بسیاری از ما آهنگهای غمانگیز را دوست داریم و از شنیدنشان لذت میبریم؛ اما چرا؟ غم و ناراحتی احساسی است که ما معمولاً تلاش میکنیم از آن اجتناب کنیم. اگر از یک آدم فضایی بپرسیم، احتمالاً میگوید که توقع دارد چنین آهنگهایی آدمها را افسرده کند و برایشان ناخوشایند باشد.
بااینحال، موسیقی غمانگیز ما را در خود غرق و حالمان را خوب میکند؛ اما واقعاً چرا گوش دادن به آهنگهای غمناک اینقدر حس خوبی دارد؟
شده است تا کنون به سرت زده باشد دل به دریا بزنی و چشم بر مصلحت ببندی و بند کفشت را محکم کنی و راهی سفر شوی؟ بی آنکه بدانی به کجا و چطور؟ تنها کولهای بر دوش و پایی در راه؟ و شعر چاووشی اخوان بر لب که بیا ره توشه برداریم قدم در راه بیبرگشت بگذاریم؟ نه من هم چنین نکردهام. تنها شبهای زیادی را با سودای چنین سفری به صبح رساندهام. من هم بسیاری از آدمها را توی دنیای مجازی دیدهام و حسرت زندگیهایشان را داشتهام. من هم پول کافی برای تجربه کردن نداشتهام. هیچوقت. کارمند بودهام. صبحها به سختی بیدار شدهام و شبها از فرط خستگی روی کاناپه جان دادهام. بی هیچ امیدی به فردایی بهتر. برای شمایی که تجربه زیستهتان شباهت زیادی به من دارد یک مژده دارم. برای ما راهی برای سفر کردن مانده است هنوز.