وقتی وارد کوچه شدم، متوجه شدم منزلمان محاصره است. از یک ساختمان نیمهکاره بالا رفتم و منزل را دیدم که پدرم و دو خواهرم را دستگیر کرده و منتظر برادر بزرگم بودند…