به گزارش اصفهان زیبا؛ ذوبآهن اصفهان، از نمادهای صنعتی ایران و استان اصفهان نخستین تولیدکننده فولاد ساختمانی کشور، با بیش از نیم قرن سابقه امروز اما بیش از هر زمان دیگری زیر فشار بحران نیروی انسانی و زیان انباشته قرار گرفته است.
کارخانهای که با ظرفیت سالانه ۳.۶میلیون تن فولاد طراحی شده و بر اساس استانداردهای جهانی میتواند با کمتر از پنجهزار نفر نیروی کار اداره شود، درحالیکه گفته شده اکنون بیش از هفدههزار نفر را در مجموعه خود جای داده است که این به معنای دوازدههزار نیروی مازاد است؛ آماری که اگر واقعیت داشته باشد، نهتنها هزینههای جاری این کارخانه را بهطرز چشمگیری افزایش داده، بلکه تراز مالی آن را نیز در وضعیت نگرانکنندهای قرار می دهد.
پیامدهای اجتماعی و چالشهای مدیریتی
برخی گزارشها و اظهارات مدیران سابق کارخانه نشان میدهد که بهرهوری نیروی انسانی در ذوبآهن اصفهان فاصلهای چشمگیر با شاخصهای بینالمللی دارد. در حالیکه در اروپا و بسیاری از کشورهای صنعتی، برای تولید هر تن فولاد کمتر از دو نفر نیروی انسانی مورد نیاز است، در ذوبآهن این رقم گاه تا شش برابر بالاتر محاسبه میشود.
این شکاف عمیق در بهرهوری نشان می دهد هزینههایی که باید صرف توسعه فناوری و نوسازی خطوط تولید شود، در قالب حقوق و مزایای هزاران نیروی مازاد بلعیده میشود. از سوی دیگر این بحران تنها در سطح ترازنامه مالی یا شاخصهای اقتصادی باقی نمیماند. ذوبآهن اصفهان یک کارخانه عادی نیست و بخشی از هویت صنعتی و حتی اجتماعی منطقه به شمار میرود.
هزاران خانواده در استان اصفهان و شهرهای اطراف، معیشت خود را مستقیماً از حقوق کارکنان این کارخانه تأمین میکنند. از همینرو، هرگونه تصمیم برای تعدیل نیرو یا کوچکسازی سازمانی، تنها یک تصمیم اقتصادی نخواهد بود؛ بلکه پیامدهای اجتماعی گستردهای نیز به همراه خواهد داشت. قوانین کار و ملاحظات امنیت شغلی نیز بر پیچیدگی موضوع افزوده و عملاً راه را برای تعدیل گسترده نیرو بستهاند.
ضرورت اقدامات همزمان از نگاه کارشناسی
برخی کارشناسان اقتصادی بر این باورند که ادامه وضعیت موجود کارخانه ذوب آهن اصفهان، چیزی جز افزایش زیان انباشته و کاهش توان رقابتی ذوبآهن در پی نخواهد داشت. این شرکت در بازار فولاد، هم در داخل کشور و هم در سطح منطقه، با رقبایی روبهرو است که به مدد فناوریهای نوین و ساختار چابک مدیریتی، با هزینه کمتر و کیفیت بالاتر تولید میکنند.
تداوم ساختار فعلی نیروی انسانی، نهتنها سودآوری را از بین برده، بلکه توان سرمایهگذاری در توسعه و نوآوری را هم گرفته است. از سوی دیگر، تجربه جهانی نشان میدهد که خروج از چنین بحرانهایی نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان است؛ اقداماتی که صرفاً به کاهش تعداد نیرو محدود نمیشوند. بازمهندسی فرآیندها، استفاده از فناوریهای اتوماسیون و دیجیتال، آموزش و ارتقای مهارت نیروی انسانی و طراحی ساختار سازمانی متناسب با نیازهای امروز، همگی بخشی از راهحل از سوی کارشناسان عنوان میشود.
برخی نیز پیشنهاد میدهند که بخشی از نیروی مازاد، به پروژههای جدید یا شرکتهای تابعه منتقل شوند تا بار مالی مستقیم بر دوش کارخانه مادر کاهش یابد. با این حال، آنطور که پیشتر اشاره شد، آنچه وضعیت ذوبآهن اصفهان را حساستر میکند، ترکیب خاصی از فشارهای اقتصادی و محدودیتهای اجتماعی است. در شرایطی که اقتصاد ایران با چالشهای کلان همچون تورم، رکود سرمایهگذاری و محدودیتهای بینالمللی روبهروست، هرگونه تصمیم درباره این شرکت باید با ملاحظه تبعات اجتماعی آن اتخاذ شود.
