به گزارش اصفهان زیبا؛ کردآباد از آن مکانهای نابی است که باید کوچهپسکوچههای آن را طی کرد و با مردمش به گفتوگو نشست؛ محلهای قدیمی با مردمانی خوشمشرب و اهلدل، هنرمند و عاشق اصفهان. یکی از مکانهای هنری محله کردآباد، کارگاه قالیبافی حقیقی است که با هنرمندی زنان قالیباف آن سالانه فرشهای دستباف نفیسی به اصفهان، ایران و حتی جهان هدیه میشود.
وارد کارگاه که میشوی، زنان بافندهای را میبینی که دورتادور کارگاه مشغول قالیبافی هستند. گروهی تابلوفرش میبافند و عدهای فرشهای بزرگتر.
انیس کریمی، سرپرست کارگاه قالیبافی، از خودش و اینکه چگونه با این کارگاه آشنا شده است،میگوید: «۹ساله بودم که قالیبافی را شروع کردم. بیشتر در خانه مشغول به کار بودم و از این طریق امرارمعاش میکردم؛ تا اینکه ۱۱ سال پیش یکی از همسایهها گفت که میخواهند در این محل کارگاه قالیبافی راهاندازی کنند؛ من هم برای کمک پیشقدم شدم. حدود یک ماه بهدنبال کارگاه بودم و پسازآن با یاری دوستان ۱۰ بافنده نیز پیدا کردم و درنهایت کارگاه برای کار آماده شد.»
در رابطه با چگونگی پیداکردن بافندهها میپرسم و او میگوید: «تعداد زیادی از این بافندهها از اهالی آشنا در محله کردآباد بوده و دو تا هم با یکدیگر همسایه بودند. درنهایت اینگونه شد که با معرفی آنان این ۱۰ نفر بافنده برای راهاندازی کارگاه آمدند و کار آغاز شد و دو تا قالی شد چهار تا و یک سال نشده موفق شدیم چهار قالی را تحویل بدهیم.»
تقسیمکارها توسط سرپرست کارگاه
کریمی در رابطه با چگونگی سرپرستی این کارگاه میگوید: «به پیشنهاد دوستان یک ماه امتحانی برای سرپرستی اقدام کردم. بعدها دیدم که میتوانم این کار را انجام دهم؛ علاوه بر اینکه خودم هم مشتاق این کار بودم. با این کار جمع ما صمیمیتر و کارها نیز زیادتر شد؛ بهگونهای که موفق شدیم ۱۰ دار قالی را نصب کنیم.»او ادامه میدهد: «کارها را تقسیمبندی کردهام؛ مثلا یک نفر رنگ میآورد، خودم که سرپرست هستم، رنگها را میبینم، نخها را شمارهگذاری میکنم و بر کارها نظارت دارم که خدایینکرده بافندهها اشتباهی در کار نداشته باشند؛ بر حضوروغیاب آنها هم نظارت دارم که اگر خدایینکرده یک نفر به دلیلی نتوانست بیاید، نفر دیگری را جایگزین کنم تا کارها زودتر انجام شود.»
در خصوص تعداد و گروه سنی بافندهها میپرسم و او میگوید: «۶۰ نفر بافنده در این کارگاه کار میکنند که جوانترین آنها ۳۵ سال و مسنترین آنها ۶۵ سال سن دارند.»
آموزش در کنار کار ادامه دارد
از او میخواهم در رابطه با آموزش بافندهها توضیح دهد؛ میگوید: «تعداد زیادی از این افراد قبل از ورود به این کارگاه فرش میبافتهاند؛ اما زمانی که برای کار میآیند حدود شش تا ۹ ماه به آنها آموزش میدهم. تعدادی میگویند ما استاد هستیم و نیازی به آموزش نداریم؛ اما خودشان زمانی که وارد کار میشوند، متوجه جدیبودن کار شده و برای آموزش پیشقدم میشوند. دنیای فرشها بسیار زیباست. زمانی که استراحت کوتاهی میکنم، به رنگ و نقشها نگاه میکنم و میروم به باغهای ایرانی؛ زمانی که گلها عطرافشانی میکنند و درختان سایه خود را روی باغ میاندازند و پروانهها و ماهیها در زیر نور خورشید میرقصند.»
طرحهای مختلف با خلاقیت قالیبافان
از سرپرست کارگاه میخواهم درباره نقشها و رنگها برایم توضیح دهد. او میگوید: «بافت قالیها با یکدیگر فرق دارند. برخی قالیها دولا بافت هستند؛ برخی سه لا بافت؛ رنگ قالیها هم مختلف است. از همه رنگی در کارگاه تولید میکنیم. این طرحها شامل ترنج، ماهی، درخت زندگی و… بوده و در نوع خود منحصربهفرد هستند. سعی میکنیم با خلاقیت هر قالی را با ویژگیهای جدیدی ببافیم.»
