حامله
ماما مهسا
۱۰:۴۶ - شنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۳
قصه‌ای خیالی از روزهای خوش بارداری

ماما مهسا

در آسانسور را هل دادم و از در کاملا باز وارد سالن انتظار شدم. به‌گمانم برق رفته بود و چشم‌هایم که هنوز به تاریکی عادت نکرده بود، همه چیز را تیره و مبهم می‌دید.