«ناخدا یکم تکاور دریایی حسن مسعودی»
NONE
06:16 - پنجشنبه 18 فروردین 1401

در سخت‌ترین شرایط جنگ، لحظه‌ای نهراسیدم!

در نیروی دریایی در حال آموزش بود که دو تن را با کلاه سبز، لباس‌های استتار و بدن‌های ورزیده دید. نامشان را پرسید، «تکاور»! خودش را در قامت تکاوری تجسم کرد و با این تجسم، آینده او شکل گرفت. دیری نپایید که دوره کلاه سبز دید و در نهایت در کماندو اسکول انگلیس، دوره جنگ‌های آبی و خاکی و هدایت قایق‌های نفربر را گذراند و پس از آن توانست در لباس تکاوری به مردم میهنش خدمت کند. با حمله هوایی عراق، همراه گردان یکم تکاوران نیروی دریایی صبح اول مهر عازم خرمشهر شد. لحظه‌ای تردید نکرد. برای دفاع از خاکش داوطلبانه رفت. خودش را در قبال مردم سرزمینش مسئول می‌دانست. معتقد است وقتی یک تکاور در انگلیس دوره می‌بیند، هزینه بسیار زیادی به کشور تحمیل می‌شود که بخشی از این هزینه از مالیات پرداختی مردم است. حال هنگام حمله دشمن در قاموس او نمی‌گنجید که آرام بنشیند. برای وجب به وجب خاک خرمشهر خانه به خانه جنگید و پس از آن در تمامی سال‌های جنگ مقتدرانه در عرصه نبرد ایستاد. «ناخدا یکم تکاور دریایی حسن مسعودی» جانباز  87 درصد می‌گوید در سخت‌ترین شرایط جنگی ذره‌ای نترسیدم، لحظه‌ای نهراسیدم. چرا که عاشق وطنم هستم و یک گِرم از خاکش را با کل اروپا و ثروت‌های جهان عوض نمی‌کنم…!