بررسی جایگاه مدیریت دانش و رابطه آن با فرهنگ سازمانی

سازمان‌ها برای اطمینان از دسترسی کارکنان به دانش کافی و مرتبط با وظایف کاری خود که بخشی از مدیریت منابع انسانی است نکات مهم مربوط به مدیریت دانش را تجزیه و تحلیل می‌کند تا تمام فرایندهای موجود در یک سازمان که شامل یادگیری و همکاری است به طور هماهنگ اجرا شود. استراتژی مدیریت دانش و استراتژی دانش مفاهیمی جدید هستند که اغلب در پروژه‌های داخل کشور چندان به آن توجه نشده است؛ در حالی که سازمان‌ها برای انجام پروژه‌های مدیریت دانش نیازمند تدوین استراتژی و مدیریت دانش و استراتژی دانش خود به صورت مجزا هستند.

تاریخ انتشار: 11:00 - پنجشنبه 17 آذر 1401
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
بر این اساس استراتژی مدیریت دانش به دو روش زیر تعریف می‌شود:
 دانش صریح: دانایی است که وضوح کافی برای درک آن وجود دارد. دانایی است که قابل کد شدن، اعم از کد نوشتاری، گفتاری، رفتاری و… است. مصادیق این نوع از دانایی، کتاب، مقاله، روش‌های مدون سازمانی و سایر مستندات مشابه است.دانش ضمنی: که به سه دلیل از شفافیت و وضوح کافی برخوردار نیست:1 ـ  توانایی تشریح و تعریف دانایی وجود دارد، ولی هنوز به عنوان یک دانایی معرفی نشده است.2 ـ  توانایی تشریح و تعریف وجود دارد، اما اراده آن وجود ندارد.3 ـ  این نوع دانایی در درون اذهان انسان‌ها، رویه‌های سازمان و نیز در اندوخته‌های فرهنگی جوامع گوناگون مستتر است.
 
اهمیت مدیریت دانش
 امروزه مدیریت دانایی در سراسر جهان، در تمام بخش‌های صنعت، سازمان‌های دولتی و خصوصی و مؤسسات بشردوستانه و خیریه بین‌المللی استفاده می‌شود. از همه مهم‌تر، مدیریت اندوخته‌های علمی به عنوان «عامل اصلی ایده‌های جدید» در فرایند نوآوری، تولید، خدمات و راه‌حل‌های ساختارشکنانه شناخته می‌شود.در نهایت اهمیت استفاده از مدیریت دانش نباید فقط داشتن دانش بیشتر باشد، بلکه توانایی ایجاد، انتقال و استفاده از دانش با هدف دستیابی بهتر به اهداف است.
 
مزایای مؤثر مدیریت دانش
ارتقای خلاقیت و نوآوری کمک به تصمیم‌گیری، پیش‌بینی، طراحی، برنامه‌ریزی، تشخیص، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و قضاوت بصری کاهش هزینه تولید با قابلیت مقیاس پذیری اقتصادی کاهش فقدان سرمایه فکری برای نهادها افزایش بهره‌وری موانع ارتباطی درون سازمانی فراهم‌کردن زمینه رقابت برای افراد، سازمان‌ها و کشورها
 
عوامل موفقیت مدیریت دانش
عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش عبارت‌است از: افراد:  مهم‌ترین چالش در مدیریت دانش اطمینان از مشارکت اعضا در سهیم‌سازی دانش، همکاری و کاربرد مجدد دانش برای نتایج است. این موضوع مهم باید با تغییر فرهنگ سازمان توأم باشد و فرهنگی بر سازمان حاکم شود که از احتکار دانش، اجتناب کند و فضای توأم با صمیمت و اعتماد خلق کند.فرایندها: فرایندهای استاندارد برای اهدای دانش، مدیریت محتوا (پذیرش، محتوا، حفظ کیفیت، نگهداری محتوای فعلی، بایگانی یا حذف محتوای قدیمی) است. در اینجا نیز مهم و ضروری است که فرایندها ساده و واضح باشند تا به وسیله تمام کارکنان سازمان کاملا درک و استفاده شود.فناوری:  راه‌حل‌های تکنولوژی‌های مدیریت دانش، بنیانی برای حمایت و سهیم‌سازی دانش، همکاری، جریان کار و مدیریت سند فراهم می‌کند. این ابزارها فضایی را به عنوان منبع مرکزی به وجود می‌آورند که کارکنان، مشتریان، شرکا و تأمین‌کنندگان می‌توانند اطلاعات را با هم مبادله و یکدیگر را راهنمایی کنند و در نهایت تصمیم‌گیری بهتری انجام دهند.تعهد استراتژیکی مستمر: مدیریت استراتژیکی نقش کلیدی برای ارتقای رفتار مطلوب از طریق الگو یا ارتباط مستمر دارد. یک اصل ضروری برای موفقیت مدیریت دانش ایجاد تعهد استراتژیکی مستمر به مدیریت دانش توسط مدیران سطح بالا و ارشد سازمان است.
 
نتیجه گیری
 به طور کلی استراتژی مدیریت دانش بر مبنای دسته‌بندی دانش به انواع دانش آشکار و دانش پنهان تعریف می‌شود. استراتژی مدیریت دانش بیان می‌کند که سازمان جهت مدیریت دارایی‌های دانشی خود واجرای فرایندهای مدیریت دانش (شامل کسب، خلق، انتقال و به کارگیری دانش)، چگونه و با چه حجم سرمایه‌گذاری باید بر دارایی‌های دانشی کنترل و از دانش‌های صریح و ضمنی موجود در سازمان بهره‌گیری کند؛ اما تدوین استراتژی دانش به سازمان کمک می‌کند تا در فراگرد مدیریت دانش به صورت استراتژیک مشخص کند که سازمان چه دانشی را با چه عمقی، از چه منبعی، توسط چه کسی و از چه طریقی برای پشتیبانی از برنامه استراتژیک خود باید کسب کند. برای ماندگاری مدیریت دانش در سازمان‌ها، باید با خلق ارزش اقتصادی و مزیت رقابتی پیوند برقرار کند. از همین رو سازمان‌ها برای اجرای کارآمد و اثر بخش فراگرد مدیریت دانش باید ابتدا با توجه به دانش‌های آشکار و پنهان موجود در سازمان، استراتژی مدیریت دانش خود را انتخاب کند تا جهت‌گیری اصلی سازمان برای سرمایه‌گذاری در زمینه مدیریت دانش تعیین شود و سازمان‌ها پیش از هر اقدامی در جهت استقرار مدیریت دانش، با توجه به ماهیت کاری و دانش‌های موجود و مرتبط با کسب‌و‌کار خود، نحوه بهره‌برداری مطلوب از سرمایه‌های دانشی آشکار و پنهان در بلند‌مدت را با تدوین استراتژی مدیریت دانش مشخص و تبیین کند. در گام بعدی باید به لحاظ استراتژیک منابع و قابلیت‌های دانشی خود را ارزیابی و به طور وسیع استراتژی دانش خود را به منظور تمرکز بر شکاف‌های میان آنچه که سازمان می‌داند و آنچه که سازمان باید بداند، مشخص کنند. در نتیجه استراتژی دانش سازمان‌ها باید از طریق فرایندهای خلق، تسهیم و کاربرد دانش برای پر کردن آن شکاف و پشتیبانی از استراتژی رقابتی سازمان بهره بگیرد.