیگری هم به دنبال خود دارد؛ مثلا گفته میشود، وقتی مصرف یا خریدوفروش مواد در جامعه زیاد شود، سرقت هم افزایش مییابد. اختلافهای خانوادگی و طلاق و دیگر ناهنجاریهای اجتماعی هم افزایش مییابد؛ برای همین هم است که حوزه مواد مخدر جای کار بسیار زیادی دارد و اهمیت فراوانی به آن داده میشود. از طرف دیگر، سود موادمخدر هم بسیار زیاد است؛ برای همین است که فروشندگان حتی مأموران را با تیر میزنند. موادمخدر آورده بسیار خوبی دارد. بهرغم اینکه پلیس کارهای بسیار خوبی برای مبارزه و پیشگیری در این حوزه انجام داده است، هجمههای فرهنگی در این داستان نقش اساسی را بازی میکنند. پلیس محلهای را پاکسازی میکند؛ اما دوباره عدهای دیگر به آنجا میآیند و مشغول مصرف میشوند. فروشندگان موادمخدر به این راحتیها کنار نمیآیند؛ حتی به قیمت درگیری با مأموران و زندان رفتن. برخی قاچاقچیان نیز بیرون از زندان از فروشندهها حمایت میکنند.
چــقــدر طول مــیکــشــد که مصرفکنندگان تفننی مواد به معتادان حرفهای تبدیل شوند؟ اصلا چند درصد از این مصرفکنندگان معمولابه مصرفکننده حرفهای تبدیل میشوند؟
موادمخدر سستیزاست و باعث میشود افراد آرامآرام به سمت مصرف شدید آن سوق پیدا کنند و تبدیل به معتاد حرفهای شوند.
این چرخه چقدر طول میکشد؟
این موضوع به مسائل مختلفی، اعم از خود فرد و خانواده و نوع مشکلات و ماده مصرفی و… بستگی دارد. ممکن است یک نفر تنها پس از سه ماه مصرف، وابستگی شدید پیدا کند؛ درحالیکه یک فرد دیگر در طول ده سال مصرف معتاد حرفهای شود. برخی از موادمخدرهاتنها با دو بار مصرف فرد را به خود وابسته میکنند. در کل، اما بیشتر افراد مصرفکننده عاقبت در دام اعتیاد گرفتار میشوند. ذات مواد بهگونهای است که خیلی زود، روی اراده افراد تأثیر میگذارد.
موضوعی که در باور عمومی این روزها جاافتاده این است که ماده مخدر گل، اعتیادآور نیست؛ مادهای که اتفاقا گفته میشود در بین جوانان محبوبیت بسیار زیادی هم پیدا کرده و طرفداران زیادی هم دارد. آیا مصرف گل، اعتیادآور است؟
گل یکی از مشتقات حشیش است. دلیل شیوع مصرف گل و این باور که این ماده اعتیادآور نیست، تبلیغات فراوان در فضای مجازی است؛ درحالیکه گل، تأثیر مستقیمی بر اعصاب و روان افراد دارد. خوشیهای کاذب پس از مصرف این ماده باعث میشود افراد پس از یکبارمصرف، تمایل به مصرف مجدد آن هم داشته باشند. در قانون کشور، مصرفکننده مواد مخدر بهعنوان بیمار شناخته میشود؛ یعنی پلیس اجازه دستگیری کسی را که صرفامصرفکننده است، براساس قانون ندارد. این فرد بیمار است و بهجای دستگیری باید درمان شود.
حتی اگر درملأعام و به قول شما معتاد متجاهر باشد؟
بههرحال آنها هم مصرفکننده هستند؛ البته ممکن است پلیس بنا به شرایطی با این مصرفکنندگان برخورد کند. پلیس اما بهطور قاطع با فروشندگان و عرضهکنندگان یا افرادی که اقدام به نگهداری مواد مخدر کنند، برخورد میکند.
آمار مصرفکنندگان مواد مخدر در استان اصفهان نسبت به سایر استانها یا میانگین کشوری چگونه است؟
اصفهان، شهری فرهنگی است؛ به همین دلیل هم آمار مصرفکنندگان مواد در آن نسبت به سایر استانها از وضعیت بهتری برخوردار است. همانطور که اشاره کردم، بسیاری از معتادان متجاهر غیربومی و از استانهای دیگر هستند؛ خیلی از زنان معتاد نیز اقدام به تکدیگری میکنند و از این طریق هزینه مواد مخدرشان را به دست میآورند.
