به گزارش اصفهان زیبا؛ آینهها همیشه قرار نیست تصویر خودت را نشانت بدهند؛ گاهی آینه میشود تجلی هنر، تاریخ، فرهنگ و تمدن یک شهر. گاهی آینه خودِ خودِ خودِ هنر میشود؛ میشود بازتاب صبوری دستان هنرمند و خلاقیت ذهنش و روشنی قلبش.
این بار آینهها روی دیوارهای «خانه بخردی» جلوهگری میکنند، با خلاقیت و هنر دست مرتضی بخردی، که تصمیم گرفت به تکهآینههای پشتنقاشی دوران قاجار جان دوباره ببخشد و تکهآینههای دورریختنی را هویتی تازه دهد و در نمایشگاه «شکستآیینه» به نمایش بگذارد.
مرتضی بخردی دور تا دور یکی از اتاقهای خانه بخردی، حدود بیست قاب آینه پشتنقاشی در معرض نمایش گذاشته است، همزمان با سیوهفتمین سالگرد تأسیس گالری کلاسیک اصفهان که در سال 1368 تأسیس کرد و بعد از برگزاری 235 نمایشگاه، در سال 1392 به تاریخ سپرده شد.

نجاتبخش آینهها
از او درباره علاقهاش به آینهها میپرسم. میگوید: «حدود پنجاه سال است که در زمینه هنرهای سنتی و تزیینات وابسته به معماری فعالیت میکنم. اما در میان همه این تزیینات، آنچه از ابتدا توجهم را جلب کرد، آینههای پشتنقاشی بود که بهعنوان عنصری الحاقی داخل گچبریها و در و پنجرههای چوبی به کار میرفت.»
عبارت «آینه پشتنقاشی» برای گوشهایم ناآشناست؛ هرچند با دیدن قابهای روی دیوار، متوجه میشوم این هنر به چشمانم آشنا میآید. بخردی درباره قصه خلق قابآینههایش میگوید: «طی این سالها، مجموعهای از آینههای پشتنقاشی سالم جمعآوری کردهام؛ ولی لابهلایشان تکههای شکسته هم بود. تصمیم گرفتم به جای دورریختن، اینها را هم نجات دهم و ازشان نگهداری کنم. تا اینکه روزی به نتیجه رسیدم این تکهها را کنار هم قرار دهم.»
ادامه میدهد: «برای تکمیل کار و دسترسی به آینههای بیشتر، با آقای مرآتیان که از آینهکارهای معروف شهر است، تماس گرفتم و از او خواستم آینههای شکسته دورریزش را برایم بیاورد. آینههای پشتنقاشی را کنار هم چیدم، روی تختههای قدیمی گذاشتم و بینشان بتونه کشیدم. فضاهای خالی میانشان را نیز با آینههای ضایعاتی پر کردم. به این صورت، تبدیل به تابلویی از آینههای شکسته پشتنقاشی شد. برای هر ترکیب، بسیار تلاش میکردم تا زیبا و چشمنواز شود. اینگونه، با ایجاد ترکیب جدیدی از آینهها، هویت تازهای بهشان بخشیدم و تابلوهایی خلق کردم.»
از او میخواهم تا منظورش را از تختههای قدیمی واضحتر بیان کند. میگوید: «عنصر دیگری که در طول سالهای فعالیتم در عرصه معماری سنتی توجهم را جلب میکرد، تختههای پایین درهای چوبی قدیمی است؛ همان قسمتی که شیشه ندارد و معمولا یک برجستگی مربعی یا مستطیلی است. مقداری از این تختهها را از قبل داشتم و مقداری نیز تهیه کردم و شد بستری برای ترکیببندی تکههای آینه. آینهها را روی برجستگی چوبها ترکیب کردم و پنج سانت در اطراف هر تابلو حاشیه گذاشتم. حاشیهها را هم با رنگ فیروزهای و طلایی رنگ کردم. به شکستگیها و ترکها و ناصافیها هم دست نزدم تا حالت طبیعیشان حفظ شود.»

