تا این ساعت… چگونه گذشت؟

در اوج مظلومیت، طعم پیروزی؛ حال‌وهوای این روزهای مردم ایران همین است. دشمن آمد، با همه‌ قساوتش؛ بهانه‌اش هم روشن بود؛ چرا تسلیم نمی‌شوید؟

تاریخ انتشار: 15:41 - دوشنبه 11 اسفند 1404
مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه
تا این ساعت… چگونه گذشت؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ در اوج مظلومیت، طعم پیروزی؛ حال‌وهوای این روزهای مردم ایران همین است. دشمن آمد، با همه‌ قساوتش؛ بهانه‌اش هم روشن بود؛ چرا تسلیم نمی‌شوید؟

این مردم تاوان ایستادگی‌شان را می‌دهند؛ تاوان بزرگ‌بودن؛ هویت‌داشتن؛ اما تا این لحظه در دل همین اندوه، یک حقیقت زنده است و آن‌هم شکست دشمن.
چرا؟ چون دشمن بازهم به اهدافش نرسید.

اول، هدفشان ترور سران کشور بود که ناکام ماندند.
دوم، مراکز هسته‌ای و موشکی را نشانه رفتند؛ اما ناتوان بودند.

سوم، روی آشوب داخلی حساب باز کردند؛ همان خطی که در حرف‌های نتانیاهو و ترامپ و پهلوی تکرار شد؛ اما این مردم را نشناختند.

از آن‌سو، ورق برگشت. پایگاه‌های آمریکا در منطقه و شهرهای رژیم زیر آتش رفت؛ آن‌قدر که خودشان اعتراف کردند: «باورکردنی نبود.»

اما…میان همه این صحنه‌ها، یک حقیقت هست که قلب را می‌فشارد؛ مظلومیت مردم. وقتی این مظلومیت با خون پاک‌ترین‌ها گره می‌خورد، درد هزار برابر می‌شود.

شهادت و جراحت بیش از 100 دانش‌آموز مینابی…یک سوی میدان، رذل‌ترین‌های عالم و سوی دیگر، فرشته‌های کوچک…نوجوان‌های پاک، از دل محرومیت. این، حق‌ترین دوقطبی دنیاست.

اما دردناک‌تر از همه این است: این خون‌ها ریخته می‌شود تا عده‌ای بیدار شوند… تا پایانی بر حماقت‌ها و بلاهت‌ها باشد. تا چشم‌هایی که هنوز به دشمن دل بسته‌اند، باز شود.
این، هزینه‌ نفهمیدن است؛ هزینه ساده‌لوحی؛ هزینه‌ امیدبستن به دشمنی که جز خون، چیزی برای این ملت نخواسته است.