زیان انباشته ذوبآهن شاید روی کاغذ یک مسئله مالی باشد، اما در واقع این موضوع به معیشت کارکنان ذوب آهن گره خورده است. به همین دلیل است که پرسش اصلی فراتر از این میرود که هم اکنون در کارخانه ذوب آهن اصفهان چند نفر نیروی مازاد داریم؟
بلکه موضوع این است که چگونه میتوان هزینهها را کم کرد و راهکار خروج از این شرایط چیست و به عبارت دیگر کارخانه ذوب آهن اصفهان چگونه می تواند میان ضرورت بقا و رقابتپذیری اقتصادی از یکسو و تعهد به اشتغال و ثبات اجتماعی از سوی دیگر، تعادلی پایدار برقرار کند؟ پرسشهایی که در ادامه به بررسی آنها پرداخته ایم.
بازسازی مالی و نوسازی خطوط تولید، توسعه صادرات و ورود به بازارهای خارجی
دبیر کمیسیون بهبود محیط کسب و کار اتاق بازرگانی اصفهان معتقد است برای عبور از این بحران ذوب آهن اصفهان مجموعهای از اقدامات ضروری است و بدون اصلاح جدی و فوری در ساختار مالی، تولیدی امکان عبور از این بحران به شدت محدود خواهد بود. غلامحسین کریمیان در تحلیل ابعاد مالی و اثرات نیروهای مازاد و در نهایت راهکارهای عملی برای کاهش زیان و افزایش بهرهوری کارخانه ذوب آهن اصفهان به «اصفهان زیبا» اینگونه توضیح میدهد:
«بررسی وضعیت ذوبآهن اصفهان نشان میدهد که چند محور اساسی باید مورد توجه قرار گیرد: عملکرد مالی و سوددهی، ظرفیت تولید، جایگاه رقابتی در بازار داخلی و خارجی، چالشها فرصتهای پیش روی آینده، تأثیر عوامل کلان اقتصادی و روند قیمت مواد اولیه و محصولات فولادی. این شرکت در سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۰ هزار میلیارد تومان زیان خالص ثبت کرده و زیان انباشته آن نیز به بیش از ۶ هزار میلیارد تومان رسیده است. این ارقام بیانگر عمق بحران مالی ذوبآهن است.
ذوبآهن، بهعنوان نخستین تولیدکننده فولاد در ایران و یکی از مهمترین بازیگران منطقهای، توانسته در سالهای اخیر رکورد تولید بیش از سه میلیون تن را به ثبت برساند و حتی نسبت به سالهای قبل رشد تولید داشته است، اما با این وجود نتوانسته جایگاه خود را در بازار تثبیت کند. افزایش رقبا، فشار تحریمها و ناتوانی در بهروزرسانی روشهای تولید و محصولات، این شرکت را از مسیر رقابتی عقب انداخته است.
برای عبور از این بحران اما مجموعهای از اقدامات ضروری است. نخست، بازسازی مالی و مذاکره با بستانکاران برای تغییر شرایط بازپرداخت بدهیها تا فشار نقدینگی کاهش یابد. دوم، جذب سرمایهگذار استراتژیک، نه سرمایهگذار عادی، که بتواند پشتوانه مالی بزرگی برای این صنعت فراهم کند؛ مانند بانکهای بزرگ یا مجموعههای توانمند صنعتی همچون فولاد مبارکه.
افزایش سرمایه از طریق مجامع و فروش داراییهای غیرضروری مانند املاک و تجهیزات مازاد نیز میتواند منابع جدیدی برای سرمایه در گردش ایجاد کند.در حوزه بهرهوری، کاهش هزینههای اداری و عمومی، بازنگری در ساختار سازمانی و حذف پستهای غیرضروری ضروری است. البته هدف نباید اخراج گسترده نیرو باشد، بلکه باید با تعریف پروژههای توسعهای جدید و همکاری با سرمایهگذاران، نیروهای انسانی مازاد به خطوط تولید بهروز منتقل شوند.
کاهش مصرف انرژی، کاهش ضایعات و بهکارگیری پروژههای دانشبنیان برای نوسازی زیرساختهایی مانند پست برق اصلی کارخانه، از دیگر اقدامات فوری و کلیدی در این باره است. از سوی دیگر، بهبود شاخص بهرهوری منابع انسانی و افزایش سرانه تولید باید در دستور کار قرار گیرد.
