دیگر انگار برایمان عادی شده باشد؛ اینکه هر روزی خبرها را چک میکنیم یا شبکههای اجتماعی را بالا و پایین میکنیم، به چشممان بخورد که چیزی از کتب درسی حذف شده است. در آغاز ممکن بود برخورد بسیاری از ما این بوده باشد که همیشه این تغییرات رخ میداده و این روند جای سؤالی ندارد. اما وقتی پای این موضوع به میان آمد که تغییرات کجاها صورت گرفتهاند، نه فقط در ذهن متخصصان هر حوزه که در ذهن بسیاری از مردم نیز این پرسش ایجاد شد که چرا باید یک رشته تغییرات (یا به عبارت بهتر، حذفها) صورت بگیرد.
در جدیدترین رده بندی فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) نام تیم ملی فوتبال بانوان ایران برای چندمین بار در سالهای اخیر از رنکینگ فیفا حذف شده است. طبق قوانین فیفا تیمهایی که بیش از پنج بازی و بیشتر از هجده ماه با تیمهای رسمی بازی نکرده باشند در این ردهبندی حضور ندارند. تیم ایران پس از بازگشت از مرحله دوم انتخابی المپیک در فروردین 97، تعطیل شد و همچنان بدون سرمربی است. هرچند این روزها در ورزشهای گروهی مردان نیز شاهد مشکلات مدیریتی و فقدان برنامهریزی درست هستیم، اما آنچه ورزش مردان را فراتر از این مشکلات همواره مهم و زنده نگه داشته است، مخاطبان و علاقمندان این ورزشها هستند.
مطرحشدن روزافزون خواستهها، مسائل، اعتراضات و نظرات زنان و موضوعات در ارتباط با آنها، از خلال رسانههای غیررسمی و غالبا شبکههای اجتماعی، پدیدهای است که دستکم در یکی دو سال اخیر بهطور چشمگیر شاهدش بودهایم. اینکه چرا زنان در رسانههای رسمی (بهمعنای رسانههایی که در داخل کشور و از جانب دولت به رسمیت شناخته میشوند)، کمتر و دستبهعصا حضور دارند، مجالی جداگانه میطلبد. اما آنچه روشن است، امکان اظهارنظر آزاد در کنار دسترسی سادهتر و گستردهتر و البته مخاطبان بیشتر در شبکههای اجتماعی است؛ چیزی که در رسانههای رسمی بهسادگی امکانپذیر نیست. این امر باعث شده تا موضوعاتی که در گفتمان رسمی با ملاحظات مواجهاند، در مجراهای رسانهای غیررسمی بیشتر مجال مطرحشدن پیدا کنند.