نخ شماره ۲۴ را برمیدارم. کدها را دوتادوتا نگاه میکنم و روی دار گره میزنم. زنعمو میگوید: نسیم تندتند کدها را میخواند و من هم تندتند خفت میزنم. من اما باید تنها خفتها را کنار هم بچینم. گرهها وقتی قشنگ میشوند که منظم و مرتب شانهبهشانه هم، دستبهسینه بنشینند.