امسال هم ماه مهر علاوهبر اینکه برایمان نوید روزهای خنک و زردی درختان و بازشدن مدرسهها باشد، همراه با شعفی بود که در آن خبر از آمدن دوباره جشنواره فیلم کودک و نوجوان میداد، جشنوارهای که شهر را با خودش همراه میکرد و هر بزرگسالی همراه کودکش، کودک میشد. در ایامی که کرونا دل و دماغی برایمان نگذاشته بود، برگزاری جشنواره یادمان آورد که میتوانیم چشممان را ببندیم و به وسیله خیالی که داریم خودمان را در جایی بگذاریم که دلمان میخواهد؛ سرزمینی که بیماری نیست، سرزمینی که هیچ کودکی در آن کشته نمیشود، سرزمینی که افراد در آن شاد هستند و همدیگر را دوست دارند. جشنواره فیلم کودک و نوجوان زنگ تفریح جانانهای است که هرسال منتظریم صدایش را بشنویم و به سمتش بدویم.