صحت مطالب کتاب استر یهودیان ‌از نظر تاریخی مورد تردید است

داستان توطئه یهودیان در دربار اَخْشُورُش (خشایارشای یکم، ۴۸۶-۴۶۵ پیش از میلاد) عمدتا در کتاب استر، یکی از کتب مقدس یهودیان آمده است و شواهد تاریخی آن را تأیید نمی‌کند.

تاریخ انتشار: 12:02 - دوشنبه 13 مرداد 1404
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
صحت مطالب کتاب استر یهودیان ‌از نظر تاریخی مورد تردید است

به گزارش اصفهان زیبا؛ داستان توطئه یهودیان در دربار اَخْشُورُش (خشایارشای یکم، ۴۸۶-۴۶۵ پیش از میلاد) عمدتا در کتاب استر، یکی از کتب مقدس یهودیان آمده است و شواهد تاریخی آن را تأیید نمی‌کند. در اینجا به اختصار عناصر داستان و پیوندهای تاریخی آن را از کتاب استر پی می‌گیریم:

کتاب استر، سرگذشت زنی یهودی به ‌نام استر را روایت می‌کند که پس از طلاق خشایارشا از همسر ایرانی خود، وشتی، ملکه ایران می‌شود و با کمک پسرعموی خود، مردخای، توطئه هامان برای نابودی یهودیان را خنثی می‌کند؛ درواقع روایت کتاب مقدس حول محور رهایی یهود از توطئه هامان، وزیر ایرانی خشایارشا می‌چرخد که پس‌ازآنکه مردخایِ یهودی، از تعظیم در برابر هامان امتناع می‌کند، او در پی نابودی یهودیان برمی‌آید؛ اما استر، هویت خود را به خشایارشا فاش کرده و نقشه هامان را افشا می‌کند.

خشایارشا دستور می‌دهد هامان را بر دارهایی که برای مردخای آماده کرده بودند، بیاویزند و به یهودیان اجازه می‌دهد از خود در برابر دشمنانشان دفاع کنند؛ بنابراین، بر اساس کتاب استر، جشن پوریم که در روز چهاردهم آدار برگزار می‌شود، یادبود رهایی یهودیان ایرانی از مرگی است که وزیر هامان برای آن‌ها برنامه‌ریزی کرده بود؛ ولی یهودیان با مداخله مردخای و دخترعمویش استر، همسر یهودی خشایارشا، نجات یافتند.

در سال‌های اخیر، محققان به این نتیجه رسیده‌اند که کتاب استر، به‌ویژه به دلیل تناقض‌های تاریخی آشکار در کتاب، بیشتر شبیه یک داستان است تا یک روایت واقعی از ماجرا. خشایارشا مطابق گزارش هرودت نمی‌توانسته با یک زن یهودی ازدواج کند؛ زیرا برخلاف رویه پادشاهان پارسی بود که فقط با یکی از هفت خانواده اصلی پارسی ازدواج می‌کردند. گزارش‌های تاریخی، ثبت کرده است که خشایارشا با آمستریس ازدواج کرده بود، نه با وشتی یا استر. افزون بر این، هیچ سند تاریخی از شخصیتی به نام استر، یا ملکه‌ای به نام وشتی، یا وزیری به نام هامان، یا فرد درباری بلندمرتبه‌ای به نام مردخای وجود ندارد.

بر همین اساس، برخی از مورخان استدلال می‌کنند که کتاب استر یک روایت تخیلی است و آن‌ها به فقدان شواهد تاریخی مستقل برای تأیید وقایع توصیف‌شده اشاره می‌کنند؛ درحالی‌که مورخان یهودی که به‌شدت پایبند سنن یهودی هستند، معتقدند که این داستان تاریخی است. اشتباه این دسته اخیر آن است که اعتبار تاریخی کتاب استر را که موردبحث است، درنظر نمی‌گیرند و فقدان سایر اسناد تاریخی را در نظر نگرفته که هیچ اشاره‌ای به وقایع شرح‌داده‌شده در این کتاب، ازجمله وجود ملکه استر، هامان یا مردخای، در سند‌ها نشده است؛ بنابراین انگاشتن روایت استر به‌مثابه رخدادی تاریخی، آن‌هم در دوره خشایارشا، عملی به‌دوراز عقل و منطق حاکم بر تاریخ است.

پوریم؛ نوروز یهودی‌شده

اما در باب جشن پوریم، گرایش عموم محققان بر این است که پوریم در اصل یک جشنواره تجدیدحیات بهاری غیریهودی بوده که توسط یهودیان هم پذیرفته‌شده و بعدها مبنای تاریخی به آن داده شده است؛ حتی برخی محققان مانند تئودور گاستر به بهترین شکل، اندیشه‌های کنونی درباره این جشن پوریم را در اصل، جشن سال نوی ایرانی می‌دانند که در زمان اعتدال بهاری برگزار می‌شد؛ بنابراین وقتی یهودیان ایران، آن را به دست گرفتند، همان کاری را کردند که مردم در همه‌جا انجام می‌دهند؛ یعنی تطبیق نهادهای وام‌گرفته‌شده با نیازها و دیدگاه‌های خود. آن‌ها به یک داستان عامیانه متوسل شدند که به نظر می‌رسید تمام عناصر اصلی این جشن را در خود جای داده است و از آن (با تغییرات سنجیده) به‌عنوان توضیح و توجیه وجود این جشن استفاده کردند؛ با‌وجوداین، یهودیان جشن پوریم را برای بزرگداشت وقایع این کتاب برگزار می‌کنند؛ درحالی‌که هیچ مدرکی برای اثبات صحت تاریخی این داستان وجود ندارد.