در عین حال ذوبآهن برای حفظ بقا و رقابت، ناگزیر است به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالا حرکت کند؛ محصولاتی که بازارهای صادراتی بهویژه در کشورهای همسایه متقاضی آن هستند. تمرکز صرف بر بازار داخلی دیگر پاسخگوی شرایط کنونی نیست. پیشنهاد دیگر ورود به حوزه تولید قطعات صنعتی و خودرو با توجه به زیرساختهای موجود است.
استفاده از فناوریهای دیجیتال، مدیریت هوشمند و هوش مصنوعی نیز میتواند در بهینهسازی فرآیندها و کاهش هزینهها نقش کلیدی داشته باشد.واقعیت این است که ذوبآهن اکنون با زیان انباشتهای بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان و ضرر ماهانه حدود ۱۰۰ میلیارد تومان، عملاً در وضعیت بحرانی قرار گرفته است و بدون اصلاح جدی و فوری در ساختار مالی، تولیدی و مدیریتی، امکان ادامه و جذب سرمایهگذار برای این شرکت به شدت محدود خواهد بود. راه نجات، در نوسازی خطوط تولید، توسعه صادرات و ورود به بازارهای خارجی است تا از طریق ارزآوری بتوان بخشی از زیانهای انباشته را جبران کرد.»
توسعه به جای اخراج
در حالیکه دبیر کمیسیون بهبود محیط کسب و کار اتاق بازرگانی اصفهان بر نوسازی خطوط تولید، توسعه صادرات و ورود به بازارهای خارجی کارخانه ذوب آهن تأکید دارد تا از طریق ارزآوری بتوان بخشی از زیانهای انباشته آن را جبران کرد، نماینده مردم لنجان در مجلس شورای اسلامی نیز میگوید راه نجات این کارخانه در توسعه و آموزش نیروی انسانی است.
اکبر پولادی باغبادرانی در گفتوگو با «اصفهان زیبا» چنین توضیح میدهد:«اینکه امروز از مازاد نیروی انسانی در ذوبآهن صحبت میشود، به سیاستهای سالهای گذشته بازمیگردد. در دورههای مختلف، بهجای آنکه بر اساس نیاز واقعی نیرو جذب شود، بنا به تصمیماتی، استخدامهایی صورت گرفت که بار مالی سنگینی را بر دوش کارخانه گذاشت. طبیعی است که باید از مسئولان وقت پرسید چرا چنین تصمیمهایی گرفته شد.اما امروز موضوع تعدیل گسترده نیرو اصلاً در دستور کار نیست. راهبرد فعلی ذوبآهن بر این است که با تعریف پروژههای جدید و توسعه خطوط تولید، همین نیروهایی که مازاد تلقی میشوند را در مسیرهای تازه به کار گیرد.
بخشی از این نیروها آموزشهای مهارتی خواهند دید تا متناسب با نیازهای جدید کارخانه عمل کنند و بخشی نیز در پروژههای متنوعسازی محصول و توسعه پایدار بهکار گرفته میشوند. به همین دلیل جای نگرانی برای کارگران زحمتکش این مجموعه وجود ندارد.در همین راستا، استانداری اصفهان نیز کارگروه ویژهای را تشکیل داده که وظیفه آن پشتیبانی کوتاهمدت از ذوبآهن و فراهم کردن زمینه اجرای برنامههای توسعهای است.
همچنین یک شورای راهبردی نیز با حضور متخصصان و مدیران ارشد شکل گرفته که سناریوهای مختلف برای خروج از وضعیت کنونی و کاهش زیان انباشته را بررسی میکند.
این شورا به دنبال آن است که مسیر میانمدت و بلندمدت کارخانه روشن و پایدار شود.از سوی دیگر، بخشی از نیروی انسانی مازاد طی امسال و سالهای آینده بهطور طبیعی از طریق بازنشستگی از چرخه کار خارج میشوند و این امر به تعدیل تدریجی نیروی انسانی کمک خواهد کرد، بیآنکه فشار اجتماعی ناشی از اخراج گسترده ایجاد شود.
من از استانداری و مدیران کارخانه تشکر میکنم که با جدیت پیگیر حفظ ثبات این مجموعه هستند و اجازه ندادهاند خللی در کار آن ایجاد شود. امروز همه ما باید بهجای پخش اخبار ناامیدکننده، از مسیر امید و توسعه سخن بگوییم. ذوبآهن ظرفیتهای بزرگی دارد و با حمایتهای لازم میتواند هم بر زیان انباشته غلبه کند و هم نیروی انسانی خود را در مسیر توسعه پایدار بهکار گیرد.»