اینکه مردم به فرد متکدی که اعتیاد شدید دارد و کارتنخواب است، کمک کنند ازنظر شما اقدامی مطلوب است؟
خیر، پلیس هم معتقد است به این افراد نباید کمک کرد؛ ولی باید به حوزه مواد مخدر از ابعاد مختلف نگاه کرد. باید توجه داشت که در برخی از موارد مداخله پلیس ممکن است اوضاع را تازه بدتر کند. همه اینها مانند حلقههای یک زنجیر به هم متصل هستند و پیچیدگیهای خاص خود را دارند. چرخه تولید و توزیع و مصرف مواد مخدر در هیچ زمانی و در هیچ مکانی در دنیا قطع نخواهد شد؛ چراکه موادمخدر قویترین سیستم توزیع را دارد و از حاشیه سود بسیار بالایی برخوردار است. ممکن است در زمانی یک ماده مخدر کمیاب شود؛ اما محال است که مواد نایاب شود. مواد همیشه به طرق مختلف وارد کشور میشود. حالا شما فکر کنید تمامی مرزها بسته شوند. پسازآن مواد مخدر صنعتی شیوع پیدا خواهد کرد و تعداد آشپزخانهها افزایش مییابد و افراد به سمتوسوی شغل کاذبی به نام تولید مواد مخدر صنعتی روی میآورند. حالا اگر فردی تا پیشازاین تریاک مصرف میکرد و خمار میشد، بهجای آن هروئین مصرف میکند و مثلا سر میبرد. حوزه مواد مخدر بسیار عجیب و پیچیده است.
سن مصرفکنندگان در اصفهان به چند سال رسیده است؟
19 تا 20 سال.
درحال حاضر محبوبترین ماده مصرفی در بین جوانان چیست؟
گل.
قبلا گفته میشد تریاک ماده غالب است؛ اما اخیرا از تغییر رویه و گرایش مصرفکنندهها به مصرف مواد صنعتی سخن گفته میشود. دلیل این تغییر رویکرد چیست؟
تبلیغات بسیار زیاد در حوزه فضای مجازی باعث شده است جوانان و نوجوانان به ماده مخدر گل سوق پیدا کنند. دراینباره نیازمند اقدامات فرهنگی هستیم. اکنون آموزشهایی در مدارس انجام میشود برای آشنایی آنها با موادمخدر و پیامدهایی که به همراه دارد.
شما میگویید ماده مخدر غالب در بین جوانان و نوجوانان گل است. ماده مصرفی معتادان حرفهای یا متجاهر چیست؟
آنها بیشتر سورچه مصرف میکنند.
با روی کار آمدن طالبان، ممنوعیت کشت تریاک صادر شد. آیا این مسئله بر تغییر الگوی مصرف در ایران نیز تأثیری داشته است؟
آماری که به دست ما رسیده است، نشان میدهد کشفیات مواد صنعتی بین 40 تا 45 درصد افزایش یافته که به دلیل همین ممنوعیت است؛ اما ماده مخدر همیشه جایگزین خود را پیدا میکند. اگر امروز جلوی کشت خشخاش گرفته شود، مواد صنعتی جایگزین آن میشود. بههرحال مصرفکننده هر طور که شده باید مصرفش را انجام دهد.
آیا این مسئله (ممنوعیت کشت خشخاش) بر گرانی مواد مخدر نیز تأثیر داشته است؛ چرا که گفته میشود در سالهای اخیر نرخ مواد بهشدت افزایش داشته است؟
همانطور که اشاره شد؛ طالبان، امسال کشت خشخاش در افغانستان را ممنوع کرد. مسلما این موضوع بر کمبود و افزایش قیمت مواد نسبت به سالهای گذشته تأثیر گذاشته است؛ بهطوریکه مواد مخدر بین سه تا شش برابر با افزایش قیمت مواجه شده است.
گرانترین ماده مخدر چیست؟
شیشه؛ به دلیل اینکه تقاضا برای این ماده مخدر بهمراتب بیشتر از باقی مواد است.
اخیرا شنیده میشود که ردپای مواد به داخل مدارس نیز کشیده شده است و برخی از دانشآموزان هم اقدام به جابهجایی آن میکنند. آیا شما دراینباره گزارشی دریافت کردهاید یا مداخلهای داشتهاید؟ اصلا نحوه برخورد پلیس با آنها چیست؟
این موضوع را باید از آموزشوپرورش سؤال کنید.
یعنی تا به الان گزارشی در رابطه با مصرف یا خریدوفروش مواد مخدر در مدارس از سوی آموزشوپرورش دریافت نکردهاید و مداخلهای انجام ندادهاید؟
خیر. اگر اولیای مدرسه این مسئله را اعلام کنند، پلیس هم با آنها برخورد میکند. هنوز در داخل مدارس، گزارشی دراینباره نداشتهایم؛ آنچه به ما اعلام شده ، خریدوفروش در اطراف و حاشیه مدارس بوده است که پاکسازیهای لازم انجام میشود.
