فرزانگی؛ از کودکی تا آیندگان

می‌کرد. پدر طالب علم و مشغول مباحثه، مطالعه و تصحیح کتب حدیث بود . او فرزند خود را از آغاز با علوم عقلی و نقلی آشنا کرد؛ تا آنجا که بعدها فاضل، به گفته خودش، بیشتر روایات را از پدرش که ادامه آن به معصوم می‌رسید، نقل می‌کرد. فاضل در همان سال‌های کودکی همراه پدر […]

تاریخ انتشار: 10:37 - چهارشنبه 23 آذر 1401
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
می‌کرد. پدر طالب علم و مشغول مباحثه، مطالعه و تصحیح کتب حدیث بود . او فرزند خود را از آغاز با علوم عقلی و نقلی آشنا کرد؛ تا آنجا که بعدها فاضل، به گفته خودش، بیشتر روایات را از پدرش که ادامه آن به معصوم می‌رسید، نقل می‌کرد. فاضل در همان سال‌های کودکی همراه پدر عازم هند شد تا فرصت بحث و مناظره بیابد و استعداد خود را پرورش دهد. هم‌زمان مشغول تدریس شد و در دوازده‌سالگی شروع به تألیف کرد و به درجه اجتهاد رسید. درباره زمان اقامت او در هند آمده است: «… بعد از چند روز،[اورنگ زیب، سلطان هند]فاضل را به حضور طلبید و به حقیقت مراتب کمالات او پی برده، فحول علمای عامه را در مجلس حاضر نموده، امر فرمود: در مسائل غامضه با این طفل مکالمه و مناظره نمایید. چند مجلس با فحول علما در علوم عقلیه و نقلیه و ادبیه، سیّما در مسئله امامت گفت‌وگو کرده، جمله را عاجز و ملزم نموده، هیچ کس از علمای آن سرزمین، صرفه از مناظره او نبردند. سلطان را رغبت تمام به فاضل به هم رسید و او را از پدرش خواهش نموده، پیش خود نگاه داشت و چون فاضل در سن دوازده‌سالگی بود و هنوز به حد بلوغ نرسیده بود، پادشاه او را در حرم جا داده، تعلیم صبیان و نسوان می‌نمود.»این دستاورد گرچه تحت‌تأثیر فضای علمی و تربیت خانواده بوده است، ریشه در علاقه شخصی فاضل به تعلیم و تفکر نیز داشت؛چنانکه در دوران آشوب اواخر صفوی که به حمله افاغنه به ایران منتهی شد، در حالی که فقیرانه می‌زیست و معاش خود را از راه کتابت تأمین می‌کرد، کتب ارزشمند پیشینیان خود را نیز جمع‌آوری می‌کرد؛ امری که به دلیل هزینه بالای آن به سادگی برای طبقه متوسط و پایین جامعه ممکن نبود.فاضل هندی با انجام این کار، امکان رجوع به کتب پیشینیان را فراهم کرده و کتاب «کشف اللثام» را با بهره‌گیری از آن منابع و بدون اعتماد به نقل‌های دیگران از کتب قدیمی نوشته است. به علاوه، از آنجا که در دوران صفوی تکثیر کتاب به شیوه استنساخ و نسخه‌برداری از آن بود، نه‌تنها زمان زیادی صرف کتابت آن می‌شد، بلکه بسیار در معرض آسیب و نابودی قرار داشت. از طرف دیگر، به میراث از دوران تیموری، تنها به کتب ادبی اعتنا می‌شد و از سوی دیگر تصوف مانعی بر سر راه کتاب‌خوانی و کتاب‌نویسی بود. با وجود تغییر نگرش به کتاب و دانش‌اندوزی در دوران صفوی، تغییری در رویه استنساخ کتب حاصل نشد و صنعت چاپ به ایران وارد نشد؛ به همین دلیل پس از حمله افاغنه، آتش‌زدن کتابخانه‌ها آسیبی جبران‌ناپذیر به کتب علمی پیشینیان زد. در این فضا، اهمیت کتابخانه شخصی فاضل هندی بیشتر مشخص می‌شود.در زمانه‌ای که کتابخانه‌های شخصی اهمیت کمی داشت و کتاب‌ها بین وراث تقسیم می‌شد و عملا از بین می‌رفت، شاگردان فاضل هندی در پی حفظ این کتابخانه، تألیف و تدریس بودند. یکی از شاگردان فاضل به نام میرزا عبدالله افندی هر کجا کتابی می‌دیده، نام آن را یادداشت می‌کرده است. این یادداشت یکی از مهم‌ترین منابعی است که نام کتاب‌های موجود در کتابخانه شخصی فاضل را ذکر کرده است. ملااسماعیل خواجویی، شاگرد دیگر فاضل هندی، نیز با تدریس و تألیف کتب در دوران حمله افاغنه توانست از خلأ موجود کاسته و پس از پایان سلطه آنان بر ایران، محافل درس و بحث را رونق دوباره بخشد.فاضل هندی با تألیف‌های خود، حفظ کتاب‌ها و تربیت شاگردان، اجتهاد شیعی و به طور کلی علوم عقلی را از گذرگاه باریک و پرخطر حمله افاغنه عبور داد و مکتب اصفهان را زنده نگه داشت.