به گزارش اصفهان زیبا؛ سی و هفتمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان در حالی آغاز به کار کرد که سؤالاتی اساسی همچنان درباره آن مطرح بوده و البته برای آنها هنوز پاسخ درخوری داده نشده است.
یکی از این سؤالها مربوط به شهری است که سالهاست میزبانی این جشنواره را برعهده داشته و در برگزاری آن از چیزی دریغ نکرده است؛ یعنی اصفهان. اصفهانی که سالیان دراز است با مهر و آغوش باز میزبانی این جشنواره را بر عهده گرفته و حقیقتا تلاش کرده است تا به بهترین نحو از پس این میزبانی بربیاید.
اما زخمی که بر پیکر جریان سینمایی این شهر است و هر ساله سعی میکنند آن را از چشم میهمان پنهان کنند، این است که چرا اصفهان سهمی در تولیدات و آثار این جشنواره ندارد. آیا میزبان که خود روزگاری یکی از نقاط مهم فیلمسازی کشور بوده است، نباید در بین آثار سینمایی این جشنواره یک اثر تماماصفهانی داشته باشد؟
آنچه بیشتر جلب توجه میکند، آن است که اصفهان نهتنها میزبان خوبی برای این جشنواره بوده، بلکه خود توان و انرژی کافی برای ساخت فیلم در حوزه کودکان را دارد و اساسا میتوان این شهر را شهری با ظرفیت تولید بالا برای کودک و نوجوان معرفی کرد؛ اما افسوس که امروز این ظرفیت و قابلیت نادیده گرفته شده و جریان تولید اصفهان، مخصوصا در حوزه کودک و نوجوان، روزهای خوبی را سپری نمیکند.
متولیان امر در پایتخت آیا با خود فکر نمیکنند که چرا این شهر که خود میزبان جشنوارهای بینالمللی و مهم در حوزه کودکان و نوجوانان است، در طول این یک سال تولیدی چه در این حوزه و چه در حوزههای دیگر نداشته است و عملا در رکود تمام به سر میبرد؟
سهم اصفهان از تأمین فرهنگ و هنر ایران عزیز آنقدر دندانگیر بوده و آنقدر دین خود را به فرهنگ و هنر این کشور ادا کرده است که حداقل مسئولان مربوطه نگران نبودِ تولید در این شهر شوند. تشکیل شورای سینما در این شهر که به همت جمالینژاد، استاندار محترم اصفهان، صورت گرفته، آیا برای حل این مشکل تمهیدی اندیشیده است؟
این سؤالها و هزاران سؤال دیگر است که اهالی سینما و دوستداران سینمای اصفهان هر روز با آن از خواب بیدار میشوند و شبهنگام نیز با همین سؤالها به خواب میروند. این سؤالها هر روز ذهن فیلمساز اصفهانی را به خود مشغول میدارد و انرژی او را میگیرد و همچنان زمانها میگذرد تا شاید فکری به حال این وضعیت تولید در اصفهان شود.
در کل، آنچه امروز بیش از هر چیزی در مواجهه با اصفهان در حوزه فرهنگ مطرح بوده، این است که چرا این شهر سهمی در تولید فیلم سینمایی در برنامه ارگانها و نهادهای پایتخت ندارد و چرا این سازمانها بابت ضعف در تولید فیلم در اصفهان نگرانی به خود راه نمیدهند.
آیا اصفهان و جریان سینمایی اصفهان را فراموش کردهاند، یا تمایلی به روان ساختن و جاری کردن این جریان سینمایی در این شهر ندارند؟ آیا استعدادها و ظرفیتهای موجود در اصفهان مغفول است، یا حتما باید از این شهر مهاجرت کنند و به پایتخت بروند تا به چشم متولیان بیایند و آنجا نیز هر فیلمی که میسازند، متعلق به پایتخت شود و باز این چرخه و تسلسل ادامه پیدا کند تا به طور کامل جریان سینمایی این شهر خالی و تهی شود و صرفا محلی برای برگزاری جشنواره سینمایی باشد؟
اینها همه رنجی است که بر بدنه سینمایی این شهر تحمیل شده و روح و روان فیلمساز این شهر را که میخواهد در شهر گنبدهای فیروزهای و مادیهای سرسبز و جاری بماند و با عشقبازی با این شهر، فیلمش را همسو با اتمسفر آن بسازد، آزار میدهد.
شاید طرح این سؤالات باب خوبی را برای گفتوگو بگشاید که به راستی برنامه مسئولان برای این وضعیت تولید در اصفهان چیست و این موضوع به چه سمتی خواهد رفت تا حداقل مسائل به طور واضح و علنی به سمع و نظر همه اهالی سینمای اصفهان رسیده و مطالبات این قشر نیز صریح و با رعایت نکات فنی به گوش مسئولان برسد.
هرچه هست، اصفهان در جریان سینماییاش نیازمند تولید است؛ همانگونه که صنایعش سهم تولید زیادی را قبول کردهاند و بار بزرگ تولیدی کشور را به دوش میکشند. اصفهان باید فیلم بسازد تا اصفهان باشد.