همنشینی قصههای قاجاری در کنار قصههای امروزی
ظاهر قابها کاملاً سنتی است؛ اما هر آینه قصهای برای خود دارد؛ ترکیبی از قصههای قاجاری و قصههای هنرمندان امروز اصفهانی. هر قاب ترکیبی است از چندین قطعه آینه در اشکال هندسی مختلف که هنرمندانه کنار هم چیده شدهاند، با تصاویری سنتی از گل و مرغ، روی قابهای فیروزهایرنگ با رگههایی طلایی.
بخردی درباره نقاشیهایی که پشت آینهها کشیده شده بیان میکند: «سال 94 که قسمت جدیدی به هتل بخردی اضافه کردیم، چند نفر از نقاشان را دعوت کرده بودم که آینههای پشتنقاشی کار کنند تا در میان گچبریهای ساختمان قرار دهیم. طرحها را خودم ارائه میدادم و آنها نقاشی میکردند. آن زمان، تعداد زیادی از این آینهها کشیده شد و چند آینه بدون استفاده باقی ماند. از آنها نیز در طرحها استفاده کردم و با آینههای پشتنقاشی قاجاری که از قبل داشتم، تلفیق کردم.»

جانبخشی به تاریخ با تکههای آینه
اینجاست که مطمئن میشوم بخشی از این قابها واقعاً ریشه در تاریخ دارند. تعدادی از قطعات آینههای پشتنقاشی، از دوره قاجار با حراست مرتضی بخردی تا امروز زنده ماندهاند که اغلب قطعاتی کوچک با طرحهایی از گلهای رنگارنگ است. آینه و چوب برای این هنرمند اصالت و هویت دارند و او را جذب میکنند و به همین دلیل، از آنها در طراحیهای داخلی و مبلمان استفاده میکند. اینها را از گفتههایش متوجه میشوم.
او درباره تاریخچه این هنر و نوع ساختش میگوید: «نقاشیهای پشتآینهای ظاهراً در عصر قاجار رونق پیدا کرد و با هدف ملاحتبخشی به تزیینات داخل ساختمان از آنها استفاده میشد. این نوع نقاشی در گذشته به دو صورت کار میشده. در یک روش، پشت شیشه با رنگ روغن نقاشی میکردند تا به شیشه بچسبد و پایین نریزد. بعد، اطراف نقاشی را جیوه میکشیدند تا تبدیل به آینه شود. در روش دیگر، جیوه پشت آینه را میتراشیدند و در قسمتهای تراشیدهشده نقاشی میکشیدند. روشی که امروزه نیز از آن استفاده میشود، همین است. نقاشی پشت شیشه و آینه قلق خاصی دارد؛ برای مثال، باید اول رنگهای روشن کشیده شود؛ چون اگر اول رنگهای تیره کار شود، رنگ روشن دیده نمیشود.»
قابها در ابعاد مختلفی کار شدهاند؛ از مستطیلهای عمودی و بلند گرفته تا مربعها و قابهای افقی. رنگ و زندگی است که روی هر آینه جلوهگر است و تماشاگر خودش را از لابههای این عناصر زنده و باهویت تماشا میکند. جیوه برخی از آینهها هم دارای زدگی است؛ گویی سالها در رطوبت باقی مانده؛ اما به گفته بخردی، این زدگیها کار دست یکی از بانوان هنرمند اصفهان است که آنها را با شیوهای خاص، به شکل آینههای آسیبدیده و کهنه درمیآورد.

هنر مدرن روح را از آینه گرفته است
او که در زمینه طراحی داخلی و دکوراسیون دستی بر آتش دارد، درباره جایگاه آینه در معماری مدرن توضیح میدهد: «در معماری داخلی مدرن، استفاده از آینه مدتی است رایج شده است؛ اما امروز سلیقهها و مدل کار فرق کرده است و بیشتر به سمت آینهبری رفتهاند و خبری از آینه پشتنقاشی نیست. این آینهها هم مثل دیگر چیزهای امروز، بسیار ساده و بدون روح به کار میرود.»
ماهانه در شهر، چندین گالری آثار هنری هنرمندان را به نمایش میگذارند؛ اما تفاوت نمایشگاه «شکستآیینه» با هر نمایشگاه هنری دیگر، در این است که تماشاگر را با خودش مواجه میکند؛ مواجههای همراه با غوطهور شدن در طرحها و رنگهای اصیل ایرانی که او را به درک و کشف هویتش فرامیخواند.



