به گزارش اصفهان زیبا؛ اتفاق اخیر در قالب توافق آتشبس و تبادل اسرا میان اسرائیل و حماس را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک توافق نظامی یا بشردوستانه تفسیر کرد.
این تحول، جلوهای از عقلانیت مصلحتنگر مقاومت در یک میدان پرتنش و بیرحم است؛ عقلانیتی که نه از سر ضعف، بلکه برآمده از درکی عمیق نسبت به واقعیتهای میدانی، فشارهای انسانی و شرایط پیچیده منطقهای اتخاذ شده است.
نکته مهم در این توافق آن است که رژیم صهیونیستی ناگزیر شد حماس را بهعنوان یک طرف رسمی مذاکره بپذیرد؛ موضوعی که در عرف سیاسی، به معنای به رسمیت شناختن مشروعیت نسبی یک طرف است.
اگر حماس نیرویی شکستخورده بود، صهیونیسم هرگز وارد میز مذاکره با آن نمیشد.
این خود مؤید آن است که مقاومت، علیرغم فشارهای سنگین و جنگی فرسایشی، نهتنها از بین نرفته، بلکه اقتدار سیاسی و نظامی خود را حفظ کرده است.
آنطور که بازگشت سریع نیروهای حماس به سطح شهر و برعهدهگرفتن نظم عمومی پس از اعلام آتشبس، نشانه روشنی از انسجام تشکیلاتی و پایداری ساختار فرماندهی مقاومت است. افزون بر این، استقبال مردم نوار غزه از این نیروها، گواهی بر محبوبیت اجتماعی بالای حماس است که پس از این حجم از تخریب نیز دچار افول نشده است.
در زمینه تبادل اسرا نیز، ابعاد اخلاقی عملکرد مقاومت برجسته است. اسرای اسرائیلی، پس از دورهای طولانی از اسارت در دل جنگ و محاصره، در سلامت جسمی و روحی مناسب تحویل داده شدند؛ مسئلهای که حتی صلیب سرخ جهانی نیز بر آن صحه گذاشته است.
رفتار حرفهای و انسانی، که چهرهای متفاوت از مقاومت بهعنوان بازیگری اخلاقمحور و قانونمدار در سطح بینالملل ارائه میدهد.
اما در مورد آینده این توافق، نمیتوان با خوشبینی سخن گفت. سابقه رژیم صهیونیستی نشان میدهد که پایبندی تلآویو به مفاد آتشبس همواره در معرض تردید است.
نشانههای اولیه نیز این بدبینی را تقویت میکند؛ آنطور که چند ساعت پس از اعلام توافق، شاهد حملات هدفمند و ترورها در نوار غزه بوده ایم.
علاوه بر این، اسرائیل کرانه باختری را رها نخواهد کرد، لبنان همچنان در معرض تجاوزات باقی خواهد ماند.
آتش فتنه و منازعه کماکان زیر خاکستر خواهد بود. رژیم صهیونیستی بهصورت تاریخی نشان داده است که هرگونه توافق برایش پایان درگیری نیست، بلکه صرفاً تأمین یک فضای تنفسی موقت برای بازیابی توان نظامی و اطلاعاتی به شمار میرود.
در بعد بینالمللی نیز، هرچند می گویند این توافق با حمایت آمریکا و برخی بازیگران منطقهای صورت گرفت، اما واقعیت آن است که طرح این آتشبس از درون خود اسرائیل و و از زبان آمریکا بیان شد و با هدف کاهش فشارهای داخلی و خارجی بر کابینه نتانیاهو کلید خورد.
فشارهای سنگین جهانی، افکار عمومی بیدار شده در اروپا و آمریکا، و حتی مواضع بیسابقه برخی محافل سیاسی در غرب، شرایطی را ایجاد کردند که ادامه جنگ برای اسرائیل بیش از پیش هزینهساز شده بود.
در مجموع، این توافق اگرچه گامی مثبت در کاهش آلام انسانی و برونرفت از یک وضعیت بحرانی بود، اما هیچ تضمینی برای صلح پایدار در ساختار رفتاری رژیم صهیونیستی وجود ندارد. مقاومت فلسطین نیز با این اقدام، هوشمندانه ظرفیت چانهزنی خود را تقویت کرد، در عین حال که وجهه انسانی و مشروعیت سیاسیاش در سطح جهانی ارتقا یافت.
در نهایت آینده می توان گفت این توافق به متغیرهای متعددی بستگی دارد، اما آنچه مسلم است اینکه، تا زمانی که ساختار تفکر صهیونیستی بر پایه توسعهطلبی، نژادپرستی دینی و نفی حقوق ملت فلسطین باقی بماند، امکان تحقق یک صلح واقعی و پایدار بسیار بعید بهنظر میرسد.



