کریستوفر ایشروود در کتاب «خداحافظ برلین»1 که تااندازهای رمانی خودزیستنامهای محسوب میشود، جامعهای را به تصویر میکشد که در آستانۀ تحولاتی عظیم و فاجعهبار قرار دارد. او خود را به «دوربینی با دریچۀ باز، کاملاً منفعل، در حال ثبت و نه فکر کردن» تشبیه میکند. به نظر اگر گوشیهای هوشمند در طول آن دوره از جمهوری وایمار وجود داشتند، آنوقت شاید ایشروود هم اینچنین استعاری سخن نمیگفت. در مقابل، ممکن بود ایشروود هم مثل خیلیهای دیگر لازم ببیند وضعیت روبهزوال دوران را در اینستاگرام با دیگران به اشتراک بگذارد.
یک خانه با اثاثیه پرزرقوبرق، یک اتومبیل خارجی ترجیحا شاسیبلند یا کوپه (سانروف داشته باشد که چه بهتر)، مـسافرت به مناطـق مختلف و دورهمیهایی به دور از هیاهوی کرونا شما را یاد چه چیزی میاندازد؟
تعدادی از صفحات اینستاگرام اصفهانی تنها برای هر استوری تبلیغاتی، 5 تا 10 میلیون تومان دریافت میکنند و اگر در روز 10 استوری تبلیغاتی داشته باشند، ماهانه بین یک میلیارد و 500 میلیون تا سه میلیارد تومان درآمد دارند و برای آن هیچ مالیاتی پرداخت نمیکنند.