عبدالحسین زرین‌کوب
پیر سپیدموی بی‌باک
13:23 - شنبه 29 اردیبهشت 1403
خیام نیشابوری به روایت «با کاروان حله»

پیر سپیدموی بی‌باک

«داستان نخستین آشنایی من با خیام هرگز از خاطرم نمی‌رود. اول باری که با این پیر سپیدموی دیرینه‌روز آشنا شدم سیزده‌ساله بودم. درست یادم نیست که آن نسخه چاپی پاره پرغلط و بازاری رباعیاتش را کدام یک از یاران مدرسه به من داده بود اما یادم هست که با وجود سخت‌گیری و دقتی که پدرم در کار تربیت و تهذیب من داشت، نتوانست از ورود این کتاب (که آن را سراسر کفر و شک و الحاد می‌دانست)به خانه ما (که آن روز جز بانگ نماز و ذکر قرآن در آن هیچ نبود) جلو بگیرد و مرا از داشتن و خواندن آن منع کند.»این مقدمه یادداشتی است که عبدالحسین زرین‌کوب نامدار و پرفرهنگ ایرانمان درباره خیام نیشابوری یا به قول خودش «پیر سپیدموی دیرینه‌روز» یا «پیر نومید بی‌باک» می‌نویسد.