به گزارش اصفهان زیبا؛ در دومین روز از سیوششمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان، فیلم سینمایی «آن دو» به کارگردانی مرتضی رحیمی و تهیهکنندگی سید علیرضا سبطاحمدی میزبان نوجوانان بود و توانست نظر مثبت داوران و خبرنگاران را کسب کند؛ فیلمی که چند بار هیجان و شوق تماشاگران را برانگیخت و با پایانی تأثیرگذار در ذهن و قلب کودکان و نوجوانان شهرمان ماندگار شد. پس از پایان این فیلم، به روال جشنواره، نشست خبری با حضور خبرنگاران نوجوان در سالن گیشه هفت سینما ساحل با حضور عوامل فیلم برگزار شد.
در این نشست، مرتضی رحیمی، کارگردان این فیلم، درباره چگونگی رسیدن به سوژه «آن دو» گفت: دنبال قصهای بودیم تا یک قهرمان بختیاری را معرفی کنیم؛ چون کارهای دفاعمقدسی یا با کاراکتری بینامونشان تولید میشوند یا حتما قصه فرماندهان و سرداران را روایت میکنند. بنده نیز چون کار کودک و نوجوان تولید میکنم، به دنبال یک قهرمان کودک یا نوجوان شهید بودم. بر اساس شناخت قبلی که از شهید ظفر خالدی داشتم و به پیشنهاد بنیادشهید چهارمحالوبختیاری این کار را شروع کردیم و قصه شهیدی بینامونشان از دل عشایر را برگزیدیم و کوشیدیم برای نوجوانانی الگوسازی کنیم که از قهرمانی و غیرت فاصله گرفتهاند. حس میکردم دهههای هشتاد و نود برای الگوگیری نیاز به شناختن کاراکتر ظفر خالدی دارند.
در ادامه، خبرنگاران نوجوان پرسشهایشان را با کارگردان «آن دو» مطرح کردند که گزیدهای از آن را میخوانید.
خبرنگار نوجوان: از بازیگران مطرح در نقشهای فرعی و از بازیگران گمنام در نقشهای اصلی استفاده کردهاید؛ چرا؟
رحیمی: بعضی از کاراکترهایمان بختیاری بودند؛ اما بازیگر بختیاری در آن سنوسال نداشتیم تا بتواند دیالوگها را با گویش ادا کند. به سراغ برخی بازیگران چهره هم رفتیم؛ اما به دلیل محدودیت بودجه و گرانبودن آن افراد، نتوانستیم با ایشان کار کنیم. آن چند بازیگر مطرح نیز از روی رفاقت و لطف در فیلم حضور یافتند. برای اینکه فضای جنگی کار شکسته شود و پیش از رسیدن به سکانس تلخ پایانی، از قدرتالله ایزدی استفاده کردیم تا کمی فضا عوض شود؛ اما کار با او سختیهایی داشت؛ زیرا کاراکترش کاملا طنز است و حضورش در کار جدی سختیهایی ایجاد میکرد. او رشید است و همیشه رشید خواهد ماند؛ حتی در زندگی شخصیاش؛ اما خودش نیز همکاری خوبی کرد. او در فیلم گاهی تبدیل به رشید میشد و مجبور میشدیم دوباره فیلم بگیریم تا از رشید فاصله بگیرد و به شخصیت اصلیاش نزدیک شود.
خبرنگار نوجوان: از بازیگرانی استفاده کرده بودید که گویش کاملی داشتند و میشد مطمئن بود که از همان دیار هستند و ادای لهجه را درنمیآورند و این ویژگی مثبتی در این فیلم بود. برای جمعآوری این افراد با گویشهای مختلف با چه چالشهایی مواجه شدید؟
رحیمی: من اصالتا بختیاری هستم و متولد خوزستان و بزرگشده اصفهان. از هر سه منطقه و افرادش شناخت داشتم؛ در بخشی از فیلم هم بازیگران یک خانواده افغانستانی را داشتیم. ما این چیدمان را انجام دادیم تا ظفر در مسیر رسیدن به برادرش، با اتفاقهایی مواجه شود و به پختگی برسد و در این مسیر درس ببیند؛ بنابراین خانوادههای مختلفی را در قصه درگیر کردیم تا نشان دهیم در جنگ همه درگیر بودند؛ حتی خانواده افغانستانی که از افغانستان فرار کرده بودند و در ایران نیز به خاطر جنگ مجبور به فرار بودند؛ اما مانده بودند و برای رزمندگان نان صلواتی میپختند؛ به همین دلیل، این مراحل را در مسیر ظفر قرار دادیم و سعی کردیم لهجهها و قومیتهای گوناگون را نیز داخل فیلم نشان دهیم.
خبرنگار نوجوان: برای نسل نوجوان امروز، فیلمهای دفاعمقدس باید چه سمتوسویی را طی کنند تا تأثیر بیشتری بگذارند؟
رحیمی: نوجوانان بسیاری در طول دفاعمقدس به شهادت رسیدند؛ برخی در بمباران شهرها و برخی نیز مثل ظفر در جبههها. اما امروزه فضا بهگونهای است که از تولید فیلمهای دفاعمقدس برای مخاطب کودک و نوجوان دوری میکنند. بچههای امروزی فیلمهای عروسکی و سرگرمکننده میبینند و این فیلمها نمیتواند برای بچهها الگوساز باشد؛ اما ظفر خالدی که نوجوانی همچون خود شما بوده و شخصیتی شناسنامهدار است، جنگیده و شهیدشده، میتواند الگویی برای شما باشد و شما با او همذاتپنداری کنید. این کاراکترهای واقعی و شناسنامهدار میتوانند برای شما الگو شوند؛ نه عروسکها. آنها صرفا سرگرمکنندهاند و درسهای کوچک و سادهای به شما میدهند؛ اما نمیتوانند از شما یک قهرمان بسازند.



