همسایهها از پشتبام میآمدند که آجانها بو نبرند. بعضی آجانها خیلی سخت میگرفتند. پیش میآمد که مردم توی کوچهها گیرشان میانداختند و میزدندشان. بعضیهایشان دوزار پول که میگذاشتند کف دستشان، غمض عین میکردند؛ چند تایی هم متدین بودند