استقبال کم از فرش دستباف و حقوق پایین قالیبافی
کریمی در رابطه با استقبال مردم برای بافندگی بیان میکند: «این امر بستگی به سرپرست دارد که آنها را جذب کند. آقای حقیقی اخلاق خوبی دارد و همهجوره کمکحال بافندههاست؛ بنابراین تعداد بافندههایی که دوست دارند در این کارگاه کار کنند، زیاد است؛ البته خودم هم در قبال پولی که میگیرم، کمکاری نمیکنم و همه بافندهها راضی هستند.»
به کارگاه نگاه میکنم؛ زنان بافندهای را میبینم که سخت مشغول کار هستند. جلوتر میروم. یکی از آنها با معرفی خود میگوید: «جوکار؛ یکی از بافندههای این کارگاه هستم که حدود پنج سالی است در این مکان مشغولبهکار هستم.»
از او درباره چگونگی آشنایی با این مکان میپرسم؛ میگوید: «قبل از آشنایی با اینجا جای دیگری کار میکردم؛ البته باید بگویم که از هفتسالگی فرش میبافتم و تمام کار بافت قالی را خودم انجام میدادم؛ اما بعدها به اینجا آمدم و با نحوه کار آشنا شدم.»
قالیبافی و سختی کار بسیار
جوکار در رابطه با مشکلات قالیبافی میگوید: «این مشکلات فقط مختص کارگاه نیست؛ تمام بافندههای فرش با آن روبهرو هستند. قالیها خیلی ریز هستند و بافت آنها زمان میبرد؛ برای همین در زمان بافت خیلی اذیت میشویم؛ حقوقی هم که در مقابل کار میگیریم، خیلی کم است؛ البته این موضوع به بازار فرش دستباف هم مربوط است؛ چون مشتری ندارد، حقوق ما هم کم میشود.» بعد میخندد و ادامه میدهد: «البته قالیبافی خوبیهایی هم دارد؛ همینکه دور هم جمع میشویم و با یکدیگر حرف میزنیم، خودش کلی خوبی است که به همه مشکلات میارزد.» او بیان میکند: «سفارشها را مدیر کارگاه میگیرد. اینکه چند مدت روی هر قالی کار کنیم هم توسط ایشان تعیین میشود؛ اکنون نیز در حال بافت یک قالی هستیم که قرار است سال آینده آن را تحویل مشتری بدهیم.»
سلمانی، بافنده دیگری است که حدود ۶۰ سال سن دارد. از او در رابطه با علاقهاش به بافندگی میپرسم؛ میگوید: «پنجساله بودم که قالیبافی را شروع کردم. اوایل در خانه کار میکردم؛ اما چند سالی بود که دیگر کار نمیکردم؛ بعدتر به خانهای رفتم که در آنجا کارگاهی بنا شده بود و درنهایت به اینجا آمدم. حدود هشت سال است که اینجا هستم.»
قالیبافی و راحتی اعصاب
او از مزیتهای قالیبافی میگوید: «بهترین خوبی این کار این است که اعصاب را راحت و زندگی را عادی میکند؛ البته خستهکننده هم است و اگر مزدی نداشته باشد، اصلا فایدهای ندارد.» بعد به انگشتان دستانش اشاره میکند و ادامه میدهد: «قالیبافی دست را زبر و خشن میکند. روزها مجبورم روی انگشتانم را دنبه و خرما بگذارم تا بتوانم کار کنم؛ اما برای اینکه درآمدی داشته باشم، مجبورم کار کنم.» از او میپرسم که آیا فرزندانش هم کار قالیبافی را انجام میدهند؛ بیان میکند: «قبلترها دخترم نیز با من کار میکرد؛ اما از زمانی که بچهدار شد، برایش سخت است و دیگر ادامه نمیدهد؛ الان هم به کار دیگری مشغول است و قالیبافی نمیکند.» بعد لبخند تلخی میزند و ادامه میدهد: «دخترم با من دعوا میکند و میگوید که چرا قالیبافی میکنی و مریض میشوی؛ اما من قالیبافی را دوست دارم و در کنار دوستانم از این کار لذت میبرم.»او رو به تابلوفرشی که در حال بافتن آن است، میگوید: «این تابلو ابریشمی است که اسب، جنگل و درخت دارد. کار بسیار زیبایی است. برج ۲ یا ۳ همین امسال هم یک تابلو فرش داشتیم که نقش قشنگی داشت و به فروش رفت. در تابلوها از طبیعت میبافیم؛ درخت، گل و ماهی که باعث زیباترشدن تابلوها میشود.»



