سالها کارش با چشمهای مردم گره خورده بود. از 10سالگی توی مغازه عینکفروشی زایس چهارباغ اصفهان نظارهگر چشمهایی بود که جهان را تار میدیدند. دلنگران چشمهایی بود که عینک تهاستکانی میزدند، نگران بچههایی که دنیا را از پشت قاب شیشهای تماشا میکردند، دیدن آنها هر روز یادآور این بود که قدر این طرفههای زمرد را بیشتر بداند؛ غافل از اینکه روزی چراغ چشمهای خودش بیفروغ میشود. «اصغر منتظری»، سال 67 در منطقه سومار جنوب غرب، در حین بازسازی میدان مینْ جانباز و ترکشها نصیب چشمهایش میشود و برای همیشه بیناییاش را از دست میدهد؛ اما امیدش به زندگی را نه.
تا پیش از سال 1357 و پیروزی انقلاب، فعالیتهای ورزشی معلولان تحت پوشش فدراسیون پزشکی بود. بهروز برجسته عضو اسبق هیئت رئیسه فدراسیون جانبازان و معلولان درباره شکلگیری این فدراسیون میگوید: «به طور کلی کارهایی در آن انجام میشد که فقط درون آن بود و اگر فعالیتی بود به بیرون درز نمیکرد و ریخت و پاشهایی در آن دیده میشد. تا اینکه در اواخر سال 58 فدراسیون جانبازان و معلولان تأسیس شد و کارش را بدون اطلاعات کافی و لازم شروع کرد. سپس در تابستان 59 هیئتی از اعضای فدراسیون وقت و چند نفر از معلولان جهت تماشای مسابقات المپیک معلولان به کشور هلند رفتند و پس از دیدن کارها و امکانات، دیدهها و شنیدهها را در بازگشت، مبنای کار خود در ایران قرار دادند.