درصورتی‌که از صحت‌وسقم تاریخی داستان چشم‌پوشی کنیم، وقتی یک خواننده کتاب استر (۳: ۸-۱۵) را می‌خواند، به بی‌قانونی و شورش از سوی جامعه یهودیان مهاجر پی می‌برد. این روایت به‌صراحت بیان می‌کند که هامان، وزیر خشایارشا، با دو چالش و معضل اصلی در خصوص یهودیان مواجه بوده است: یکی، قوانین مرسوم بین یهودیان بود که با قوانین سایر اقوام متفاوت بود و مسئله دیگر این بود که یهودیان قوانین شاه را رعایت نمی‌کردند؛ علاوه‌براین، برخی از یهودیان به مافوق‌های ایرانی بی‌احترامی می‌کردند؛ به‌عنوان‌نمونه، مردخای از تعظیم در برابر هامان خودداری می‌کرد؛ لذا بر مبنای روایت این کتاب شاهنشاه پارسی، خشایارشا، پیشنهاد نابودی یهودیان را پس از گزارش هامان، به‌عنوان یک راه‌حل ممکن تأیید می‌کند؛ اما نفوذ استر، ملکه یهودی، بر این پادشاه مانع تحقق این نسل‌کشی می‌شود.

مطالعات موجود درباره روایت استر (۳: ۸-۱۵)، با جامعه یهودیان مهاجر در ایران، به‌‌رغم نگرش و تمایلات شورشی آن‌ها، همدردی می‌کند؛ درصورتی‌که حتی اگر این روایت از کتاب استر را یک روایت صحیح تاریخی بپنداریم، از منظر امنیتی و دفاعی، باید برای موضع هامان در قبال یهودیان ارزش قائل شد؛ زیرا یهودیان از قوانین پارس سرپیچی می‌کردند و به مقامات پارسی احترام نمی‌گذاشتند.

هامان و تصمیمی استراتژیک

افزون بر این، مطالعه کتاب استر با رویکردی روایی، این استدلال را در ذهن متبادر می‌کند که جامعۀ‌ یهودیان پراکنده، خود با سرپیچی از قوانین پارس، نسل‌کشی را ترتیب دادند؛ هامان هم به‌درستی وقوع آن را پیش‌بینی کرده و با خشایارشا در میان گذاشته بود؛ بنابراین می‌توان هامان را به‌عنوان یک استراتژیست که شورش احتمالی یهودیان را پیش‌بینی کرد، شورشی که به قتل‌عام ۷۵هزار نفر ازجمله فرزندان هامان (۹: ۱-۱۰) منجر شد، در نظر گرفت.

گزارش هامان به خشایارشا نشان می‌دهد که ایران قوانین خاص خود را داشته که بر کل ممالک خود حکومت می‌کرد. به گفته هامان، جامعه یهودی از این قوانین پیروی نمی‌کرد. اگرچه پیشنهاد هامان به پادشاه مبنی‌بر حذف یهودیان، می‌تواند تصمیم بسیار تندی تلقی شود، می‌توان دو سناریوی مطرح را نیز در نظر گرفت: یکی، مسئولیت هامان در حفظ قانون و نظم در سرزمین‌های شاهنشاهی ایران و دیگری، تهدید امنیتی ناشی از بی‌قانونی یهودیان. به نظر می‌رسد مورد دوم، زمانی که یهودیان علیه شاهنشاهی شورش کردند و هزاران ایرانی را کشتند، تأییدی بر حقانیت پیشنهاد هامان در حذف یهودیان باشد.

نکته دیگر اینکه، نقشه هامان برای نابودی همه مهاجران یهودی به دلیل نافرمانی مردخای از هامان، خود بحث‌برانگیز است؛ زیرا روایت کتاب استر این مفهوم را برجسته می‌کند که عدم تمکین مردخای مبنی‌بر بی‌احترامی به وزیر کشور به این معنی بود که همه یهودیان مهاجر باید نابود شوند؛ اما باید این نکته را درنظر گرفت که هامان نگرش منفی مردخای را به‌عنوان نشان‌دهنده احساس عموم یهودیان با هدف تضعیف اقتدار پارسیان تفسیر می‌کرد و شاید هم فعالیت‌های مجرمانه سایر یهودیان ساکن در شاهنشاهی پارس که متن کتاب استر آن را کلا به خواننده ارائه نمی‌دهد، در نظر داشته است؛ افزون بر این، چون هامان ممکن است مردخای را فردی خطرناک می‌دانسته، تصمیم به نابودی مردخای و ایدئولوژی‌ای گرفته که او از آن دفاع می‌کرد و بذر آن را در میان بقیه یهودیان می‌کاشت.

ذکر این نکته نیز مهم است که در صورت صحت تاریخی این روایت از کتاب استر، اقدام خشایارشا، هم به دلیل عدم بررسی ادعاهای بی‌قانونی در میان یهودیان و هم به دلیل اجازه‌دادن به واکنش ستیزه‌جویانه یهودیان، در تلافی نابودی برنامه‌ریزی‌شده توسط ایرانیان، می‌تواند به‌عنوان خیانت شاه به مردمش تلقی شود؛ ولی این موضوع با هیچ منطق تاریخی در باب سیره و روش حاکمیت شاهنشاهان هخامنشی جور درنمی‌آید.