به راستی چرا مفسدان اقتصادی در ایران با نفرت و عصبانیت از چین یاد میکنند؟ چرا هر روز علیه چین سخن میگویند، نفرتپراکنی میکنند و به باور من، برخلاف منافع ملی عمل میکنند؟ نکته قابل توجه این است که این مسئله منحصر به مفسدان اقتصادی نیست، بلکه در میان بخش عمدهای از مدیران میانی و حتی عالیرتبه کشور نیز مشاهده میشود.
اصفهان در میان سرمایههای فرهنگی و تمدنی خود، بناهایی دارد که صرفاً یک ساختمان نیستند؛ هر کدام بخشی از ظرفیت آینده شهرند. مرکز همایشهای بینالمللی شهید امام خامنهای (ره) نیز از همین جنس است؛ مجموعهای که برای میزبانی رویدادهای بزرگ، اجلاسهای ملی و بینالمللی و حضور هیأتهای رسمی طراحی شده و برخوردار از ظرفیتهای معماری، تشریفاتی، رسانهای و فنی کمنظیری است. اما درست در همین نقطه، یک پرسش جدی پیش روی ما قرار میگیرد: آیا قرار است این مجموعه را صرفاً «پر کنیم»، یا میخواهیم آن را «فعال» و صاحب نقش کنیم؟ این دو، یکی نیستند. ممکن است تقویم یک مرکز با تعداد زیادی برنامه پر باشد، اما خود مرکز همچنان فاقد هویت، برند و مأموریت مشخص باشد. برگزاری هر برنامهای که امکان درآمدزایی کوتاهمدت داشته باشد، لزوماً به معنای بهرهبرداری درست از یک سرمایه عمومی نیست.
آنطور که شاهد بودیم دونالد ترامپ طی بیانیهای در شبکه اجتماعی خود اعلام کرد که دولت ایالات متحده سهمگینترین، مخربترین و خردکنندهترین عملیات اقتصادی ممکن علیه یک کشور را علیه جمهوری اسلامی ایران پیادهسازی و عملیاتی کرده است. متعاقب اعلام این راهبرد، اسکات بسنت را بهعنوان بازوی اجرایی این تهاجم به میدان فرستادند؛ رویکردی که ذیل آن اعلام شد بیش از ۶۰ نهاد و شرکت بزرگ فراملیتی در نقاط گوناگون جهان از چین و سنگاپور گرفته تا شماری از کشورهای عربی که در دایره این تقابل قرار گرفتهاند، در فهرست سیاه تحریمها گنجانده شدهاند.
اصفهان، بهعنوان یکی از مهمترین شهرهای ایران در عرصه فرهنگ و هنر، اقتصاد، دانشگاه و گردشگری، در جنگ با چالشهایی جدی در حفظ ارتباطات خارجی و دیپلماسی شهری روبهرو شد.