عصر یک روز پاییزی سال 1400 است. مسیر یکی از خیابانهای قدیمی اصفهان را در پیش گرفتهام و از سمت خیابان کمالاسماعیل وارد شمسآبادی شدهام. خیابانی خوشمنظر با درختان چنار که در دوسوی خیابان قد برافراشته و به صف ایستادهاند. با خودم فکر میکنم ساکنان خیابان شمس آبادی چطور با این حجم از شلوغی و ترافیک در طول سال کنار میآیند؟ مگر میشود به این همه سر و صدا و رفتوآمد و ترافیک عادت کرد و آن را عادی دانست؟
بعضی از خیابانهای شهر اصفهان را باید خیابانهای «بلاتکلیف» نامید! میپرسید چرا؟ به این دلیل که این خیابانها بهمرورزمان کاربریهای متنوع و گاه متضادی پیدا کردهاند که آنها را با ساختار و هویت اولیهشان تا حد زیادی بیگانه کرده است. مثالی که برای چنین خیابانهایی میتوان زد، شاید یکی خیابان شمسآبادی و دیگری خیابان آیتالله کاشانی باشد. دو خیابان با سابقه تاریخی قابلتوجه که بهمرورزمان کاربریهای تازهای پیدا کرده و شکل و شمایل امروزشان در تضاد با هویت و بافت قدیمیشان قرار گرفته است. تضادی نامطلوب که شهروندان یا گردشگران را از همان نخستین مواجهه با خیابان دچار احساس بلاتکلیفی میکند.