در یککلام؛ این فیلم، فیلمی آخرالزمانی شاهکار است! داستان فیلم در زمانی نهچندان دور اتفاق میافتد: سال دوهزار و بیستوهفت، دیگر هیچ زنی بچهدار نمیشود و امید انسانها برای ادامه نسلشان از بین رفته است. هجده سال از تولد آخرین کودک گذشته و حالا جوانترین فرد جهان، از سوی مهاجمی خشمگین کشته شده است تا امیدها بیشتر از بین برود؛ همه عزادار دیگو ریکاردوی جوان هستند؛ درواقع همه بهجز تئو، مرد میانسالی که گویا بیتفاوت است. در میان مردم عزادار قهوهاش را گرفته و بعدتر به این بهانه از محل کارش مرخصی میگیرد.