بسیاری از کارشناسان و درمانگران اعتیاد معتقدند در حوزه پیشگیری موادمخدر اقدامات انجامشده کافی نبوده و نتوانسته است نتایج مطلوبی را به همراه آورد. به نظر شما در این زمینه چه باید کرد؟
چرخه کنونی معیوب است و یکپایش میلنگد. وقتی این کار نتیجه میدهد که معتادان پس از ترک دوباره به جامعه بازگردند و پذیرش شوند. دولت برای یک فرد معتاد هزینههای بسیار صرف میکند و سعی دارد او را به جامعه بازگرداند؛ اما جایی در جامعه برای فرد مصرفکننده، پس از ترک وجود ندارد و او نمیتواند به زندگی عادیاش بازگردد.
خود پلیس در حوزه پیشگیری چه اقداماتی انجام داده است؟ ما وقتی حرفهای پلیس را میشنویم، جز آمار کشفیات و دستاوردهایی که به آن اشاره میکنند یا انداختن توپ در زمین دستگاههای دیگر چیز جدیدی در آن پیدا نمیکنیم؛ درحالیکه انتظار جامعه، کاهش کشفیــات است و نــه افــزایــش روزافزون آن!
پلیس در مبحث مبارزه با موادمخدر در دو بعد، کار میکند: یکی، بحث پیشگیری و دیگری، برخورد با مجرمان. پلیس در حوزه پیشگیری اکنون اقداماتی مثل برگزاری نمایشگاه و حضور در مدارس بهمنظور آشنایی دانشآموزان با مواد و پیامدهای آن انجام میدهد.
آیا کار کارشناسی انجام شده است که این آموزشهاتا چه میزان بر روگردانی آنها از مواد مخدر تأثیر داشته است؟ اصلا اگر تأثیر داشته است چرا ما روزبهروز با افزایش تعداد مصرفکنندگان جوان و نوجوان در جامعه روبهرو هستیم؟
اکنون پلیس تیمی متشکل از چند نفر تشکیل داده است که صرفا در حوزه آموزش فعالیت میکنند. این کارشناسان به مدارس میروند و برای دانشآموزان یا خانوادههای آنها کلاس برگزار میکنند؛ اتفاقا تقاضا هم در این زمینه زیاد است. در اصفهان از این ظرفیت استفاده میکنیم تا دانشآموزان را محافظت کنیم؛ ولی متأسفانه هجمه زیاد است؛ چون درآمدهای ناشی از خریدوفروش مواد خوب است. پلیس جایی کم نگذاشته و از همه توان خود استفاده کرده است؛ اما همه ارگانها باید به میدان بیایند و دستبهدست هم دهند.
پس لنگ کار کجاست؟ اگر پلیس بهخوبی کارش را انجام میدهد، چرا خریدوفروش مواد همچنان بالاست و حتی خریدوفروش مواد بهصورت اینترنتی هم انجام میشود؟
بالاخره بعضی از جاها ممکن است کار بلنگد که به خاطر تغییر رویکردها در حوزه مواد مخدر است؛ مثلا یکزمانی پای مواد از فضای واقعی به فضای مجازی کشیده میشود و همین هم کار ما را سختتر میکند. قبلا در پلیس مبارزه با مواد مخدر پلیس فتا وجود نداشت؛ اما الان داریم آن را راهاندازی میکنیم تا بتوانیم برخوردهای قاطعانهای انجام دهیم.
علاوه بر فضای مجازی و همانطور که خودتان اشاره کردید در برخی آرایشگاههای زنانه و در برخی کافهها هم مواد یا مشروبات الکلی بهراحتی خریدوفروش میشود. در این زمینه چه اقداماتی انجامشده است؟
امسال پلیس بیشترین توجه خود را روی عطاریها گذاشته است؛ به خاطر عرضه قرصهای لاغری که حاوی مواد هستند. این عطاریها پلمب شدهاند.
فروش این قرصها بهصورت آگاهانه است یا خود عطاریها هم این موضوع را میدانند؟
بله؛ آنها بهصورت آگاهانه این کار را انجام میدهند؛ چراکه این کار درآمد بسیار خوبی را به همراه دارد. امسال با آنها برخورد شده و مغازه و فروشگاه متخلفان پلمب شده است. بیشترین تبلیغ آنها هم به خاطر لاغری است. بعضیهایشان هم متادون را به فروش میرسانند.
موادی که به اصفهان وارد میشود، بیشتر از چه مبادی و از کدام استانهاست؟
کشور ایران در مسیر ترانزیت مواد مخدر قرار گرفته است؛ به خاطر همین هم مواد در کشور رسوب میکند. مشکل اصلی همین است و اصفهان نیز از این قاعده مستثنا نیست.



