مقتدرِ مظلوم!

من سال‌ها در کنار شهید زاهدی بودم. ما او را بیشتر با نام «حاج‌علی» می‌شناختیم؛ در لبنان و سوریه نیز او را با همین نام می‌شناختند؛ در فلسطین اما دوستان و مجاهدان آزاده او را «ابومهدی» صدا می‌زدند و در خانواده «محمدرضا».

تاریخ انتشار: 14:41 - یکشنبه 6 مهر 1404
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
مقتدرِ مظلوم!

به گزارش اصفهان زیبا؛ من سال‌ها در کنار شهید زاهدی بودم. ما او را بیشتر با نام «حاج‌علی» می‌شناختیم؛ در لبنان و سوریه نیز او را با همین نام می‌شناختند؛ در فلسطین اما دوستان و مجاهدان آزاده او را «ابومهدی» صدا می‌زدند و در خانواده «محمدرضا».

اما ارزشمندترین نام برای او که بر همه این اسامی برتری دارد، همان لقبی است که در آسمان‌ها برایش رقم خورد: شهیدِ قدس؛ در میان شهدای مظلوم غزه و جبهه مقاومت اسلامی. و اما آشنایی من با حاج‌علی به روزهای دفاع‌مقدس بازمی‌گردد.

نخستین‌بار در چزابه او را از نزدیک شناختم و اوج رفاقت ما در عملیات رمضان، هنگامی که فرماندهی تیپ امام‌حسین(ع) را برعهده داشت، شکل گرفت. از همان نگاه نخست، ویژگی‌ای‌ در وجودش دیدم که روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شد و هرگز کم‌رنگ نمی‌شد و آن، اخلاص بود. در بیش از چهار دهه، هرگز ندیدم که حاج‌علی به‌دنبال دیده‌شدن باشد.

او هیچ‌گاه به‌دنبال آن نبود که دیگران او را ببینند. بارها می‌گفت: «آنکه باید ببیند، می‌بیند.» همین روحیه، سرشت و ذات او بود. اگر بخواهم زاهدی را در دو واژه خلاصه کنم، می‌گویم: «با ولایت تا شهادت» و «مقتدرِ مظلوم».

او در سخت‌ترین تصمیم‌ها فرمانده‌ای مقتدر بود که مظلومانه تصمیم می‌گرفت و عمل می‌کرد. اگر امروز می‌گوییم زاهدی «شهید‌ قدس» است، از همین‌جاست؛ شهیدی که مقتدر بود، مظلوم بود و تا لحظه شهادت، در مسیر ولایت ایستاد. برای من، زاهدی یادآور بزرگان دفاع‌مقدس است.

در او می‌توانستید مصطفی ردانی‌پور را ببینید، حسین خرازی را، حاج‌رضا حبیب‌اللهی را و درنهایت، حاج‌قاسم سلیمانی را. اگر کسی بخواهد حاج‌قاسم را دوباره بیابد، می‌تواند او را در زاهدی پیدا کند. پس از اخلاص، ویژگی بارز دیگر زاهدی توسل و ذکر دائم بود. او صبح خود را با قرآن و زیارت‌عاشورا آغاز می‌کرد و ذکر صلوات لحظه‌ای از لبانش جدا نمی‌شد.

بارها با دیدن زمزمه ذکرش، ما هم ذکر می‌گفتیم. روزی به مکه رفته بود. وقتی برگشت، هدیه‌ای به من داد؛ قرآنی کوچک و کامل. گفت: «این را داشته باش. اگر با قرآن مأنوس شوی، دنیا و آخرتت را داری.» من هنوز همان قرآن را دارم.

به عقیده بنده، شهید زاهدی را می‌توان در سه مقطع شناخت: اول، دفاع‌‌مقدس با عنوان جهاد اصغر، که در آن به اوج رسید و اگرچه در آن زمان شهید نشد، درحقیقت در همان سال‌ها همچون شهدا عروج کرد؛ دوم، جهاد اکبر که زاهدی در این مرحله الگو بود؛ در سیاست، فرهنگ و اقتصاد، نگاهش تنها به رهبر و ولی زمان بود. هرجا انقلاب او را می‌خواست، بی‌درنگ می‌گفت: «چشم».

سومین مقطع میدان قدس و مقاومت اسلامی است. اگر اخلاص و ذکرهای او نبود و اگر محو در خدا نبود، امروز زاهدی به‌عنوان محور قدس و یار حاج‌قاسم شناخته نمی‌شد. به باور من، شهید زاهدی همچون حاج‌قاسم، شهید جهان اسلام است.

روز قدس در تهران تشییع شد و پس‌ازآن در اصفهان. این تشییع، نمادی بود از جایگاه فراملی او. ما باید چهره و راه این شهیدان بین‌المللی را زنده نگه داریم؛ با گفتارشان، با رفتارشان و با تصاویرشان. در روزهایی چون ۲۲بهمن، روز قدس و هر مناسبت بزرگ، نام و یاد حاج‌قاسم، حاج‌علی زاهدی و دیگر شهدای مقاومت باید در میان ما باشد؛ چراکه این تصاویر و یادها، چراغ راهی برای نسل جوان است.