همتآباد از آن محلههای قدیمی است که روزگار سخت، کم به خود ندیده. هرچند از امکانات شهری بهره چندانی ندارد و ردِ محرومیت بر تنش نشسته؛ اما همیشه تلاش کرده است چهرهای مقاوم و امیدوار از خود نشان دهد.
با واگذاری مسئولیت ترمیم مناطق آسیبدیده از جنگ بر دوش شهرداری، بار مالی چشمگیری متوجه شهرداری شد و این، در کنار آسیبدیدن منابع درآمدی شهرداری بهواسطه جنگ، فشار مضاعفی بر دوش شهرداری وارد کرد.
خسارت جزئی به 11 هزار خانه در شهر اصفهان از ثمرات جنگ رمضان در اصفهان بوده است که شهرداری اصفهان در کنار خدماتی که برای مدیریت بحران در زمان جنگ انجام داده، بازسازی این حجم از ویرانی را نیز برعهده دارد.
زایندهرود که تشنه ماند و دهانش بهخاطر بدعهدیها خشک شد، کمکم رگهایش که همان مادیها بودند و آب را بهصورت مویرگی به داخل شهر اصفهان میکشاندند و زمین و درختان سبز شهر را سیراب میکردند، خشکشده و بعد از آن با کاهش آبهای زیرزمینی، درختان شهر چهرهشان هرروز زردتر از روز قبل شد.
طبق قانون، بیمارستانها ملزم به بیخطرسازی پسماندهای خود به شیوه اتوکلاو هستند؛ بههمیندلیل بیمارستان تخصصی عسکریه در برنامه توسعه خود، یکی از منازل مسکونی دراطراف بیمارستان را برای جانمایی دستگاه اتوکلاو و بیخطرسازی پسماندهای بیمارستانی، انتخاب کرده است.
ویرانی خانههای مسکونی و آوارگی مردم از ثمرههای حمله دشمن در جنگ رمضان به مناطق مسکونی شهری بود. اصابت مستقیم موشک به خانههای مسکونی و تخریب کامل منازل مردم؛ گاهی باعث تخریب گستردهای در محلههای شهر شد.
تهیه طرح جامع شهری، آنهم در زمانِ نهچندان طولانی و با افقی روشن، برای شهری مانند اصفهان، حکم نان شب را دارد؛ ضرورتی روزمره و نه یک تجمل دستنیافتنی.
وقتی شنیدیم محله آزادان بازارچه محلی دارد و تصمیم گرفتیم برای گرفتن گزارش سری به آنجا بزنیم، فکرش را نمیکردیم این بازارچه اینقدر پرشور و شلوغ باشد.
آزادان یکی از محلههای پهنه ماربین بوده است. زایندهرود به واسطه مادیها در آن جریان داشته و جریان این رودخانه در دل محله، باعث شکلگرفتن زندگی شده است.
وقتی طرح نهضت ملی مسکن مطرح شد، بسیاری از کسانی که در آرزوی خانهدارشدن بودند، از طرح استقبال کردند تا در طرحی که قرار بود نهایتا آنها را در عرض چهار سال و با کمترین قیمت به خانهدارشدن نزدیک کند، شرکت کنند.
زندگی در هتل و مراکز اقامتی که شهرداری برای افراد آسیبدیده در نظر گرفته، به روزهای سختش نزدیک میشود، سخت برای کسانی که مجبور شدهاند در این فضاهای ناآشنا زندگی کنند.
ساعت نزدیک 8 صبح بود. مردم روزشان را شروع کرده بودند؛ یک روز جنگی دیگر. گرمی آفتاب هنوز بهخوبی روی تن درختهای شهرک ننشسته بود که صدای غرش جنگندهها همه را جاکن کرد.