به گزارش اصفهان زیبا؛ امسال با ذوق به استقبال جشنوارهای رفتیم که با دلخوری و انتقادهای ریز و درشت آن را به پایان رساندیم؛ چون نه تنها انتظاراتمان از جشنواره برآورده نشد، بلکه برخی از موضوعات ابتدایی که توقع داشتیم و بدیهی بود که باید رخ بدهد، انجام نشد.
در حقیقت، جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان امسال، در حالی به پایان رسید که بسیاری از انتظاراتی که از آن میرفت، محقق نشد.
شور و نشاطی که در خاطره جمعی از جشنوارههای گذشته مانده بود، امسال تنها در چند قاب محدود تکرار شد و بخش قابل توجهی از برنامهها نتوانستند جایگاه واقعی این جشنواره را احیا کنند.
فیلمهای بیرمق و کمتعداد
اگر «بچه مردم» نبود که برای جشنواره کودک آبروداری کند، تقریبا میتوان گفت بهجز اینکه فیلمها کم بودند، کیفیتشان نیز پایینتر از حد انتظار بود.
البته این نکته مثبت است که امسال فیلمهای نوجوان بیشتر از کودک بودند، اما در کل تعداد اندک فیلمها بزرگترین ضعف جشنواره محسوب میشد.
فیلمهای حاضر در بخش مسابقه نتوانستند بار محتوایی و هنری جشنواره را بالا ببرند. بیشتر آثار، روایتهای تکراری از دوستی، خانواده و دغدغههای نوجوانانه بودند که بدون خلاقیت بصری یا روایت تازهای ارائه شدند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که تنها یک فیلم متفاوت، مثل «بچه مردم»، بتواند توجه مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کند و به نوعی بار جشنواره را به دوش بکشد.
حضور غایب بخش بینالملل
وقتی در سالن سینما ایستاده بودیم، گاهی افرادی را میدیدیم که با لباسهایی متفاوت از دیگران وارد میشدند و به سمت یکی از سالنهای سینما میرفتند.
سهم ما از بخش بینالملل همین بود: چند رفتوآمد کوتاه، چند عکس یادگاری از داوران خارجی و چند سانس محدود از فیلمهایی که حتی خود داوران بینالملل هم در زمان اکرانشان در سالن حضور نداشتند.
ضعفها در این بخش آنقدر محسوس بود که حتی نمیشود از تعامل بین فیلمسازان داخلی و خارجی سخن گفت.
بخش بینالملل که میتوانست فرصتی برای تبادل فرهنگی و دیدهشدن آثار ایرانی در سطح جهانی باشد، عملا حذفشده به نظر میرسید.
اینجا هم شاید باز همان فیلم «بچه مردم» باشد که دست جشنواره را بگیرد و آبروی آن را حفظ کند؛ اما واقعیت این است که دیگر نمیتوان از جشنوارهای که قرار بود ویترین جهانی سینمای کودک ایران باشد، چنین انتظاری داشت.
کارگاههایی که برگزار نشدند
یکی از دلخوشیهای ما در جشنوارههای سالهای گذشته، برگزاری کارگاههای تخصصی برای کودکان، نوجوانان و علاقهمندان فیلمسازی بود. اما امسال حتی در این بخش نیز اتفاق خاصی نیفتاد.
تنها یک کارگاه برگزار شد که اطلاعرسانی درستی دربارهاش انجام نگرفته بود و بسیاری از مخاطبان از آن بیخبر ماندند.انتظار میرفت این کارگاهها، حداقل خلأ فیلمهای کمکیفیت را جبران کنند و بستری برای آموزش و پرورش نسل جدید فیلمسازان باشند، اما چنین نشد.
سانسهای مردمی در دورترین نقاط شهر
متأسفانه سینماهایی که برای سانسهای مردمی انتخاب شده بودند، در دورترین نقاط ممکن شهر یعنی «شهر رویاها» و «سیتیسنتر» قرار داشتند.
فاصله زیاد این مراکز از بافت مرکزی شهر باعث شد فروش فیلمها پایین باشد و مردم تمایلی برای رفتن به آن مکانها نداشته باشند.
فیلمها نه تنها فروش قابل توجهی نداشتند، بلکه حالوهوای جشنوارهای هم در آن سالنها احساس نمیشد.
شور مردمی جشنواره که همیشه یکی از نقاط قوتش بود، امسال تقریبا بهکلی از میان رفت.
حالوهوای شهری؛ نیمهجان، اما امیدوارکننده
هرچند از خود جشنواره غفلت شده بود، اما تا حدی برنامههای جنبی در محلهها و شهر، دست و پا شکسته اجرا شد.
فارغ از کیفیت متفاوت برنامهها، در چهارباغ نیز اجراهایی برگزار شد که مردم از آن استقبال کردند.
این بخش، در مقایسه با سایر قسمتهای جشنواره، عملکرد نسبتا بهتری داشت؛ هرچند بسیاری از برنامههایی که در فهرست رسمی آمده بود، در عمل برگزار نشد.
کار جالب دیگری که انجام شد، نمایش فیلمهای قدیمیتر مثل «دونده» و «باشو، غریبه کوچک» بود که نسخههای ترمیمشدهشان اکران شد.
اما سؤال اینجاست: اگر قرار بود سالن کوچکی با ظرفیت پانزده نفر برای این اکرانها در نظر گرفته شود، چرا اصلا چنین برنامهای طراحی شد؟
وقتی قرار نیست مخاطبی وجود داشته باشد و نمایشها بیسروصدا برگزار میشوند، این کار بیشتر شبیه رفع تکلیف است تا اقدامی فرهنگی.
بینظمی در مدیریت و اجرا
این یک قانون نانوشته است که به جداول برنامه سینماهای جشنواره اعتماد نکنید!
متأسفانه امسال این جمله بیش از هر سال مصداق پیدا کرد.
بینظمی در جدول نمایشها، تغییر ناگهانی برنامهها، اطلاعرسانی ضعیف و اشتباهات تکراری باعث شد حتی خبرنگاران و داوران کودک نیز در برخی موارد سردرگم شوند.
این در حالی است که انتظار میرفت پس از سالها تجربه، ساختار اجرایی جشنواره منسجمتر و حرفهایتر عمل کند.
در چنین شرایطی، نه رسانهها توانستند پوشش درستی از جشنواره ارائه دهند و نه مخاطبان اعتماد کردند که برنامهها طبق جدول پیش برود.
پیام انسانی و اجتماعی؛ حضوری نمادین
هرچند امسال بخشی از جشنواره به موضوع مقاومت و کودکان فلسطین اختصاص داشت، اما این حضور بیشتر نمادین بود تا واقعی.
پرداختی عمیق، احساسی و هنرمندانه به این موضوع دیده نمیشد و فیلمها در سطح شعار باقی ماندند.
جشنواره در ایفای نقش فرهنگی و اجتماعی خود، بهویژه در شرایطی که جهان کودک بیش از همیشه محتاج پیام صلح و همدلی است، توفیق چندانی نداشت.
نتیجه
جشنواره امسال، بیش از هر چیز یادآور فاصلهای بود میان آنچه باید باشد و آنچه هست.
بااینحال، همینکه هنوز سینمای کودک در تقویم فرهنگی ما جایی دارد، امیدی برای فرداست؛
به شرط آنکه مسئولان فرهنگی، این جشنواره را نه بهعنوان مراسمی تکراری، بلکه فرصتی برای بازسازی ارتباط نسلها با رؤیای کودکی ببینند.



