شعر معاصر
NONE
09:48 - سه‌شنبه 11 خرداد 1400

تاریخ اشک‌ها

آنچه می‌خوانید سه برش از کتاب «تاریخ اشک‌ها» است که چند سالی است مشغول گردآوری و نوشتنش هستم، اثری که از آغاز، دوست عزیز زنده‌یادم محمود نیکبخت در جریان نوشتنش بود و گاهی بخش‌هایی از این را برایش می‌خواندم و اتفاقا دو هفته پیش که آخرین بار (با تلفن) با او حرف زدم سراغش را گرفت و گفت حیف است که همین طور بماند و سرانجام پیدا نکند.در این یک سال و نیم گذشته ما فقط با تلفن در تماس بودیم. همه احتیاط‌های لازم را انجام می‌دادیم غافل از آنکه مرگ همیشه از دری وارد می‌شود که اصلا فکرش را نکرده‌ای. ترفندهای زیادی در آستین دارد. فقط کاش محمود بود و این‌ها را می‌خواند. یعنی این خواسته زیادی است؟